English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (15 milliseconds)
English Persian
private detective کاراگاه خصوصی
private detectives کاراگاه خصوصی
private investigator کاراگاه خصوصی
Other Matches
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
sleuth کاراگاه
sleuths کاراگاه
bloodhound کاراگاه
bloodhounds کاراگاه
sherlock کاراگاه
gumshoe کاراگاه
searchers کاراگاه
blood hound کاراگاه
searcher کاراگاه
detectives کاراگاه
detective کاراگاه
detector کاراگاه
detectors کاراگاه
sleuthhound کاراگاه زبردست
beagle جاسوس کاراگاه
beagles جاسوس کاراگاه
informers خبر رسان کاراگاه
informer خبر رسان کاراگاه
eying مرکز هر چیزی کاراگاه
eyes مرکز هر چیزی کاراگاه
eyeing مرکز هر چیزی کاراگاه
eye مرکز هر چیزی کاراگاه
plain clothes man کاراگاه یا ماموردیگرشهربانی که لباس غیرنظامی می پوشد
subrosa خصوصی
private خصوصی
necessary house خصوصی
personal خصوصی
informal خصوصی
privates خصوصی
jackes خصوصی
off the record <idiom> خصوصی
private line خط خصوصی
semiprivate نیمه خصوصی
quasi private شبه خصوصی
in petto بطور خصوصی
special relativity نسبیت خصوصی
Citizens' Band باند خصوصی
private eye کارآگاه خصوصی
private eyes کارآگاه خصوصی
pillow talk حرفهای خصوصی
privatised خصوصی کردن
privatises خصوصی کردن
privately leased line خط اجارهای خصوصی
relator مدعی خصوصی
relator شاکی خصوصی
private benefits منافع خصوصی
private borrowing استقراض خصوصی
private property دارائیهای خصوصی
private company شرکت خصوصی
private consumption مصرف خصوصی
private corporation شرکت خصوصی
private cost هزینه خصوصی
private debt بدهی خصوصی
private property مالکیت خصوصی
private employees کارکنان خصوصی
private enterprises موسسات خصوصی
private institutions موسسات خصوصی
private ownership مالکیت خصوصی
private agreement قرارداد خصوصی
quasi private نیمه خصوصی
proprietary company شرکت خصوصی
passkey کلید خصوصی
private law حقوق خصوصی
paticular خصوصی بابت
private treaty معامله خصوصی
private talk صحبت خصوصی
praivate ownership مالکیت خصوصی
private saving پس انداز خصوصی
private finance مالیه خصوصی
off the record محرمانه و خصوصی
tutor معلم خصوصی
camarin نیایشگاه خصوصی
tutored معلم خصوصی
apsidiole نیایشگاه خصوصی
tutors معلم خصوصی
closet گنجه خصوصی
closeted گنجه خصوصی
closeting گنجه خصوصی
closets گنجه خصوصی
personal منقول خصوصی
extra tuition تدریس خصوصی
off-the-record محرمانه و خصوصی
backstage محرمانه خصوصی
private اختصاصی خصوصی
casket نامه خصوصی
caskets نامه خصوصی
privates اختصاصی خصوصی
private deed سند خصوصی
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
private tuition تدریس خصوصی
very own <adj.> خصوصی [شخصی]
private lessons تدریس خصوصی
private school اموزشگاه خصوصی
subjective فاعلی خصوصی
privately بطور خصوصی
private enterprise شرکت خصوصی
privatize خصوصی کردن
privy خصوصی محرمانه
private schools اموزشگاه خصوصی
private enterprise عمل خصوصی
privatising خصوصی کردن
privatizing خصوصی کردن
party line خط خصوصی تلفن
party lines خط خصوصی تلفن
privatizes خصوصی کردن
privatized خصوصی کردن
private sector بخش خصوصی
privatization خصوصی کردن
sitting in camera جلسه خصوصی دادگاه
behind the stage <adj.> <adv.> خصوصی [اصطلاح مجازی]
special theory of relativity نظریه نسبیت خصوصی
private rate of return نرخ بازده خصوصی
private rate of discount نرخ تنزیل خصوصی
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
to be privately insured بیمه خصوصی داشتن
to give private lessons درس خصوصی دادن
pbx تبادل انشعاب خصوصی
jurists متخصص حقوق خصوصی
tutorial درس خصوصی دادن به
jurist متخصص حقوق خصوصی
tutor درس خصوصی دادن به
backsides عقب هر چیزی خصوصی
tutored درس خصوصی دادن به
tutors درس خصوصی دادن به
curtain lecture صحبتهای خصوصی زن وشوهر
backside عقب هر چیزی خصوصی
tutorials درس خصوصی دادن به
private enterprise اقتصاد بخش خصوصی
personal staff ستاد خصوصی فرمانده
private broadcasting پخش برنامه خصوصی
principle of exclusion در مورد کالاهای خصوصی
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
privy purse اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
private international law حقوق بین الملل خصوصی
marginal net private product محصول خصوصی نهائی خالص
with average شامل خسارات خصوصی وجزئی
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
objective علمی و بدون نظر خصوصی
objectives علمی و بدون نظر خصوصی
palor اطاق برای گفتگو خصوصی
To have selfish motives . to have an axe to grind. غرض شخصی ( خصوصی ) داشتن
to keep one's feet on the ground <idiom> علمی ماندن و بدون نظر خصوصی
committees هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
committee هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
offstage خارج از صحنه نمایش درزندگی خصوصی
to tutor somebody in English به کسی درس خصوصی در زبان انگلیسی دادن
behind the scenes در پشت پرده دارای اطلاعات خصوصی یا خارجی
privilege cab درشگه کرایهای که حق دارددر جاهای خصوصی بایستد
table talk صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
pabx Exchange AutomaticBranch Private تبادل انشعاب خودکار خصوصی
qui tam action دعوی کیفری که واجد جنبه عمومی و خصوصی باشد
personals بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
toll traverse وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود
eminent domain قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
introduce شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
ante-chapel [قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
introducing شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduced شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduces شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
crowding out effect نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
Big Brother دولت یا هر سازمانی که در امور خصوصی و داخلی مردم دخالت و جاسوسی کند و آنها را سختمهار نماید
Internet می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
blind dialling توانایی مودم برای شماره گیری حتی وقتی که خط به نظر خراب است با استفاده از برخی خط وط خصوصی
crowding out effect اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
led یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژبه خصوصی تغذیه شود می درخشد دیود ناشر نور
CB مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
condemnation ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
condemnations ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
denationalization تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
I was tipped off . به من رساندند (خصوصی خبر دادند ؟محرمانه اطلاع دادند )
dediction of way هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
conflict of lows در حقوق بین الملل خصوصی مطرح میشود و منظور مغایرت قوانین داخلی با قوانین خارجی است
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
personal column ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
pin money وجهی که شوهر به همسر خود برای حوایج خصوصی و شخصیش می پردازد و زن با صرف ان باید وضع فاهری خود رامتناسب با موقعیت اجتماعی شوهرش بیاراید
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
international finance corporation شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
communications stallite corporation یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
ISP شرکتی که حاوی یکی از اتصالات داغی است که اتصالات اینترنت و فروش را ممکن می سازد تا کاربران خصوصی از طریق آن به اینترنت دستیابی داشته باشند
privacy قانونی که کاربران غیر محغاز نمیتوانند درباره افراد خصوصی از پایگاه داده ها داده دریافت کنند یا هر شخص فقط میتواند اطلاعات مربوط به خودش را در پایگاه داده بداند
trusts تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trusted تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trust تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
firewall سیستم امنیتی سخت افزار یا نرم افزار بین سرور یا اینترنیت و اینترنت عمومی . سیستم اجازه عبور اطلاعات به اینترنت را میدهد ولی داده ورودی را بررسی میکند پیش از ارسال آن به سرور خصوصی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com