English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (7 milliseconds)
English Persian
crc character کاراکتر CRC
Search result with all words
prompt کاراکتر یا پیامی که توسط کامپیوتر ارائه میشود تامشخص کند که اماده پذیرفتن ورودی صفحه کلید است اعلان
prompted کاراکتر یا پیامی که توسط کامپیوتر ارائه میشود تامشخص کند که اماده پذیرفتن ورودی صفحه کلید است اعلان
prompts کاراکتر یا پیامی که توسط کامپیوتر ارائه میشود تامشخص کند که اماده پذیرفتن ورودی صفحه کلید است اعلان
character دخشه کاراکتر
characters دخشه کاراکتر
framing یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
sync کاراکتر همگام
wand دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
wands دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
accuracy control character دخشه یا کاراکتر کنترل دقت
ack Character Ackowledge کاراکتر مورد قبول
aknowledge character کاراکتر مورد قبول
ampersand کاراکتر & است که بجای and بکار می رود
asynchronous transmission اطلاعات در فواصل زمانی بدون قاعده و نامنظم به وسیله قراردادن یک بیت شروع قبل از هر کاراکتر ویک بیت خاتمه پس از ان انتقال می یابند
backslash کاراکتر ASC II که در MS DOS برای نشان دادن ریشه دایرکتوری دیسک مثل C: یا مسیر دیگر به کار می روند
blank character کاراکتر تهی
blank character کاراکتر جای خالی
blanking نشان ندادن یک کاراکتر یا ترک یک فضا در صفحه نمایش
caracter addressable کاراکتر نشانی پذیر
character based program برنامه مبتنی بر کاراکتر
character code رمز کاراکتر
character generator مولد کاراکتر
character per inch کاراکتر دراینچ
character per second کاراکتر درثانیه
character recognition تشخیص کاراکتر
check character کاراکتر مقابلهای
code level تعداد بیت هایی که برای نمایش یک کاراکتر معین بکارمی روند
communication control character کاراکتر کنترل ارتباطی
control character کاراکتر کنترلی
cps Second Per Characters کاراکتر بر ثانیه
cyclic redundancy check بررسی افزونگی چرخهای کاراکتر بررسی و کنترل افزونگی چرخهای
dot matrix character کاراکتر ماتریس نقطهای
elite type یک اندازه تحریر که دوازده کاراکتر را در هر اینچ تحریرقرار میدهد
enq character ENQuiry کاراکتر پرس و جو
enquiry character کاراکتر پرس و جو
error control character کاراکتر کنترل خطا
esc کاراکتر گریز
escape character کاراکتر گریز
figure shift کلید یا کد مبدل کاراکتر
form feed character کاراکتر تغذیه فرم
framing error خطایی که در اثر عدم موفقیت و خرابی دستگاه پذیرش دربازشناسی صحت بیتهایی که تشکیل یک کاراکتر را میدهندپیش می اید
fully formed character کاراکتر تمام شکل یافته
global character کاراکتر سراسری
illigal character کاراکتر غیرقانونی
illigal character کاراکتر غیر مجاز
lsc کاراکتر با کمترین ارزش
magnetic character کاراکتر مغناطیسی
metacharacter فوق کاراکتر
micr بازشناسی کاراکتر با جوهرمغناطیسی Recognition InkCharacter agnetic
negative acknowledge character کاراکتر تصدیق منفی
negative acknowledgement کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
nongraphic character کاراکتر غیر گرافیکی
null character کاراکتر تهی
numeric character کاراکتر عددی
ocr شناخت کاراکتر نوری
optical character کاراکتر نوری
optical character recognition تشخیص نوری دخشه تشخیص کاراکتر نوری شناسایی نوری دخشه بازشناسی نوری دخشه بازشناسی کاراکتر نوری
pad character کاراکتر میانگیر برای پر کردن فصای خالی
print control character کاراکتر کنترل چاپ
special character علامت ویژه کاراکتر مخصوص
sync character کاراکتر همگام
type bar تمام کاراکترها در یک مجموعه کاراکتر معین
typematic هر کاراکتر صفحه کلید که تاوقتی بر ان فشار وارد میشود تکرار می گردد
typeover توانایی یک چاپگر تماسی درضربه زدن بیش از یکبار به کاراکتر و در نتیجه ایجاد اثردرشت و برجستهای از ان روی نسخه چاپی تایپ روی مطلب
variable length character encoding رمزگذاری کاراکتر با طول متغیر
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com