English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (34 milliseconds)
English Persian
tackle چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackled چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackles چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
tackling چنگک وصل کردن به قلاب اویزان کردن
Search result with all words
takle به قلاب اویزان کردن با چنگک گرفتن
Other Matches
crane hook قلاب سرکابل بالابر جرثقیل قلاب یا چنگک جرثقیل
pintle قلاب یا چنگک
grapnel چنگک یا قلاب کشتی
grapnels چنگک یا قلاب کشتی
hock spanner اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
suspension اویزان کردن
suspending اویزان کردن
hangs اویزان کردن
suspensions اویزان کردن
hook on اویزان کردن
suspend اویزان کردن
hang اویزان کردن
suspends اویزان کردن
rake با چنگک جمع کردن
raking با چنگک جمع کردن
prong با چنگک صاف کردن
prongs با چنگک صاف کردن
rakes با چنگک جمع کردن
dangle اویزان کردن اویختن
overhangs اویزان کردن یا شدن
overhang اویزان کردن یا شدن
dangles اویزان کردن اویختن
dangling اویزان کردن اویختن
to hand out از پنجره اویزان کردن
dangled اویزان کردن اویختن
prong دارای چنگک یا چنگال کردن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
suspension ribbon لنت اویزان کردن نشان
suspending اویزان شدن یا کردن اندروابودن
suspends اویزان شدن یا کردن اندروابودن
suspend اویزان شدن یا کردن اندروابودن
marlinspike چنگک جدا کردن کابلهای دریایی
impend اویزان کردن در شرف وقوع بودن
grapnel لنگر چهارشاخه چنگک مین چنگک الکتریکی
grapnels لنگر چهارشاخه چنگک مین چنگک الکتریکی
hook on قلاب کردن
embroidered قلاب دوزی کردن
unhook از قلاب باز کردن
embroider قلاب دوزی کردن
embroiders قلاب دوزی کردن
unhooked از قلاب باز کردن
embroidering قلاب دوزی کردن
unhooks از قلاب باز کردن
unhooking از قلاب باز کردن
hook بشکل قلاب دراوردن کج کردن
snell وصل کردن نخ به قلاب ماهیگیری
hooks بشکل قلاب دراوردن کج کردن
clicks زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
click زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
clicked زنگ خوردن تیک تیک کردن قلاب یا ضامن در دستگاههای زمان سنجی
hooked medallion ترنج قلاب شکل [در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
underhook گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
grips چنگک
hay fork چنگک
takle چنگک
crampon چنگک
grappling iron چنگک
grappling irons چنگک
grip چنگک
bracket چنگک
gripped چنگک
crampoon چنگک
gripping چنگک
beater چنگک
hooks چنگک
hook چنگک
grabs چنگک
bident چنگک
grab چنگک
grabbed چنگک
grapnels چنگک
grabbing چنگک
uncus چنگک
grapnel چنگک
prongs چنگک
prong چنگک
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
dangled اویزان
suspension bridges پل اویزان
dangles اویزان
overhanging اویزان
dangling اویزان
dangle اویزان
pendent اویزان
clinching اویزان
clinches اویزان
suspension bridge پل اویزان
clinched اویزان
clinch اویزان
pensile اویزان
dangler اویزان
penduline اویزان
racked چنگک جا لباسی
tach سگک چنگک
tache سگک چنگک
racks چنگک جا لباسی
stringer چنگک گوشت
tine چنگک خیش
stringers چنگک گوشت
wracked چنگک جا لباسی
wracks چنگک جا لباسی
rake چنگک چنگال
reaping hook چنگک درو
rack چنگک جا لباسی
gaff نیزه چنگک
forky چنگک وار
clothes tree چنگک لباس
boat hook چنگک قایق
crane hook چنگک بالاکش
boat-hook چنگک قایق
boat-hooks چنگک قایق
hangers چنگک لباس
hanger چنگک لباس
raking چنگک چنگال
hamated چنگک دار
rakes چنگک چنگال
pronged چنگک دار
monorails ترن اویزان
monorail ترن اویزان
dangled اویزان بودن
suspension اویزان اویزانی
flappy اویزان وگشاد
pendant switch کلید اویزان
dangle اویزان بودن
suspensions اویزان اویزانی
hitch tie گره اویزان
dangles اویزان بودن
suspension bow رکاب اویزان
suspension bucket سطل اویزان
hook up نقشه اویزان
hook-up نقشه اویزان
hook-ups نقشه اویزان
stages نیمکت اویزان
stage نیمکت اویزان
lippy پر رو دارای لب اویزان
basket tie گره اویزان
overhead rial ریل اویزان
dangling اویزان بودن
overhang اویزان بودن
suspension cable کابل اویزان
suspension insulator مقره اویزان
suspension ladder نردبان اویزان
overhangs اویزان بودن
ungula سم ناخن چنگال چنگک
pegs میخ چوبی چنگک
peg میخ چوبی چنگک
cliff-hangers چنگک باریک کوهنوردی
cleek چنگک بزرگ کلاچ
forklift جراثقال چنگک دار
cliff hanger چنگک باریک کوهنوردی
cliff-hanger چنگک باریک کوهنوردی
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
earlobes قسمت اویزان گوش
acrochordon دارای زگیل اویزان
basket hitch tie گره اویزان دو خفتی
hanging pawns پیادههای اویزان شطرنج
hanging scaffold چوب بست اویزان
impendent تهدید کننده اویزان
earlobe قسمت اویزان گوش
sling load بار اویزان از هواپیما
hanging اویزان درحال تعلیق
chapfallen دارای چانه اویزان
kiting اویزان شدن از گلایدر
monkey hang اویزان شدن ژیمناست با یک دست
machanic کمربند ایمنی اویزان از سقف
parasol wing بالی که هواپیما از ان اویزان میشود
watch pocket جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
hanging arrow تیر اویزان شده به هدف
harrow چنگک زمین صاف کن وریشه جمع کن
rack روی چنگک گذاردن لباس و غیره
racks روی چنگک گذاردن لباس و غیره
racked روی چنگک گذاردن لباس و غیره
wracked روی چنگک گذاردن لباس و غیره
wracks روی چنگک گذاردن لباس و غیره
harrows چنگک زمین صاف کن وریشه جمع کن
shagging پارچه مویی زبر اویزان بودن
grab rope طناب مخصوص اویزان شدن از ناو
shags پارچه مویی زبر اویزان بودن
upper arm hang اویزان شدن ژیمناست روی کتفها
rosulate روی هم خوابیده دارای گلهای اویزان
shag پارچه مویی زبر اویزان بودن
drag line طنای اویزان از بالن هنگام فرود
flaps لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
hand glider هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
sky surfer هواپیمای بی موتور کوچک که خلبان از ان اویزان میشود
flap لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
flapped لبه اویزان نقاب کلاه بال زدن
kago تخت روان سبدی که از تیری اویزان کنند
rack railway راه اهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشیب
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com