English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (12 milliseconds)
English Persian
be it so چنین باشد
beit so چنین باشد
Search result with all words
cruelty عقلا" قابل پیش بینی باشد . این چنین رفتاری معمولا" باعث صدورحکم طلاق میشود
perhaps so شاید چنین باشد
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
Other Matches
methought چنین بنظرم میرسد چنین می نماید
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
such چنین
so چنین
likewise چنین
i express my regret for it که چنین شد
it happened thaf چنین
such یک چنین
thus چنین
sic چنین
like this چنین
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
exactly چنین است
be it so چنین باد
amen چنین باد
such and such چنین و چنان
so said darius چنین گفت ....
beit so چنین باد
there is a rumour that چنین میگویند که
the report goes چنین گویند
i imagine he is my friend چنین می پندارم
i was given to understand چنین فهمیدم
who said so? که چنین حرفی زد
methinks چنین مینماید
secus نه این چنین
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
semble چنین به نظر می رسد
so called که چنین نامیده شده
so-called که چنین نامیده شده
what [some] people would call [may call] <adj.> که چنین نامیده شده
is it not ایا چنین نیست
meseems چنین بنظرم میرسد
that is not the case مطلب چنین نیست
it look as if چنین مینماید که گویی
it follows that..... چنین برمی اید که ....
in that case حال که چنین است
methinks بنظرم چنین میرسد
i express my regret for it پوزش میخواهم که چنین شد
Fate had so decreed . I t was so destined . قسمت چنین بود
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
so to speak اگربتوان چنین چیزی گفت
such being the case حال که چنین است دراینصورت
scilicet از این چنین استنباط میشود.....
so and so اینکار وانکار چنین وچنان
i had never seen such a book من هرگز چنین کتابی ندیده ام
is that so? ایا وا قعا چنین است
it promisews to be easy چنین مینماید که اسان است
Never! Not at all !! By no means !There is no such thing at all . Nothing of the sort. Nothing doing. ابدا"چنین چیزی نیست
ex-directory شخصی که چنین شمارهای را دارد
But fate decreed otherwise. اما قسمت چنین بود .
so-and-so اینکار وانکار چنین وچنان
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
The story goes that … آورده اند که (چنین روایت کنند )…
coloratura خوانندهای که همراه چنین آهنگی میخواند
I never saw anything like it. من تا اکنون هرگز چنین چیزی را ندیده ام.
Such a thing does not exist at all . چنین چیزی اصلا" وجود ندارد
he pretended to be asleep چنین وانمود کرد که خواب است
so to peaking اگر بتوان چنین چیزی گفت
coloraturas خوانندهای که همراه چنین آهنگی میخواند
dedications قصدایجاد چنین تاسیسی استنباط گردد
dedication قصدایجاد چنین تاسیسی استنباط گردد
No such a thing has been stipulated in the contract. درقرارداد چنین چیزی قید نشده است
It was inappropriate to make such a remark . مناسبت نداشت چنین مطلبی اظهار گردد
Not on your life ! هرگز توعمرم ( چنین کاری نخواهم کرد) !
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
sic علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده
sickest علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده برانگیختن
sick علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده برانگیختن
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
the big three ترومن و استالین وهم چنین به انگلستان امریکا و شوروی اطلاق میشود
to take action to prevent [stop] such practices اقدام کردن برای اینکه از چنین شیوه هایی جلوگیری شود
The law prescribes a prison sentence of at least five years for such an offence. قانون کم کمش پنج سال حکم زندان برای چنین جرمی تجویزمی کند.
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
this day six months شش ماه بعد در چنین روزی جهت بیان امر غیر قابل وقوع بکار می رود
imperialism استعمار طلبی سیاست مبتنی بر توسعه یک کشور تا حد یک امپراطوری ویا حفظ چنین قلمرویی درصورت وجود
immunity به طوری که توقیف و اعمال مجازات درمورد چنین ماموری ممکن نیست مگر به وسیله تحویل دادنش به دولت متبوع وی
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
This was the one time he did such a thing and it proved to have fateful consequences. این تنها باری بود که او دست به چنین کاری زد و نتیجه اش فاجعه انگیز بود.
If so, you've only yourself to blame. اگر چنین است، پس فقط تقصیر خودت است.
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
if so اگر هست اگر چنین است
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
object code خروجی یک کامپایلر یا اسمبلرکه خود کد ماشینی قابل اجرابوده یا برای پردازش بیشتربه منظور تولید چنین کدی مناسب است کد مقصود برنامه مقصود
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
bill of rights منظور هرسندی است که در ان از حقوق و ازادیهای فردی و اجتماعی سخن به میان اید و معمولااین چنین سندی بعد ازانقلابات بزرگ و یا تغییررژیم و یا تغییر قانون اساسی وجود پیدا میکند
adders مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
adder مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
some one or other هر کس باشد
admissibleness باشد
custom's declaration باشد
reflexively باشد
incomplete flower کم باشد
Benedictine باشد
Benedictines باشد
admissibly باشد
any old thing هر چه باشد
at the owner's risk باشد
whencesoever از هرجا که باشد
at most خیلی باشد
keep your peck up دل داشته باشد
whoso هر شخصی که باشد
let it be بگذارید باشد
let it remain as it is بگذارید باشد
worksheet ی داشته باشد
if he be اگر او باشد
whosoever هر شخصی که باشد
coute que coute بهربهاکه باشد
quantum sufficit چندان که بس باشد
if any اگر باشد
stet بگذارید باشد
hydroxide داشته باشد
over crowding بیشتر باشد
shepherdess شبان کلیسا که زن باشد
You neednt worry . Dont bother your head. خیالت راحت باشد
He is not dead by any chance , is he ? نکند مرده باشد ؟
May his soull live in peace. روحش شاد باشد
brilliantly چنانکه برجسته باشد
Mark my words . Remember what I told you . یادت باشد چه گفتم
Keep your mind on your work. حواست بکارت باشد
strays که متوقف نشده باشد
straying که متوقف نشده باشد
meetly چنانکه در خور باشد
stray که متوقف نشده باشد
shepherdesses شبان کلیسا که زن باشد
well and good باشد چه ضرر دارد
out of range که خارج از حد سیستم باشد
he must have gone باید رفته باشد
he wished to be private می خواست در خلوت باشد
how difficult soever it may be هر قدر سخت باشد
HTTPD تصدیق و جستجو باشد
i beam or i beam تیری که به شکل ) باشد
i girder تیری که بشکل ) باشد
if any اگر داشته باشد
if necessary اگر لازم باشد
if need be اگر لازم باشد
inoffensively بی انکه زننده باشد
inviolably چنانکه سزاوارحرمت باشد
kentish fire که نشانه نفاق ..باشد
library edition چاپی که درخودکتابخانه باشد
flocculence یا دسته پشم باشد
pitfully چنانکه سزاوارنکوهش باشد
culpably چنانکه سزاوارسرزنش باشد
theonomy کشوری که خداپادشاه ان باشد
that depends تا چه شرایطی درکار باشد
if i find an opportunity اگر مجالی باشد
steady as you go راه ثابت باشد
shell back دریانوردی که از خط استواگذشته باشد
by all means بهر قیمت که باشد
riparian حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
as the case may be تاچه مورد باشد
at all events بهر وسیله که باشد
at any price بهر قسمت که باشد
at f. منتهی خیلی باشد
rain or shine چه باران باشد چه آفتاب
caryatid ستونی که مجسمه زن باشد
pterygium گلبرگی که مانندبال باشد
medially چنانکه درمیان باشد
layers ل تصحیح خطا باشد
Mind the step! حواست به پله باشد!
layer ل تصحیح خطا باشد
if he has found it اگر ان را پیدا کرده باشد
problem plav نمایشی که موضوع ان مسئلهای باشد
commendably چنانکه شایان ستایش باشد
layered انچه مربوط به لایه ها باشد
bind به صورتی که قابل اجرا باشد
lightface حروفی که خطوط ان ریزوفریف باشد
negroid کسیکه خون سیاهان در او باشد
the u kingdom کشوری که پادشاه داشته باشد
the u states کشوری که پادشاه داشته باشد
theatrical gestures حرکات واداهایی که در خورتماشاخانه باشد
bad dept طلبی که امکان وصول ان کم باشد
foot hill تپه ای که در دامنه کوهی باشد.
sites محلی که پایه چیزی باشد
sited محلی که پایه چیزی باشد
site محلی که پایه چیزی باشد
Supposing that is the case . بفرض اینکه اینطور باشد
sympathetics سلسله پیهای نباتی باشد
syngraph تنظیم کنندگان رسیده باشد
frothily بی انکه مغزیامعنی داشته باشد
razor edge پشته کوه که تیز باشد
i shoudel hardly think so گمان نمیکنم اینطور باشد
telamon ستونی که مجسمه مرد باشد
i suspect him to be a liar گمان میکنم دروغگو باشد
There must be a catch(trick)in it. باید حقه ای درکار باشد
testate متوفایی که وصیت کرده باشد
rationabile stoverium نفقهای که میزان ان منطقی باشد
selectable آنچه قابل انتخاب باشد
may the Lord be your refuge and protector. خدا پشت وپناهت باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com