Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 36 (4 milliseconds)
English
Persian
placed rockfill
چیده سنگریز
Other Matches
rock dyke
سنگریز
rock fill dam
سد سنگریز
compacted rockfill
سنگریز تو پر
rock fill
سنگریز
tipped rockfill
در هم سنگریز
pinioned
بال چیده
shearling
چیده باشند
sheared
چیده شده
fleeced
پشم چیده
riprap
پوشش سنگریز
rock facing
سنگریز حفافتی
protective pitching
سنگریز حفافتی
hand placed rubble or riprap
سنگریز دستچینی
hand packed rockfill
سنگریز دستچینی
dumped rockfill
درهم سنگریز
rolled rockfill
سنگریز کوبیده
coursed rockfill
سنگریز رگچینی
compacted rockfill
سنگریز کوبیده
talus meterial
مصالح سنگریز
quarry run rockfill
هم اورده سنگریز
clipping
تکه چیده شده
cut nails
ناخنهای گرفته یا چیده
virgin wool
پشم تازه چیده شده
sluiced rock fill
سنگریز ابپاشی شده با فشار
talus scree
شیب سنگلاخ سرازیر سنگریز
The jewels were laid out beautifully.
جواهرات رابطرز زیبایی چیده بودند
to page up type
حروف چیده را صفخه بندی کردن
bangtail
دم اسب که پایین ان بطورافقی چیده شده باشد
brush revetment
سرشاخههای چیده شده کنارهم در کنار دیوار
crop end
بخشهای اضافی شمش که قبل از نوردکاری چیده میشود
cont line
فاصله میان رشتههای طناب یاچلیک هایی که تنگ هم چیده باشند
fall wool
پشم پاییزه
[پشمی که در پاییز چیده می شود و مرغوبیت کمتری از پشم بهاره دارد.]
scissored wool
پشم مقراضی
[پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
wool sorting
دسته بندی الیاف
[بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
wool in the grease
پشم نشسته پشم تازه چیده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com