Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
magnetic ledger card
کارت معین مغناطیسی
Other Matches
ledger card
کارت معین
magnacard
کارت مغناطیسی
magnetic card
کارت مغناطیسی
magnetic card computer
کامپیوتر با کارت مغناطیسی
magnetic strip card
کارت نوار مغناطیسی
packs
تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
pack
تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
strip
لایه ماده مغناطیسی در سطح کارت پلاستیکی برای ضبط داده
atm
ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند
cards
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
card
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
magnetic induction
چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
post card
کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
calibration card
کارت خصلت یابی توپخانه کارت تنظیم بی سیم یا وسایل دیگر
leading edge
اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
cards
وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
card
وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
false attack
حمله معین شمشیرباز درانتظار واکنش معین
card
کارت تبریک کارت عضویت
name tag
کارت معرفی کارت اسم
cards
کارت تبریک کارت عضویت
soft
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softest
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
mediums
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
softer
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
medium
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
ferromagnetic material
هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tape
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tapes
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
adapter
کارت جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. این کارت داده کامپیوتری را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند تا قابل ارسال در کابل شبکه باشد
taped
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
record
گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
magnetic ink character recognition
تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
tapes
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
tape
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
degauss
پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
qualification card
کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
magnetic skin effect
جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
magnetic blowout
خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
permalloy
خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
emergency medical tag
کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
magnaflux
نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
magnetic flow
فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic ritation
گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
magnetic reluctance
مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
magnetic deflector
یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic flux density
چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
time charter
اجاره وسیله نقلیه برای مدت معین اجاره کشتی برای مدت معین
reluctivity
مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
dispersion
پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
magnetic flux
فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
magnetic nuclear resonance
تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
ancillary
معین
punctual
معین
subsidiaries
معین
subsidiary
معین
given
معین
adjutor
معین
accessorial
معین
adjutant
معین
adjutants
معین
specified
معین
definite
معین
allying
معین
ally
معین
indeterminate
نا معین
accessory
معین
precise
معین
rubicon
حد معین
certain
معین
settled
معین
ledger
معین
auxiliaries
معین
determinate
معین
ledgers
معین
auxiliary
معین
fixed
معین
specifics
معین
regular
معین
limiting
معین
regulars
معین
specific
معین
stub card
ته کارت
paste board
کارت
card code
کد کارت
card
کارت
cards
کارت
space
مدت معین
do
فعل معین
dose
اندازه معین
dosed
اندازه معین
doses
اندازه معین
dosing
اندازه معین
limit
معین کردن
specify
معین کردن
insets
: معین کردن
adverb modifying a verb
معین فعل
draw the line
<idiom>
معین کردن
allotted time
وقت معین
specifies
معین کردن
linking verb
فعل معین
aoristic
غیر معین
assignable
معین مشخص
positive
یقین معین
at a stated time
در وقت معین
definitive
معین کننده
spaces
مدت معین
adverbs
معین فعل
specifying
معین کردن
adverb
معین فعل
inset
: معین کردن
periodically
در فواصل معین
part performance
عقد معین
regulars
معین مقرر
regular
معین مقرر
specified time
وقت معین
statically determined
از نظراستاتیکی معین
settle
معین کردن
settles
معین کردن
define
معین کردن
defined
معین کردن
auxiliary
امدادی معین
auxiliaries
امدادی معین
determinately
بطور معین
on a given day
در روزی معین
determinate error
خطای معین
denominate
معین کردن
figure out
معین کردن
rhomboidal
شبه معین
rose bay
گل معین التجاری
specifics
مخصوص معین
specific
مخصوص معین
general ledger
معین عام
defines
معین کردن
defining
معین کردن
allocate
معین کردن
spanned
فاصله معین
spanning
مدت معین
spanning
فاصله معین
spans
مدت معین
spans
فاصله معین
systematically
با روش معین
destined
مقصد معین
the fullness of time
وقت معین
thetical
مقرر معین
anyone
هرشخص معین
shall
فعل معین
spanned
مدت معین
designates
معین کردن
designate
معین کردن
designating
معین کردن
allocating
معین کردن
thetic
مقرر معین
span
فاصله معین
span
مدت معین
allocates
معین کردن
punched card
کارت منگنه
postcard
کارت پستال
visiting card
کارت ویزیت
summary card
کارت خلاصه
postcards
کارت پستال
yello card
کارت زرد
red card
کارت قرمز
punch card
کارت منگنه
credit cards
کارت اعتباری
credit card
کارت اعتباری
smart card
کارت هوشمند
range card
کارت برد
post card
کارت پستال
tape to card
از نوار به کارت
carte blanche
کارت سفید
paper card
کارت کاغذی
green card
کارت سبز
green cards
کارت سبز
card deck
دستینه کارت
card deck
دسته کارت
card face
رویه کارت
hollerith card
کارت هالریت
card feed
خورد کارت
card field
میدان کارت
ibm card
کارت 08 ستونی
card field
فیلد کارت
card column
ستون کارت
binary card
کارت دودویی
picture postcard
کارت پستال
identification card
کارت شناسایی
calling card
کارت ویزیت
continuation card
کارت ادامه
card cage
محفظه کارت
identification document
کارت شناسایی
card code
رمز کارت
card format
قالب کارت
comment card
کارت توضیحی
card hopper
ناودان کارت
card stacker
کارت پشته کن
card stacker
مخزن کارت
circuit card
کارت مدار
card verification
بازبینی کارت
badge
کارت شناسایی
ID card
کارت شناسایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com