Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
English
Persian
goggle
چپ نگاه کردن گشتن
goggled
چپ نگاه کردن گشتن
goggling
چپ نگاه کردن گشتن
Other Matches
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
to search
گشتن
[جستجو کردن]
foraging
پی علف گشتن کاوش کردن
forage
پی علف گشتن کاوش کردن
forages
پی علف گشتن کاوش کردن
foraged
پی علف گشتن کاوش کردن
to seek a position
جستجوی کاریامقامی کردن پی کاری گشتن
circuit
دورچیزی گشتن درمداری سفر کردن
circuits
دورچیزی گشتن درمداری سفر کردن
to outflank an army
گرد سپاهی گشتن و از پهلوبدان تاخت کردن
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
to crib
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to plagiarize
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to copy
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to set eyes on
نگاه کردن
leer
نگاه کج کردن
to dwell on
نگاه کردن
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
stare
رک نگاه کردن
leered
نگاه کج کردن
leering
نگاه کج کردن
to watch
نگاه کردن
squinted
چپ نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
stares
رک نگاه کردن
stared
رک نگاه کردن
leers
نگاه کج کردن
regards
نگاه کردن
squinny
کج کج نگاه کردن
to look on with
نگاه کردن
see
نگاه کردن
squint
چپ نگاه کردن
squints
چپ نگاه کردن
eyeing
نگاه کردن
eye
نگاه کردن
eyes
نگاه کردن
sees
نگاه کردن
regarded
نگاه کردن
regard
نگاه کردن
to look daggers
چپ چپ نگاه کردن
eying
نگاه کردن
ogling
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogled
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogle
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
look up
نگاه کردن مراجعهای
to look a bout
بهر سو نگاه کردن
peer
با دقت نگاه کردن
thumb one's nose
<idiom>
با تنفر نگاه کردن
to make eyes at
عاشقانه نگاه کردن
peering
با دقت نگاه کردن
look about
بهر سو نگاه کردن
pries
بادقت نگاه کردن
skew
منحرف کج نگاه کردن
peered
با دقت نگاه کردن
glower
خیره نگاه کردن
pried
فضولانه نگاه کردن
pried
بادقت نگاه کردن
glim
نگاه اجمالی کردن
gazing
بادقت نگاه کردن
gazing
خیره نگاه کردن
gazes
بادقت نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
gazed
بادقت نگاه کردن
pries
فضولانه نگاه کردن
pry
بادقت نگاه کردن
glared
خیره نگاه کردن
squinny
زیرچشمی نگاه کردن
glares
خیره نگاه کردن
peeks
زیرچشمی نگاه کردن
peeking
زیرچشمی نگاه کردن
peeked
زیرچشمی نگاه کردن
pry
فضولانه نگاه کردن
peek
زیرچشمی نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
glows
نگاه سوزان کردن
to look at each other
به یکدیگر نگاه کردن
gorgonize
خیره نگاه کردن
keek
نگاه دزدانه کردن
glowers
خیره نگاه کردن
to look through ones fingers
نگاه دزدانه کردن
glowering
خیره نگاه کردن
glowered
خیره نگاه کردن
skews
منحرف کج نگاه کردن
look
نگاه کردن نگریستن
glowed
نگاه سوزان کردن
glow
نگاه سوزان کردن
gaze
بادقت نگاه کردن
gaze
خیره نگاه کردن
to run through
نگاه اجمالی کردن در
looks
نگاه کردن نگریستن
skewing
منحرف کج نگاه کردن
looked
نگاه کردن نگریستن
glare
خیره نگاه کردن
gape
باشگفتی نگاه کردن
stare
خیره نگاه کردن
to have a look at something
بچیزی نگاه کردن
stared
خیره نگاه کردن
gawk
بی خیال نگاه کردن
gawked
احمقانه نگاه کردن
gloats
خیره نگاه کردن
gape
خیره نگاه کردن
gawking
بی خیال نگاه کردن
gawking
احمقانه نگاه کردن
gaped
باشگفتی نگاه کردن
gloating
خیره نگاه کردن
gawks
احمقانه نگاه کردن
gawks
بی خیال نگاه کردن
gapes
باشگفتی نگاه کردن
gapes
خیره نگاه کردن
gaping
باشگفتی نگاه کردن
gaping
خیره نگاه کردن
stares
خیره نگاه کردن
gloat
خیره نگاه کردن
gloated
خیره نگاه کردن
gawked
بی خیال نگاه کردن
gawk
احمقانه نگاه کردن
to look down
با نگاه مطیع کردن
to stael a look
دزدانه نگاه کردن
to look behind
پشت سر را نگاه کردن
gaped
خیره نگاه کردن
to look at somebody askance
به کسی چپ چپ نگاه کردن
to look forward
نگاه کردن انتظارداشتن
peeping
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
languish
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
leering
از گوشه چشم نگاه کردن
leers
از گوشه چشم نگاه کردن
glower
اخم کردن نگاه خیره
glowered
اخم کردن نگاه خیره
glowers
اخم کردن نگاه خیره
gawps
مات و احمقانه نگاه کردن
gawped
مات و احمقانه نگاه کردن
gawp
مات و احمقانه نگاه کردن
gawping
مات و احمقانه نگاه کردن
languished
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishes
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
glowering
اخم کردن نگاه خیره
oeillade
با کرشمه نگاه کردن غمزه
retain
ابقاء کردن نگاه داشتن
to look forward expectantly to the future
با انتظار به آینده نگاه کردن
celebrating
نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrates
نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrate
نگاه داشتن تقدیس کردن
snoop
نگاه تجسس امیز کردن
snooped
نگاه تجسس امیز کردن
snooping
نگاه تجسس امیز کردن
retained
ابقاء کردن نگاه داشتن
languishing
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
gaze
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
to drink in with ones eyes
بچشم خریداری نگاه کردن
teleview
به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
retaining
ابقاء کردن نگاه داشتن
gazed
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gazes
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gazing
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
retains
ابقاء کردن نگاه داشتن
give someone a black look
با خشم به کسی نگاه کردن
snoops
نگاه تجسس امیز کردن
leer
از گوشه چشم نگاه کردن
to d. into a book
نگاه مختصر بکتابی کردن
keep tabs on
<idiom>
نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
leered
از گوشه چشم نگاه کردن
to look one up and down
بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
to look at
نگاه کردن به
[نگریستن به]
[به نظر آمدن]
pretty to look at
[to watch]
زیبا
[خوشگل]
برای نگاه کردن
To look fondly at someone .
با نظر خریداری بکسی نگاه کردن
to watch the clock
[با بیحوصلگی]
دائما به ساعت نگاه کردن
glance
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
stared
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
to shut in
تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
peeps
باچشم نیم باز نگاه کردن
to paint a rosy picture of something
امیدوارانه به چیزی
[موضوعی]
نگاه کردن
stare
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
to make eyes at
به چشم خاطرخواهی یاخریداری نگاه کردن
glances
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
glanced
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
peep
باچشم نیم باز نگاه کردن
peeped
باچشم نیم باز نگاه کردن
peeping
باچشم نیم باز نگاه کردن
filed
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
file
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
gange
باسیم نازک نگاه داری کردن
stares
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
window shop
به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
to look at somebody with contempt
به کسی با اهانت
[تحقیر آمیز]
نگاه کردن
memorialize
برسم یادگار نگاه داشتن یاداوری کردن
to count
بشماره مردم یا سپاهی لشگر نگاه کردن
see about (something)
<idiom>
دنبال چیزی گشتن ،چیزی را چک کردن
read
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
flash blindness
کوری حاصله از نگاه کردن به برق ترکش اتمی
reads
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
to look up
نگاه کردن جستجو کردن
glance
نگاه نگاه مختصر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com