English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
cleek چنگک بزرگ کلاچ
Other Matches
grapnel لنگر چهارشاخه چنگک مین چنگک الکتریکی
grapnels لنگر چهارشاخه چنگک مین چنگک الکتریکی
clutch کلاچ
clutched کلاچ
clutching کلاچ
clutches کلاچ
overrunning clutch کلاچ یک طرفه
friction clutch کلاچ اصطکاکی
clutch pilot bearing زغال کلاچ
clutch pilot bearing بلبرینگ کلاچ
magnetic clutch کلاچ مغناطیسی
clutch disk صفحه کلاچ
scattershield پوشش محافظ کلاچ و پدال
My grandparents are six feet under. <idiom> پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
fossil آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
museum piece آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
big game صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
macropterous دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
grabbing چنگک
beater چنگک
grip چنگک
grabbed چنگک
grab چنگک
crampon چنگک
hooks چنگک
bracket چنگک
hook چنگک
crampoon چنگک
uncus چنگک
gripped چنگک
gripping چنگک
hay fork چنگک
takle چنگک
grapnels چنگک
grapnel چنگک
grabs چنگک
prongs چنگک
grips چنگک
prong چنگک
grappling irons چنگک
bident چنگک
grappling iron چنگک
hanger چنگک لباس
tach سگک چنگک
stringer چنگک گوشت
tache سگک چنگک
boat-hooks چنگک قایق
gaff نیزه چنگک
hamated چنگک دار
reaping hook چنگک درو
clothes tree چنگک لباس
tine چنگک خیش
boat-hook چنگک قایق
boat hook چنگک قایق
racks چنگک جا لباسی
raking چنگک چنگال
wracked چنگک جا لباسی
wracks چنگک جا لباسی
forky چنگک وار
rakes چنگک چنگال
rake چنگک چنگال
hangers چنگک لباس
rack چنگک جا لباسی
pronged چنگک دار
pintle قلاب یا چنگک
racked چنگک جا لباسی
crane hook چنگک بالاکش
stringers چنگک گوشت
prong با چنگک صاف کردن
rake با چنگک جمع کردن
grapnel چنگک یا قلاب کشتی
rakes با چنگک جمع کردن
prongs با چنگک صاف کردن
grapnels چنگک یا قلاب کشتی
raking با چنگک جمع کردن
pegs میخ چوبی چنگک
peg میخ چوبی چنگک
forklift جراثقال چنگک دار
cliff-hanger چنگک باریک کوهنوردی
cliff-hangers چنگک باریک کوهنوردی
ungula سم ناخن چنگال چنگک
cliff hanger چنگک باریک کوهنوردی
prong دارای چنگک یا چنگال کردن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
grandam مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparent پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparents پدر بزرگ یا مادر بزرگ
marlinspike چنگک جدا کردن کابلهای دریایی
takle به قلاب اویزان کردن با چنگک گرفتن
harrow چنگک زمین صاف کن وریشه جمع کن
racks روی چنگک گذاردن لباس و غیره
wracks روی چنگک گذاردن لباس و غیره
harrows چنگک زمین صاف کن وریشه جمع کن
racked روی چنگک گذاردن لباس و غیره
rack روی چنگک گذاردن لباس و غیره
wracked روی چنگک گذاردن لباس و غیره
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
rack railway راه اهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشیب
hock spanner اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
crotch مربع کوچک در 4 گوشه میزبیلیارد بی کیسه چنگک نگهدارنده تیر افقی بادبان
crotches مربع کوچک در 4 گوشه میزبیلیارد بی کیسه چنگک نگهدارنده تیر افقی بادبان
tackling چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackles چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackled چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackle چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
crane hook قلاب سرکابل بالابر جرثقیل قلاب یا چنگک جرثقیل
small بزرگ نه
adult بزرگ
dignified بزرگ
extensive بزرگ
smaller بزرگ نه
eminent بزرگ
headman بزرگ
bulky بزرگ
bulkiest بزرگ
massively بزرگ
headmen بزرگ
of a large size بزرگ
large sized a بزرگ
large sized بزرگ
king size بزرگ
immane بزرگ
hugeous بزرگ
grave بزرگ
graves بزرگ
gravest بزرگ
bulkier بزرگ
massive بزرگ
adults بزرگ
mightier بزرگ
doyennes زن بزرگ
doyenne زن بزرگ
greatest بزرگ
majestic بزرگ
voluminous بزرگ
canis majoris سگ بزرگ
canis major سگ بزرگ
biggest بزرگ
bandog سگ بزرگ
bigger بزرگ
great- بزرگ
great بزرگ
mightiest بزرگ
mighty بزرگ
full bottomed بزرگ
gate در بزرگ
egregious بزرگ
smallest بزرگ نه
decuman بزرگ
majuscular بزرگ
gates در بزرگ
considerably large بس بزرگ
big بزرگ
enormous بزرگ
highs بزرگ
spankings بزرگ
highest بزرگ
high بزرگ
grossing بزرگ
vast بزرگ
propylon در بزرگ
paternal grandmother نه نه بزرگ
extra- بزرگ
extras بزرگ
nonus بزرگ
extra بزرگ
megapod بزرگ پا
grossest بزرگ
spanking بزرگ
major بزرگ
largest بزرگ
swith بزرگ
larger بزرگ
large بزرگ
gross بزرگ
grossed بزرگ
stour بزرگ
swingeing بزرگ
wallopings بزرگ
walloping بزرگ
majoring بزرگ
majored بزرگ
grosser بزرگ
grosses بزرگ
majuscule بزرگ
vasty بزرگ
macrocephalic بزرگ سر
jumbos بزرگ
jumbo بزرگ
magacephalic بزرگ سر
macro بزرگ
long ton تن بزرگ
land masses سرزمین بزرگ
bulldogs نوعی سگ بزرگ
bulldog نوعی سگ بزرگ
billows موج بزرگ اب
platter بشقاب بزرگ
platters بشقاب بزرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com