Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English
Persian
hessian boot
چکمه بلند
Search result with all words
jackboot
چکمه ساقه بلند
jackboots
چکمه ساقه بلند
hip boot
چکمه بلند ضد اب
jack boot
چکمه ساق بلند
napoleon
چکمه پاشنه بلند ناپلئونی
Other Matches
bootjack
چکمه کش
jack
جک چکمه کش
jacks
جک چکمه کش
wellingtons
چکمه
gamashes
چکمه
boot
چکمه
ski boot
چکمه اسکی
top boot
چکمه سواری
brogan
چکمه کفش
bootjack
پاشنه کش چکمه
gambadoes
چکمه رکابی
cothurnus
یکجورنیم چکمه
half boot
نیم چکمه
Wellington
چکمه دهان گشاد
boot tree
قالب چکمه یا پوتین
bootlick
چکمه کسی را لیسیدن
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
balmoral
یکنوع چکمه یا پوتین بندی
buskin
یکجور چکمه که تا زیر زانومیرسد
gambado
چکمه رکابی و ساقه بلندسواری
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
mukluk
نوعی چکمه پشم دار اسکیمویی
to stamp the snow off your boots
با کوبیدن پا برف را از چکمه ها پاک کردن
brogan
چکمه سنگین پاشنه دار لهجه محلی
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
grandiose
بلند
taller
بلند
tall
قد بلند
tall
بلند
skyscrapers
بلند
skyscraper
بلند
talll
قد بلند
willowy
بلند
loudspeaker
بلند گو
talll
بلند
taller
قد بلند
tallest
بلند
soaring
بلند
high grown
بلند قد
pointers
خط کش بلند
pointer
خط کش بلند
towering
بلند
legged
پا بلند
lengthwise
بلند
loud speaker
بلند گو
amplifiers
بلند گو
upland
بلند
mouth filling
بلند
loftily
بلند
loudly
بلند
aloud
بلند
amplifier
بلند گو
rumbustious
بلند
tallest
قد بلند
eton collan
بلند
long
بلند
fortes
بلند
forte
بلند
highfalutin
بلند
high
بلند
megaphones
بلند گو
uplands
بلند
highs
بلند
high (1 9 to 36)
بلند
vociferous
بلند
eminent
بلند
longs
بلند
highest
بلند
longest
بلند
longer
بلند
megaphone
بلند گو
longed
بلند
long-
بلند
bigmouthed
صدا بلند
blast furnace coke
کک کوره بلند
banquette
زمین بلند
levitated
بلند شدن
liberals
نظر بلند
alto relievo
برجسته بلند
levitates
بلند شدن
alp
کوه بلند
slam bang
با سر وصدای بلند
levitating
بلند شدن
alp
قله بلند
surge
موج بلند
anchor at short stay
لنگر بلند
levitate
بلند شدن
boisterous laughter
خنده بلند
ascended
بلند شدن
ascend
بلند شدن
exalts
بلند کردن
capote
شنل بلند
exalting
بلند کردن
chivalric
بلند همت
exalt
بلند کردن
arising
بلند شدن
arises
بلند شدن
ascends
بلند شدن
heighten
بلند کردن
elevating
بلند کردن
elevates
بلند کردن
elevate
بلند کردن
heightens
بلند کردن
heightening
بلند کردن
heightened
بلند کردن
clarion
شیپور بلند
liberal
نظر بلند
hoisted
بلند کردن
hoist
بلند کردن
promontory
دماغه بلند
promontories
دماغه بلند
ambitions
بلند پروازی
uplands
زمین بلند
tore
علف بلند
elevated
بلند مرتبه
forte
موسیقی بلند
fortes
موسیقی بلند
tossed
ضربه بلند
ambitions
بلند همتی
ambition
بلند پروازی
ambition
بلند همتی
tossing
ضربه بلند
toss
ضربه بلند
lofty
بلند بزرگ
upland
زمین بلند
gauntlets
دستکش بلند
gauntlet
دستکش بلند
riser
بلند شونده
roughest
پست و بلند
rough
پست و بلند
heaved
بلند کردن
heave
بلند کردن
magnanimity
بلند همتی
surged
موج بلند
surges
موج بلند
lofty
بلند پایه
heists
بلند کردن
heist
بلند کردن
hoists
بلند کردن
aquacade
فوارهء بلند
sonorous
قلنبه بلند
tosses
ضربه بلند
throw up
بلند کردن
top-level
بلند پایه
yuk
خندهی بلند
To do something slapdash.
سر بلند بودن
low-rise
نه بسیار بلند
high-rise
ساختمان بلند
big-hearted
نظر بلند
to kick up
با پا بلند کردن
to read out
بلند خواندن
to throw up
بلند کردن
tor
صخره بلند
upraise
بلند کردن
uprear
بلند شدن
vociferant
با صدای بلند
walk off with
بلند کردن
belly laugh
خندهی بلند
belly laughs
خندهی بلند
long run
[American E]
<adj.>
بلند مدت
long term
<adj.>
بلند مدت
aspirational
[British E]
<adj.>
بلند همت
aspirational
[British E]
<adj.>
بلند پرواز
banquet
زمین بلند
banquette
زمین بلند
bell-tower
برج بلند
choir-stall
صندلی بلند
crepido
پی پایه بلند
talll
بلند بالا
coamings
لبه بلند
high hurle
مانع بلند
high pass
پاس بلند
high rise block
ساختمان بلند
hornblends
هرن بلند
oxlip
پامچال بلند
icarian
بلند پرواز
inextenso
کاملا بلند
jointing plane
رنده بلند
keep down
بلند نشوید
large hearted
نظر بلند
high hat
کلاه بلند
high grown
بلند بالا
high flying
بلند خیال
downland
چراگاه بلند
elevated ground
زمین بلند
gaberdine
ردای بلند
gantelope
دستکش بلند
gantlope
دستکش بلند
giant swing
تاب بلند
gigas
رویش بلند تر
grandiloquence
بلند پروازی
high crowned
نوک بلند
high flying
بلند پرواز
lifter
بلند کننده
long burst
رگبار بلند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com