Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
four cycle
چهار چرخه
Search result with all words
wagonette
گردونه چهار چرخه یک یا چنداسبه
waggonette
گردونه چهار چرخه که یک یاچند اسب انرا می کشد...دارد
Other Matches
cycle time
مدت چرخه زمان چرخه
cross-in-square
[کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
four poster
تختخوابی که چهار تیر یادیرک در چهار گوشه دارد
trapezium
چهار پهلو چهار ضلعی غیر منظم
quatrefoil
چهار وجهی
[این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
tetrapterous
دارای چهار بال چهار جناحی
quadrumana
چهار دستان میمونهای چهار دست و پا
quadrumvir
انجمنی مرکب از چهار تن چهار نفری
tetrahedron
جسم چهار سطحی چهار ضلعی
tetragonal
دارای چهار زاویه چهار کنجی
quadrangles
چهار گوش چهار دیواری
qyaternary
چهار واحدی چهار عضوی
quadrangle
چهار گوش چهار دیواری
quatrefoil
چهار ترک چهار گوشه
monocyle
یک چرخه
monocycle
یک چرخه
cycles
چرخه
hydrologic cycle
چرخه اب
cycled
چرخه
water cycle
چرخه اب
cyclone
چرخه
velocipede
سه چرخه
tricyclic
سه چرخه
trike
سه چرخه
tricycle
سه چرخه
cycle
چرخه
rotation
چرخه
cyclones
چرخه
tricycles
سه چرخه
tropical cyclone
چرخه استوایی
cycle stealing
چرخه دزدی
cycled
چرخ چرخه
cycle stealing
مدت چرخه
biorhythm
چرخه زیستی
cycle
چرخه زدن
tricar
اتومبیل سه چرخه
cycle
چرخ چرخه
hertz
چرخه در ثانیه
cardiac cycle
چرخه قلبی
hz
چرخه درثانیه
instruction cycle
چرخه دستورالعمل
kilocycle
هزار چرخه
cycled
چرخه زدن
cycle time
مدت چرخه
activity cycle
چرخه فعالیت
circulation of a vector
چرخه بردار
life-cycle
چرخه زندگی
cycling
چرخه زنی
fetch cycle
چرخه واکشی
execution cycle
چرخه اجرا
life-cycles
چرخه زندگی
execute cycle
چرخه اجرا
duty cycle
چرخه کار
display cycle
چرخه نمایش
cycles
چرخ چرخه
design cycle
چرخه طراحی
cycles per second
چرخه در ثانیه
cycles
چرخه زدن
cyclones
چرخه باد
machine cycle
چرخه ماشین
magnetic whirl
چرخه مغناطیسی
handlebar
دسته دو چرخه
major cycle
بزرگ چرخه
major cycle
چرخه بزرگ
search cycle
چرخه جستجو
megacycle
میلیون چرخه
megacycle
مگا چرخه
memory cycle
چرخه حافظه
minor cycle
خرد چرخه
minor cycle
چرخه خرد
storage cycle
چرخه انباره
cyclone
چرخه باد
pedicab
سه چرخه پایی
menstrual cycle
چرخه قاعدگی
carnot cycle
چرخه کارنو
life cycle
چرخه دوام
six by six
ماشین شش چرخه
data processing cycle
چرخه پردازش داده
gigacycle
هزار میلیارد چرخه
six by six
وسیله نقلیه شش چرخه
computer processing cycle
چرخه پردازش کامپیوتر
program development cycle
چرخه ایجاد برنامه
reset cycle
چرخه باز نشانی
toothed wheel
چرخه دندانه دار
citric acid cycle
چرخه سیتریک اسید
read restore cycle
چرخه خواندن و ترمیم
internal cycle time
زمان چرخه داخلی
kilomegacycle
هزار میلیون چرخه
read write cycle
چرخه خواندن و نوشتن
kilomegacycle
یک بیلیون چرخه در ثانیه
born haber cycle
چرخه بورن- هابر
gramdfather cycle
چرخه پدر بزرگ
tarantass
درشکه بی فنروچهار چرخه روسی
trailer
یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
trailers
یدک دوچرخه یاسه چرخه یاواگن
monorail
ریل واحدمخصوص حرکت ترن یک چرخه
monorails
ریل واحدمخصوص حرکت ترن یک چرخه
tumbrel or bril
ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
wheel
[همچنین علامتی در فرش چین به مفهوم چرخه زندگی]
cycle stealing
ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی
null cycle
زمان مورد نیاز برای چرخیدن درون یک برنامه کامل بدون تعریف دادههای جدید چرخه تهی
tetrad
چهار
quatre
چهار
quadrate
چهار یک
four
چهار
quadrilateral
چهار بر
quadrilaterals
چهار بر
quarter
چهار یک
quartile
چهار یک
quadrupled
چهار لا
quadrupeds
چهار پا
quadruped
چهار پا
quadruple
چهار لا
tetragon
چهار بر
quadruples
چهار لا
quadrupling
چهار لا
tetragon
چهار گوشه
tetrahedral
چهار ضلعی
tetraphyllous
چهار برگه
quadrivalent
چهار ارزشی
quadrivalent
چهار بنیانی
square dome
چهار طاقی
point four
اصل چهار
tetrahedron
چهار وجهی
qyaternary
چهار تایی
the four seasons
چهار فصل
tetramerous
چهار جزیی
tetrahedral
چهار وجهی
cross legged
چهار زانو
quatrefoil
گل چهار گلبرگی
tetrameter
چهار وزنی
long legged
چهار پایه
tetratomic
چهار اتمی
tetrapod
پروانه چهار پا
tetrasporic
چهار هاگی
the cardinal humours
چهار ابگونه
quadrant
چهار یک دایره
quadrant
چهار گوش
quadrangular
چهار گوشه
four pole
چهار قطبی
four o'clock
ساعت چهار
tetrastichous
چهار جزیی
tertramerous
چهار جزئی
tetrasporous
چهار هاگی
tetrastich
چهار بیتی
tetrad
چهار عنصری
four dimensional
چهار بعدی
tetravalent
چهار فرفیتی
tetravalent
چهار بنیانی
tetrasyllabic
چهار هجائی
quadrisyllabic
چهار هجائی
double breasted
کت چهار دکمه
foursquare
چهار ضلعی
quadrifid
چهار شکافی
four way
چهار راه
quadric
چهار تایی
quadrate
چهار گوش
tetragon
چهار ضلعی
quadraple
چهار برابر
four way
چهار لولهای
tetradactylous
چهار پنجهای
quadruplets
چهار گانه
footstools
چهار پایه
squares
چهار گوش
squaring
چهار گوش
gallop
چهار نعل
creep
چهار دست و پا
galloped
چهار نعل
quadrilateral
چهار ضلعی
quadripartite
چهار جزئی
square
چهار گوش
footstool
چهار پایه
Wednesday
چهار شنبه
close
چهار گوشه
quads
چهار گوش
quads
چهار قلو
squared
چهار گوش
Wednesdays
چهار شنبه
quad
چهار گوش
quad
چهار قلو
quadruples
چهار تایی
quadrilateral
چهار جانبه
quadrupling
چهار تایی
all fours
چهار دست و پا
all eyes
چهار چشمی
twice is
دو دو تا چهار تا میشود
four
عدد چهار
gallops
چهار نعل
intersections
چهار راه
backfour
چهار مدافع
quadruples
چهار گانه
quadrupling
چهار گانه
quadrupled
چهار تایی
quadruplet
چهار گانه
quadrilaterals
چهار ضلعی
quadrilaterals
چهار جانبه
quadruple
چهار گانه
quadruple
چهار تایی
quadrupled
چهار گانه
intersection
چهار راه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com