English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (7 milliseconds)
English Persian
A thing you dont want is dear at any price. <proverb> چیزى را که نخواهى ,با هر قسمتى برایت گران است.
Other Matches
Every thing is good in its season. <proverb> که هر چیزى به جاى خویش نیکوست.
All that glitters is not gold . <proverb> هر چیزى که مى درخشد طلا نیست.
dear bought جنس گران خریداری شده خریداری به قیمت گران
No gain without pain. <proverb> بدون رنج چیزى بدست نمى آورى .
Ill got ill used. <proverb> چیزى که از راه نامشروع بدست آید خیر ندارد .
He has cooked a pottage for you. <proverb> برایت آش پخته است .
I missed you. دلم برایت تنگ شد
Do you want to have your fortune told? می خواهی برایت فال بگیرم ؟
Did you get much ( any ) benefit from your holiday ? تعطیلات برایت فایده ای داشت ؟
I miss you very much. دلم خیلی برایت تنگ شده
My heart goes out to you. <idiom> دلم برایت می سوزد. [اصطلاح روزمره ]
Die for him who will get feverish for you. <proverb> براى کسى بمیر که برایت تب کند .
Spare when you are young, and spend when you are old. <proverb> در جوانى پس انداز کن تا در پیرى خرج کنى (براى دگر روز چیزى بنه).
I'll cook your goose !I'll fix you good and proper ! آشی برایت بپزم که خودت حظ کنی ( درمقام تهدید )
What the eye doesnt see the heart doesnt grieve ov. <proverb> چیزى را که چشم نمى بیند قلب نیز غصه اش نمى خورد .
My thoughts and prayers go out to you. <idiom> با تو همدردی می کنم و برایت دعا می کنم.
overpriced گران
dear گران
dearer گران
onerous گران
pricey گران
dearest گران
dears گران
expensive گران
at a great penny worth گران
dearly گران
heavier گران
heavies گران
heaviest گران
heavy گران
sumptuous گران
costly گران
costlier گران
costliest گران
too expensive <adj.> بسیار گران
overpriced <adj.> بسیار گران
high money پول گران
high priced گران بها
highest سخت گران
high سخت گران
natatores شنا گران
valuable گران بها
dearest گران کردن
to sell dearly گران فروختن
high interest بهره گران
deluxe مجلل گران
dear bought گران خرید
highs سخت گران
massive گران کوه
massively گران کوه
dears گران کردن
dearer گران کردن
endeared گران کردن
dear گران کردن
priceless بسیار گران
expensively گران بها
be too dear گران بودن
endear گران کردن
endears گران کردن
big ticket گران قیمت
high value گران قیمت
stingy گران کیسه
It is too expensive. خیلی گران است.
not too expensive خیلی گران نباشد.
This is really expensive ! این چه گران است !
You have paid too much for your car . اتوموبیلت را گران خریدی
The price of butter has gone up . butter has become expensive . کره گران شده
worth a kings ransom بسیار گران بها
prohibitive گران جلوگیری کننده
dear bought گران تمام شده
i paid dear for it برای من گران تمام شد
exclusive منحصر بفرد گران
highs وافر گران گزاف
overburden گران بار شدن
prohibitory گران جلوگیری کننده
highest وافر گران گزاف
white elephant گران و پر خرج و کم فایده
white elephants گران و پر خرج و کم فایده
viscosity قوام گران روی
high وافر گران گزاف
He overcharged us. پایمان گران حساب کرد
assays عیارگیری فلزات گران قیمت
assay عیارگیری فلزات گران قیمت
costs an arm and a leg <idiom> [فوق العاده پرخرج یا گران]
i paid dearly for it بسیار گران برایم تمام شد
high وسیله گران یا با کارایی بالا
pyrrhic victory پیروزی ای که بی اندازه گران تمام شد
highest وسیله گران یا با کارایی بالا
highs وسیله گران یا با کارایی بالا
beyoned price بی قیمت بسیار گران بها
The hotel has overcharged me . هتل گران پایم حساب کرده
I paid dearly for this mistake . این اشتباه برایم گران تمام شد
She took umbrage at your remark . سخن شما برایش گران آمد
a white elephant شیئی کم مصرف و جا تنگ کن اما گران قیمت
gem سنگ گران بها جواهر نشان کردن
glyptics کنده کاری در روی سنگهای گران بها
thunderscan یک پیمایش کننده گران و باوضوح و دقت بالا
manganic دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
gems سنگ گران بها جواهر نشان کردن
pallets ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
pallet ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
manganesian مغنیسایی دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
We do not usually go places that cost a lot of money. ما معمولا به جاهای گران قیمت گردش نمی کنیم.
Hotel accommodation is rather expensive there. قیمت [اتاق] هتل آنجا واقعا گران است.
white elephants هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
white elephant هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
Smoking makes you ill and it is also expensive. سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
It is too expensive for me to buy ( purchase ). برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
He bought them expensive presents, out of guilt. او [مرد] بخاطر احساس گناهش برای آنها هدیه گران بها خرید.
bulls گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bull گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
court rug فرش تالاری یا درباری [این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com