English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
blank check چک امضاء شده بدون مبلغ
Other Matches
unsigned بدون امضاء
jurat گواهی امضاء وهویت امضاء کننده
signatures امضاء
sigil امضاء
signature امضاء
ratification امضاء
cosignatory هم امضاء
He signed with the letter امضاء با حرف او
specimen signature نمونه امضاء
monographs امضاء با یک حرف
undersign امضاء کردن
subscribers امضاء کننده
initialing اولین امضاء
undersigned دارای امضاء
subscriber امضاء کننده
signed امضاء شده
initialled اولین امضاء
initialling اولین امضاء
signer امضاء کننده
monograph امضاء با یک حرف
initials اولین امضاء
initial اولین امضاء
initialed اولین امضاء
signatories امضاء کننده
signatory امضاء کننده
attestation تصدیق امضاء
john henry امضاء اصیل
blank signed cheque چک سفید امضاء
blank signed document سفید امضاء
signatures امضاء کردن
john hancock امضاء اصیل
signature امضاء کردن
i had it signed انرا به امضاء رساندم
undersigned امضاء کننده زیر
signatories صاحب امضاء امضایی
forgery امضاء سازی سند
signatory صاحب امضاء امضایی
forgeries امضاء سازی سند
single name paper سفته دارای یک امضاء
subscript زیر نویس امضاء
attest تصدیق امضاء کردن
blank check چک امضاء شده وسفید
blank check چک سفید امضاء شده
prothonotary متصدی امضاء احکام
weŠthe undersigned ما امضاء کنندگان زیر
attested تصدیق امضاء کردن
attesting تصدیق امضاء کردن
prontonotary متصدی امضاء احکام
john hancock امضاء خود سخص
attests تصدیق امضاء کردن
john henry امضاء خود سخص
summa مبلغ
amounts مبلغ
amounts : مبلغ
propagandists مبلغ
propagandist مبلغ
amount مبلغ
amounted : مبلغ
amounted مبلغ
amounting : مبلغ
amounting مبلغ
amount : مبلغ
quantity مبلغ
tot مبلغ
lump sums مبلغ کل
promoters مبلغ
lump sum مبلغ کل
promoter مبلغ
quantities مبلغ
quantum مبلغ
sum مبلغ
tots مبلغ
sums مبلغ
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
ideograph امضاء یا علامت مخصوص شخص
To authenticate a signature. تصدیق امضاکردن ( گواهی امضاء )
badge امضاء و علامت برجسته و مشخص
badges امضاء و علامت برجسته و مشخص
abusing a blank signed document سوء استفاده از سفید امضاء
poison pen نامه بی امضاء وتوهین امیز
gross amount مبلغ ناخالص
the entire sum تمامی مبلغ
chicken feed مبلغ ناچیز
missioner مبلغ مذهبی
premiums مبلغ بیمه
premium مبلغ بیمه
backing مبلغ شرطبندی
pin money مبلغ ناچیز
missionaries مبلغ مذهبی
missionary مبلغ مذهبی
to figure up مبلغ یا میزان
convertor مبلغ مذهبی
roundest مبلغ زیاد
pittance مبلغ جزئی
dribblet مبلغ کوچک
balance of the amount باقیمانده مبلغ
turnover مبلغ فروش
twopence مبلغ دو پنس
carry forward مبلغ منقول
converter مبلغ مذهبی
evengelist مبلغ مسیحی
price مبلغ شرطبندی
prices مبلغ شرطبندی
round مبلغ زیاد
entirenss جمع کل مبلغ کل
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
Just sign here and leave at that . اینجا را امضاء کن ودیگر کارت نباشد
endorsement in blank فهر نویسی به وسیله امضاء تنها
deductible مبلغ قابل کسر
hike مبلغ رابالا بردن
exaggerated مبلغ اغراق امیز
capitalization جمع مبلغ سرمایه
hiked مبلغ رابالا بردن
hiking مبلغ رابالا بردن
it was a مبلغ زیادی بود
hikes مبلغ رابالا بردن
ratal مبلغ مشمول مالیات
endorsements صحه امضاء حواله شرح پشت سند
On my way home. . . اگر سرم راببرند امضاء نخواهم کرد
endorsement صحه امضاء حواله شرح پشت سند
I wI'll sign for (on behalf of)my brother. از طرف (سوی )برادرم امضاء خواهم کرد
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
Fine words butter no parsnips. از تعارف کم کم وبر مبلغ افزای
What is this amount for? این مبلغ برای چیست؟
i undertake to pay that sum متعهد میشوم که ان مبلغ رابپردازم
investments مبلغ سرمایه گذاری شده
investment مبلغ سرمایه گذاری شده
It was some consikerable amount. مبلغ قابل ملاحظه ای بود
surcharges مبلغ جریمه نرخ اضافی
surcharge مبلغ جریمه نرخ اضافی
even money مبلغ مساوی در شرط بندی
entry fee مبلغ پرداختی برای شرکت درمسابقه
outlay مبلغ سرمایه گذاری شده خرج
The return on the bonds amounts to ... مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
net amount payable to contractor مبلغ خالص قابل پرداخت به پیمانکار
bond discount تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
handicap stake مسابقهای که مبلغ شرطبندی از صاحبان اسبهاست
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
I shall not sign this contract in its present from (as it appears). این قرار داد را بصورت فعلی امضاء نخواهم کرد
discounted cash flow مبلغ تنزیل شده پرداختها وهزینههای اتی
debt discount تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
He deducts the amount from the invoice. او [مرد] این مبلغ را از حساب کسر می کند.
working capital مبلغ اضافی سرمایه جاری پس از کسر بدهی
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
cash and carry نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash-and-carries نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash-and-carry نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
small claim ادعانامه یا تقاضای خسارتی که مبلغ ان از 00001 ریال کمتر است
regressive tax مالیاتی که به نسبت کم شدن مبلغ پایه مالیات تنزل کند
The borrower is absolutely free to use the amount. وام گیرنده کاملا مختار به استفاده ازاین مبلغ است .
face value مبلغ اسمی مبلغی که روی سکه اسکناس و یا سهام نوشته شده است
dificiency نقصان درامد و عدم کفایت مبلغ پیش بینی شده جهت اجرای کار
bond سندی که به موجب ان خود ووارث و اوصیا و مباشرین امورش را به پرداخت مبلغ معینی به دیگری متعهد میکند
clearing a bill محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
valued policy بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
poundage مبلغ به پوند وزن به پوند
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
endorse فهرنویسی کردن جیرو کردن امضاء کردن
endorsed فهرنویسی کردن جیرو کردن امضاء کردن
endorsing فهرنویسی کردن جیرو کردن امضاء کردن
endorses فهرنویسی کردن جیرو کردن امضاء کردن
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
acheilos بدون لب
unstressed بدون مد
goalless بدون گل
sans بدون
acheilous بدون لب
and no mistake بدون شک
undoubted بدون شک
to a certainty بدون شک
doubtlessly بدون شک
wanting بدون
but بدون
indubitable بدون شک
obtrusively بدون حق
ex- بدون
without بدون
bottomless بدون ته
i'll warrant بدون شک
undoubtedly بدون شک
not nearctic بدون
ex بدون
endless بدون پایان
terrorless بدون ترس
pathless بدون جاده
scoreless بدون امتیاز
without recourse بدون حق مراجعه
sans recours بدون رجوع
searchless بدون جستجو
unattended بدون متصدی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com