English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (28 milliseconds)
English Persian
zootechnician کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
Other Matches
zootechnics فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechny فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechnics روش تربیت ورام کردن جانوران
zootechny روش تربیت و رام کردن جانوران
domestic animals حیوانات اهلی
farm پرورشگاه حیوانات اهلی
farms پرورشگاه حیوانات اهلی
farmed پرورشگاه حیوانات اهلی
privilegium حق تقدم در شکار حیوانات اهلی
animal husband پرورش جانوران اهلی
taxidermist ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
zootechnical وابسته به فن تربیت حیوانات
reclaim animal حیوانات وحشی تربیت شده
humane killer تپانچه ویژه برای بی زجرکشتن جانوران
lethal chamber اطاق ویژه برای راحت کشتن جانوران
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
idiosyncrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
colony گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند [زیست شناسی]
domesticate اهلی کردن
domesticating اهلی کردن
domesticates اهلی کردن
trained تربیت کردن
to bring up تربیت کردن
abet تربیت کردن
abets تربیت کردن
instruct تربیت کردن
teach تربیت کردن
educate تربیت کردن
train [teach] تربیت کردن
trains تربیت کردن
abetting تربیت کردن
abetted تربیت کردن
give lessons تربیت کردن
train تربیت کردن
rears تربیت کردن
educating تربیت کردن
rear تربیت کردن
educates تربیت کردن
reared تربیت کردن
educate تربیت کردن
rearing تربیت کردن
schools تادیب یا تربیت کردن
school تادیب یا تربیت کردن
dicker مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
verminate تولید حشرات یا جانوران موذی کردن
well-bred با تربیت تربیت شده
outbreed جفت گیری کردن انواع مختلف جانوران
Are animals able to think ? آیا جانوران قادربه فکر کردن هستند ؟
special interest groups گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialty کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
halterbreak کره اسب را برای پرش ازروی کمند تربیت کردن
breeds تولید کردن تربیت کردن
breed تولید کردن تربیت کردن
domestic اهلی
domesticated اهلی
natives اهلی
tamed اهلی
tames اهلی
tamest اهلی
taming اهلی
tame اهلی
tamer اهلی
native اهلی
disciplining نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
discipline نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplines نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
domestication اهلی سازی
domesticity حالت اهلی
naturalized اهلی شده
Aborigine اهلی قدیم
livestock چارپایان اهلی
fox terrier نوعی سگ اهلی
semidomesticated نیمه اهلی
domesticated اهلی شده
live stock چارپایان اهلی
tamely بطور اهلی
domestically بطور خانوادگی و اهلی
pet حیوان اهلی منزل
petted حیوان اهلی منزل
pets حیوان اهلی منزل
connoisseur کارشناس
expert کارشناس
judge کارشناس
analyst کارشناس
experts کارشناس
judged کارشناس
analysts کارشناس
au fait کارشناس
judges کارشناس
judging کارشناس
electric engineer کارشناس برق
experts متخصص کارشناس
qualified کارشناس موصوف
volcanist کارشناس اتشفشانی
critics کارشناس خبره
critic کارشناس خبره
expert متخصص کارشناس
electronic engineer کارشناس الکترونیک
actuaries کارشناس بیمه
technologist کارشناس تکنولوژیست
actuary کارشناس بیمه
consecrate ویژه کردن تخصیص دادن
consecrates ویژه کردن تخصیص دادن
consecrating ویژه کردن تخصیص دادن
seasoning klin کوره ویژه خشک کردن
water buffalo گاو میش اهلی شده اسیایی
thremmatology علم پرورش گیاهان وجانوران اهلی
manx cat گربه اهلی موکوتاه ودم کوتاه
skilled witness کارشناس اهل خبره
educationists کارشناس اموزش و پرورش
educationist کارشناس اموزش و پرورش
zoogeographer کارشناس جغرافیای حیوانی
educationalists کارشناس اموزش و پرورش
educationalist کارشناس اموزش و پرورش
adjuster کارشناس در خسارت بیمه
he posed as an expert خود را کارشناس وانمودکردن
acoustician کارشناس علم اصوات
technicians ذیفن کارشناس فنی
technician ذیفن کارشناس فنی
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
specializes ویژه کاری کردن متخصص شدن
to tick کار کردن به نحوه ویژه یا درست
specialises ویژه کاری کردن متخصص شدن
straightjacket ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
specialize ویژه کاری کردن متخصص شدن
specializing ویژه کاری کردن متخصص شدن
straitjacket ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
trimming tool ابزار ویژه قطع کردن زائده ها
specialising ویژه کاری کردن متخصص شدن
praetorial متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
average stater کارشناس تعیین خسارت بیمه
average adjuster کارشناس تعیین خسارت بیمه
sanitarian کارشناس بهداشتی جانبدار بهداشت همگانی
qualified person شخص واجد شرایط کارشناس متخصص
financier کارشناس علم مالیه متخصص مالی
financiers کارشناس علم مالیه متخصص مالی
tasters کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
taster کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
paint پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
beading machine ابزارمخصوص ساختن فلانژدستگاه ویژه گرد کردن لبه ورقها
paints پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
lore حیوانات
applied هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
foal توله حیوانات
venery حیوانات شکارشونده
buggery with animals جماع با حیوانات
stray animals حیوانات ضاله
zoolatry پرستش حیوانات
feedstuff خوراک حیوانات
foals توله حیوانات
dung مدفوع حیوانات
fauna حیوانات یک اقلیم
wildlife حیوانات وحشی
zootomy تشریح حیوانات
chit توله حیوانات
chits توله حیوانات
home range جایگاه حیوانات
rodentia حیوانات قراضه
put away <idiom> کشتن حیوانات
breeding پرورش حیوانات
bestiality جماع با حیوانات
bull حیوانات نر بزرگ فرمان
forepaw پنجه دست حیوانات
bulls حیوانات نر بزرگ فرمان
make friends <idiom> رفاقت با حیوانات ومردم
pedication عمل جنسی با حیوانات
damage feasant خسارت ناشی از حیوانات
woodnote صدای حیوانات جنگل
big game شکار حیوانات بزرگ
faunology جانوران
sweetbread تیموس حیوانات جوان دنبلان
crest یال [حیوانات و جانور شناسی]
acron قسمت قدامی حیوانات بنددار
squamation پوشش فلسی شکل حیوانات
beaver سگ آبی [حیوانات و جانور شناسی]
parkas نیم تنه پوست حیوانات
pen حیوانات اغل خانه ییلاقی
warrens محل نگهداری حیوانات وحشی
zoomorphic [استفاده از نقوش حیوانات در فرش]
warren محل نگهداری حیوانات وحشی
penning حیوانات اغل خانه ییلاقی
soilage علف تازه علوفه حیوانات
penned حیوانات اغل خانه ییلاقی
mane یال [حیوانات و جانور شناسی]
pens حیوانات اغل خانه ییلاقی
faunae مربوط به جانوران
menageries نمایشگاه جانوران
implacentalia جانوران بی جفت
zooplankton جانوران شناور
zoodvnamics فیزیولوژی جانوران
arachnida جانوران عنکبوتی
invertebrata جانوران بی مهره
animality زندگی جانوران
animals kingdom جهان جانوران
halobiont جانوران اب شور
faunis الهه جانوران
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com