English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (5 milliseconds)
English Persian
why did you mention that onep چه شد که ان یکی را بخصوص ذکر کردید
Other Matches
you did right خوب کردید
it is very kind of you خیلی التفات کردید
you are written شما اشتباه کردید
you did right کار صحیحی کردید
you did w to leave the place خوب کاری کردید که از انجارفتید
what made you so late چه شد که این همه دیر کردید
You have cut my hair very short . سرم را ( موهایم را ) خیلی کوتاه کردید
res شی ء بخصوص ماده
specifics بخصوص خاص
specific بخصوص خاص
particular خاص بخصوص
featureless بدون سیمایاجنبه بخصوص
mannerism سبک بخصوص نویسنده
mannerisms سبک بخصوص نویسنده
i mentioned one case in p یک مورد بخصوص را ذکرکردم
mannered دارای سبک یا رفتار بخصوص تصنعی
to have a closed meeting نشست محرمانه داشتن [بخصوص سیاست]
predated قبل از موقع بخصوص واقع شدن
predate قبل از موقع بخصوص واقع شدن
predates قبل از موقع بخصوص واقع شدن
predating قبل از موقع بخصوص واقع شدن
wildfowl مرغ شکار بخصوص مرغهای ابی
typecasts ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasting ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecast ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
poked فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
pokes فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poking فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
lion [حکاکی سر شیر در معماری کلاسیک بخصوص در کتیبه ها]
poke فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
Expressionism [جنبش هنرمندان شمال اروپا بخصوص در آلمان و هلند]
accrual افزایش تدریجی مقدار یا ارزش چیزی بخصوص پول
demand price حداکثر قیمتی که خریداران کل را در بازار بخصوص جذب میکند
declarative statement نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر بخصوص را میدهد
object language programming برنامه نویسی به یک زبان ماشین قابل اجرا در یک کامپیوتر بخصوص
caught with hand in the cookie jar <idiom> مچ کسی را گرفتن [بخصوص در مورد سوء استفاده از موضع قدرت و مقام]
accrued benefit پولی که شرکت به یکی از کارمندان بدهکار است بخصوص بابت بازنشستگی
elite طبقه ممتازه هرجامعه و بخصوص طبقهای که قدرت حاکمه را در دست دارد
particular lien حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
escrow موافقت نامه بین دونفرکه بامانت نزدشخص ثالثی سپرده شودوتاحصول شرایط بخصوص بدون اعتبارباشد
Historicism [معماری متاثر از زمان گذشته بخصوص معماری احیای مذهبی]
Calvinist austerity [معماری قرن بیست و بیست و یک بخصوص در هلند از مشخصه های آن تیرهایی با لبه های تیز و سخت بوده است.]
the concert of europe منظوردولی هستند که پس ازشکست ناپلئون اول در سال 5181 در کنفرانس وین سیاست خارجی خود را با هم هماهنگ ساختند و این هماهنگی بخصوص در زمینه مسائل مربوط به بالکان وعثمانی محسوس بود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com