English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (8 milliseconds)
English Persian
splitting چند دستهای شدن
Search result with all words
burst انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه
bursts انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه
stream تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
streamed تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
streams تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
job تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
jobs تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
queue تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queued تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queueing تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queues تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
remote سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remoter سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
remotest سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد
Jehovah's Witnesses دستهای از مسیحیان که بحکومت خداوند و به بازگشت عیسی پس از هزار سال دیگراعتقاددارند
maharaja لقب دستهای ازراجه ها یا شاهزادگان بزرگ در هند
maharajah لقب دستهای ازراجه ها یا شاهزادگان بزرگ در هند
maharajas لقب دستهای ازراجه ها یا شاهزادگان بزرگ در هند
squadron دستهای از مردم گروه هواپیما
squadrons دستهای از مردم گروه هواپیما
sequential خاتمه دادن یک کار در سیستم دستهای پیش از اینکه بعدی شروع شود
batch سیستمی که فایلهای دستهای را اجرا میکند
batch فایل ذخیره شده روی دیسک که شامل دستورات سیستم است . در هنگام اجرای فایل دستهای
batch فضای حافظه که سیستم عامل برنامههای دستهای را اجرا میکند
batch دستهای
batches سیستمی که فایلهای دستهای را اجرا میکند
batches فایل ذخیره شده روی دیسک که شامل دستورات سیستم است . در هنگام اجرای فایل دستهای
batches فضای حافظه که سیستم عامل برنامههای دستهای را اجرا میکند
batches دستهای
bureau ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
bureaus ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
script مجموعه دستوراتی که تابعی را انجام می دهند که توسط یک زبان ماکرو یا دستهای استفاده میشود
dinosaurs دستهای ازسوسماران دوره تریاسیک
transaction سیستم کامپیوتری که معمولاگ دستهای کار میکند تا وقتی که با تراکنش جدید متوقف شود و سپس منابع را به تراکنش اختصاص میدهد
log مجموعهای از دستورات دستهای که به صورت خودکار اجرا می شوند وقتی که به شبکه وصل یا وارد می شوید
logs مجموعهای از دستورات دستهای که به صورت خودکار اجرا می شوند وقتی که به شبکه وصل یا وارد می شوید
production تولید دستهای
productions تولید دستهای
grog دستهای از مردم که برای خوردن عرق گرد هم نشینند عرق خوردن
chain لیستی از دستورات در فایل که به ترتیب در یک سیستم دستهای اجرا می شوند
chains لیستی از دستورات در فایل که به ترتیب در یک سیستم دستهای اجرا می شوند
gregarious اجتماعی دستهای
party line خط دستهای
party lines خط دستهای
denominational دستهای
end کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
ended کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
ends کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
asterism برج دستهای از ستارگان
autoexec bat در DOS یک فایل دستهای است که هنگام روشن شدن کامپیوتر یا شروع مجدد کاردستگاه فعال میشود
AUTOEXEC.BAT فایل دستهای که شامل دستوراتی است که وقتی کامپیوتر شروع به کار میکند اجرا می شوند
BAT file extension مشخصه استاندارد سه حرفی فایل در سیستم -MS DOS برای مشخص کردن فایل دستهای فایل متن حاوی دستورات سیستم
batch compiler همگردان دستهای
batch file فایل دستهای
batch mode باب دستهای
batch processing پردازش دستهای
block copolymer همبسپار دستهای
bunchy دستهای
capitulary عضو دستهای درکلیسا مجموعه دستورهاوایین نامههای اداری وشرعی سرلوحه
chain gang دستهای از محکومین که بهم زنجیر شده اند
claque دستهای که
congregational دستهای
deadman's float شناور بودن با دستهای باز
deme دستهای از موجودات زنده مرتبط با یکدیگر
editing run در پردازش دستهای برنامه ویرایش کننده داده را از نظردرستی فاهری بررسی کرده و هر گونه اشتباه را برای تصحیح و ارائه مجدد مشخص میکند
fascicle دستهای از رشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fascicled دستهای
fascicular دستهای
fascicule دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fasciculus دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
feverweed دستهای از گیاهان خانواده بوقناق
forlorn hope دستهای که قبلا مامور حمله و بمباران جای محصوری میشوند
gallowglass دستهای سرباز مزدور
group flashing light چشمک زن دستهای
happy family دستهای ازجانوران جوربجورکه دریک قفس باهم زندگی میکنند
hard handed دارای دستهای پینه خورده سخت گیر
hurdy gurdy نوعی الت موسیقی که باگرداندن دستهای کار میکند
monoprogramming system سیستم پردازش دستهای که در هر لحظه یک برنامه را اجرا میکند
multiple contact کنتاکت دستهای
passionist عضو دستهای از نصارا که پیوسته مصیبت حضرت مسیح رابایدیاداورشوند
pentadelphous پنج دستهای
poppyhead گل اذین دستهای
processionary دستهای
processionist کسیکه با دستهای راه میافتد
prone float روی شکم با دستهای کشیده
remote batch processing پردازش دستهای از راه دور دسته پردازی از راه دور
rje سیم پردازش دستهای که دستورات ازترمینال راه دور به کامپیوترارسال می شوند
songfest دستهای که اواز معروفومحبوب یا اهنگهای محلی جالبی را اجراء میکنند
strappado مچ دستهای مجرم را بر پشت او بستن واویختن وی ازطناب
TDS سیستم کامپیوتری که معمولاگ کارهای دستهای را پردازش میکند تا وقتی که وقفه رخ دهد و سپس منابع را به تراکنش جدید اختصاص میدهد
vespiary اجتماع زنبوران دستهای زنبور
wash your hands دستهای خود را بشویید
wide arm handstand بالانس ژاپنی با دستهای فاصله دار
windrow دستهای علف که برای خشک کردن جمع شده است
someone's hands are tied <idiom> دستهای کسی بسته بودن [اصطلاح مجازی]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com