English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (5 milliseconds)
English Persian
scribe کاتب نسخههای خطی منشی
scribes کاتب نسخههای خطی منشی
Other Matches
development support library امکانات خودکار که با ان یک منشی برنامه نویسی فایلهای توسعه برنامه را که شامل نسخههای اصلی مجموعههای تست داده واسناد گزارش میباشدنگهداری میکند
ascribe کاتب
ascribes کاتب
scrivener کاتب
scriber کاتب
ascribing کاتب
booker کاتب
clerk of the court کاتب
ascribed کاتب
masorete کاتب حاشیه نویس بر کتب عهد عتیق
clerks منشی
amanuensis منشی
score keeper منشی
doggery سگ منشی
penman منشی
clerk منشی
secretaries منشی
secretary منشی
characteristic منشی
characteristically منشی
actuaries منشی
actuary منشی
particianship بزرگ منشی
sacerdocy کشیش منشی
piggishness خوک منشی
puerilism کودک منشی
queenliness ملکه منشی
secretary of embassy منشی سفارت
secretaryship منشی گری
manorialism ارباب منشی
gentility اقا منشی
beggarliness گدا منشی
character trait صفت منشی
kingliness شاه منشی
clerkship منشی گری
company secretary منشی شرکت
drafter منشی پیام
flag secretary منشی تیمسار
hauteur بزرگ منشی
lordliness لرد منشی
meanness گدا منشی خست
gentlemanly از روی بزرگ منشی
lordliness بزرگ منشی مناعت
piggishly ازروی خوک منشی
clerk of the course منشی گروه داوران
secretariate منشی گری کارمندان دبیرخانه
Let the secretary get on with it . بگذارید منشی کارش را بکند
patronizingly ازروی بزرگ منشی ازراه تشویق
docketing صورت پروندههای حاضر برای رسیدگی که به وسیله منشی دادگاه تنظیم میشود
docketed صورت پروندههای حاضر برای رسیدگی که به وسیله منشی دادگاه تنظیم میشود
docket صورت پروندههای حاضر برای رسیدگی که به وسیله منشی دادگاه تنظیم میشود
dockets صورت پروندههای حاضر برای رسیدگی که به وسیله منشی دادگاه تنظیم میشود
anglicization انگلیسی منشی اتصاف بصفات و خصوصیات انگلیسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com