English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (2 milliseconds)
English Persian
enclosure چینه کشی حصار
enclosures چینه کشی حصار
Search result with all words
enclose به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
encloses به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
enclosing به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
Other Matches
stratify چینه چینه کردن
fault چینه
folium چینه
pise چینه
pise wall چینه
straticulate چینه چینه
rough waller چینه کش
provine چینه
bait چینه
baited چینه
baits چینه
cob چینه
layers چینه
layer چینه
enclosures چینه
stratum چینه
enclosure چینه
faults چینه
faulted چینه
cobs چینه
craw چینه دان
ingluvies چینه دان
inclosure چینه کشیدن
inclose چینه کشیدن
folia جمع چینه
clay wall دیوار چینه
stratification تشکیل چینه
the inner layer چینه درونی
stratigraphy چینه شناسی
stratification چینه بندی
stratigrapher دانشمند چینه شناس
hedger چینه ساز حصارکش
to encircle with a wall دیوار یا چینه کشیدن
interbedded خوابیده در میان چینه ها
crops حاصل دادن چینه دان
cropped حاصل دادن چینه دان
crop حاصل دادن چینه دان
outcrops فهور چینه درسطح زمین
outcrop فهور چینه درسطح زمین
stratification تشکیل طبقات زمین چینه بندی
stratigraphy وضع وساختمان طبقات زمین چینه شناسی
intercalated strata چینه هایی که ازروی بی ترتیبی در میان چینههای دیگرقرارگرفته باشند
barracoon حصار
barrier حصار
enceinte حصار
barriers حصار
fenceless بی حصار
crush barrier حصار
walls حصار
hedges حصار
fold حصار
fence حصار
haws حصار
hawing حصار
hawed حصار
folded حصار
haw حصار
folds حصار
entanglement حصار
kraals حصار
kraal حصار
entanglements حصار
within در حصار
wall حصار
fences حصار
enclosure حصار
enclosures حصار
bind حصار
binds حصار
hedge حصار
hedged حصار
hags مه سفید حصار
hag مه سفید حصار
a breach in the fence سوراخی در حصار
churchyard حصار کلیسا
churchyards حصار کلیسا
Cat حصار مرتفع
hedge پرچین حصار
hedged پرچین حصار
mason حصار کشیدن
hedges پرچین حصار
cramp محدودکننده حصار
brick up حصار کشیدن
backstop حصار سیمی
sieges محاصره حصار
siege محاصره حصار
stockades حصار بندی
inclose چهاردیواری حصار
ring wall or ring fence حصار گرد
fencing محجر حصار
masons حصار کشیدن
fort حصار قلعه
stockade حصار بندی
cramps محدودکننده حصار
paddock در حصار قراردادن غوک
inclosure چهار دیواری حصار
backstop حصار انتهای زمین
paddocks در حصار قراردادن غوک
batten fence حصار با میله چوبی
walls حصار دار کردن
paling حصار کشی نرده
paler حصار دفاعی دفاع
palest حصار دفاعی دفاع
pale حصار دفاعی دفاع
crash barrier حصار کنار جاده
extramural خارج از حصار شهر
wall حصار دار کردن
garrisons محصور کردن حصار کشیدن
garrison محصور کردن حصار کشیدن
burg حصار یانرده اطراف خانه یاشهر
batting cage حصار توری برای تمرین بیس بال
paddocks میدان تمرین اسب دوانی واتومبیلهای کورسی حصار
paddock میدان تمرین اسب دوانی واتومبیلهای کورسی حصار
fence [around / between something] حصار [دور چیزی] [بین چیزی]
wire entanglement با سیم خاردار محصور کردن حصار سیم خاردار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com