English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
name tag کارت معرفی کارت اسم
Search result with all words
tag نوار پشت پوتین کارت معرفی
tags نوار پشت پوتین کارت معرفی
identification tag پلاک شناسایی اتیکت اسم کارت معرفی نامه
ODI واسط استاندارد معرفی شده توسط Novell برای کارت واسط شبکه که به کاربران امکان میدهد فقط یک درایور شبکه داشته باشند که با تمام کارتهای واسط شبکه کار میکند. استاندارد پیش از یک پروتکل را پشتیبانی میکند. مثل IPX و NetBEUI
Other Matches
card کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
cards کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
calibration card کارت خصلت یابی توپخانه کارت تنظیم بی سیم یا وسایل دیگر
post card کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
leading edge اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
card وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
cards وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
card کارت تبریک کارت عضویت
cards کارت تبریک کارت عضویت
adapter کارت جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. این کارت داده کامپیوتری را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند تا قابل ارسال در کابل شبکه باشد
qualification card کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
emergency medical tag کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
paste board کارت
card code کد کارت
cards کارت
stub card ته کارت
card کارت
summary card کارت خلاصه
paper card کارت کاغذی
card rack جای کارت
card stacker کارت پشته کن
tape to card از نوار به کارت
smart card کارت هوشمند
range card کارت برد
card rack طاقچه کارت
punched card کارت منگنه
red card کارت قرمز
card punch کارت منگنه کن
card reader کارت خوان
punch card کارت منگنه
card loader کارت بارکن
post card کارت پستال
card row سطر کارت
visiting card کارت ویزیت
card stacker مخزن کارت
hollerith card کارت هالریت
get a long with you بروپی کارت
card verifier بازبین کارت
carte کارت ویزیت
cartle blanche کارت بلانش
debit card کارت بدهی
circuit card کارت مدار
coulmn card کارت 69 ستونه
comment card کارت توضیحی
control card کارت کنترل
ibm card کارت 08 ستونی
identification card کارت شناسایی
card یک کارت پانچ
magnetic card کارت مغناطیسی
magnacard کارت مغناطیسی
logic card کارت منطقی
ledger card کارت معین
carte blanche کارت سفید
card verification بازبینی کارت
job card کارت کار
interface card کارت رابط
input card کارت ورودی
continuation card کارت ادامه
badge کارت شناسایی
card cage محفظه کارت
card code رمز کارت
picture postcard کارت پستال
cards یک کارت پانچ
card column ستون کارت
card deck دستینه کارت
calling card کارت ویزیت
card feed خورد کارت
ID card کارت شناسایی
identification document کارت شناسایی
credit card کارت اعتباری
credit cards کارت اعتباری
job card کارت برنامه
account card کارت حساب
binary card کارت دودویی
card deck دسته کارت
card face رویه کارت
I want to have a word with you . I want you . کارت دارم
card hopper ناودان کارت
green cards کارت سبز
green card کارت سبز
yello card کارت زرد
postcards کارت پستال
card image تصویر کارت
visting card کارت ویزیت
card guide راهنمای کارت
card field فیلد کارت
postcard کارت پستال
card field میدان کارت
card format قالب کارت
card loader بار کننده کارت
card to disk converter مبدل کارت به دیسک
card sorter دستگاه کارت جورکن
card aligner هم تراز کننده کارت
card punch دستگاه کارت منگنه
card reproducer تولیدکننده دوباره کارت
ammunition data card کارت مشخصات مهمات
billet slip کارت محلهای افراد
card jam گیر کردن کارت
chart correction card کارت تصحیح نقشه
I have a credit card. من کارت اعتباری دارم.
index card کارتشاخص - کارت Index
card-carrying دارای کارت عضویت
y punch سوراخ کارت ستونی .
visiting card کارت اسم درفرانسه
card hopper قسمت جهنده کارت
trailer card کارت پشت بند
card کارت ویزیت بلیط
cards کارت ویزیت بلیط
safety card کارت تامین اتشبار
row binary card کارت دودویی سطری
edge punched card کارت لب منگنه شده
magnetic ledger card کارت معین مغناطیسی
end of job card کارت انتهای کار
magnetic strip card کارت نوار مغناطیسی
network interface card کارت میانجی شبکه
eighty column card کارت هشتاد ستونی
key card کارت کلید کامپیوتر
object deck دسته کارت مقصود
data card کارت اطلاعات کامپیوتری
data card کارت ثبت اطلاعات
controller card کارت کنترل کننده
punch card machine ماشین کارت منگنه
punched card کارت منگنه شده
punched card کارت پانچ شده
punched card control کنترل کارت پانچ
magnetic card computer کامپیوتر با کارت مغناطیسی
credit card کارت یاورقه خرید نسیه
to deal کارت دادن [ورق بازی]
to deal out [card game] کارت دادن [ورق بازی]
bin card کارت مصرف محتویات فرف
casrd random access memory حافظه دستیابی تصادفی کارت
disk controller card کارت کنترل کننده دیسک
credit cards کارت یاورقه خرید نسیه
issue [of something] [ID card or check] صدور [چیزی] [کارت شناسایی] [چک]
picture postcard کارت پستال عکس دار
PCMCIA که کارت گسترده PCMCIA را می پذیرد
pasteboard کارت ویزیت ورق بازی
card sorter دستگاه مرتب کننده کارت
safety card کارت تامین جنگ افزار
passes گذرگاه کارت عبور گذراندن
pass گذرگاه کارت عبور گذراندن
decked مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
decks مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
deck مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
passed گذرگاه کارت عبور گذراندن
object پانج کارت که حاوی برنامه است
punch وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت
direct objects پانج کارت که حاوی برنامه است
punched وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت
punches وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت
indirect objects پانج کارت که حاوی برنامه است
postcard بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
postcards بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
objected پانج کارت که حاوی برنامه است
key card کارت اصلی حروف رمز کامپیوتر
Just sign here and leave at that . اینجا را امضاء کن ودیگر کارت نباشد
pack تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
Here ist my Green card. بفرمائید این کارت سبز من است.
What time should I check in? چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
objecting پانج کارت که حاوی برنامه است
packs تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
objects پانج کارت که حاوی برنامه است
cards ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
to clock in [in the workplace] مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
to clock on [British E] [in the workplace] مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
to punch out [American E] [in the workplace] مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
to clock off [British E] [in the workplace] مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
to clock out [in the workplace] مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
card ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
to punch in [American E] [in the workplace] مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
inlay card کارت شناسایی درون نوار یا جعبه دیسک
Can I pay by credit card? آیا میتوانم با کارت اعتباری پرداخت کنم؟
range board طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
card سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
cards سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
parity بررسی پریتی روی هر کارت پانج یا ستون نوار
X distance سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
x punch سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
fields بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
fielded بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
field بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
loader برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانج به حافظه اصلی می برد
marks کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
cash dispensers ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم
I fiddled afew invitation cards. باهر کلکی بود چند تا کارت دعوت گیر آوردم
punchboard کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
headers پانچ کارت حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهای مجموعه
punched card کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
tabulating پانچ کارت پردازش شده مثل عمل مرتب سازی
PCMCIA - سوزنی که در انتهای کارت PCMCIA درون حفره آن قرار دارد
slot اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
mark کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
slots اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
column بیت بررسی هر بیتی روی هر ستون پانچ کارت یا نوار
increments انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن
increment انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن
expansion اتصالی درون کامپیوتر که کارت میتواند وارد نصب شود
slotting اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
columns بیت بررسی هر بیتی روی هر ستون پانچ کارت یا نوار
cash dispenser ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com