Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 165 (8 milliseconds)
English
Persian
electron energy
کارمایه ی الکترون
Other Matches
energies
کارمایه
energy
کارمایه
light energy
کارمایه ی نور
energizing loss
گمگشت کارمایه
kinetic energy
کارمایه جنبشی
electron donor
الکترون ده
coelectron
هم الکترون
isoelectronic
هم الکترون
negatron
الکترون
electrons
الکترون
traces
رد الکترون
trace
رد الکترون
traced
رد الکترون
electron
الکترون
electron flow
سیلان الکترون ها
electron focusing
تمرکز الکترون
electron flow
فلوی الکترون
mass of the electron
جرم الکترون
electron injector
الکترون افکن
electron jump
پرش الکترون
free electron
الکترون ازاد
electron exchange
تبادل الکترون
electron energy
انرژی الکترون
electron multiplier
افزاینده الکترون
electron mass
جرم الکترون
electron diffraction
خمیدگی الکترون
electron distribution
پخش الکترون
electron donor
دهنده الکترون
electron drift
رانش الکترون
electron emission
صدور الکترون
electron emitter
منبع الکترون
electron emmission
انتشار الکترون
electron orbit
مسیرگردش الکترون
lone electron
الکترون تنها
initiating electron
الکترون اغازگر
high energy electron
الکترون پر انرژی
electrophile
الکترون دوست
electron volt
الکترون ولت
electron tube
لوله الکترون
electron transition
عبور الکترون
electron transition
انتقال الکترون
electron trajectory
مسیر الکترون
inner shell electron
الکترون درونی
electron spin
اسپین الکترون
electron pair
زوج الکترون
isoelectronic ions
یونهای هم الکترون
electron recoil
بازگشت الکترون
free electron
الکترون غیرپیوندی
electron shell
پوسته الکترون
electron spin
تنیدگی الکترون
electroneutrality
الکترون خنثایی
nonbonding electron
الکترون ناپیوندی
valence electron
الکترون والانس
electron acceptor
پذیرنده الکترون
photo electron
فوتو الکترون
electron acceleration
شتاب الکترون
photo electron
الکترون نوری
valence electron
الکترون فرفیت
primary electron
الکترون اولیه
conduction electron
الکترون رسانش
emission
صدور الکترون
density of electron
چگالی الکترون
emissions
صدور الکترون
charge of the electron
بار الکترون
bound electron
الکترون بسته
secondary electron
الکترون ثانوی
antibonding electron
الکترون ضد پیوندی
conduction electron
الکترون رسانایی
valence electron
الکترون رسانایی
concentration of electron
چگالی الکترون
electron acceptor
الکترون پذیر
odd electron
الکترون منفرد
electron charge
بار الکترون
nuclear electron
الکترون هسته
electron concentration
غلظت الکترون
electronic concentration
غلظت الکترون
electron conduction
هدایت الکترون
electron decay
تجزیه الکترون
electron decay
اضمحلال الکترون
electron capture
الکترون گیراندازی
outer shell electron
الکترون بیرونی
electron beam
باریکه الکترون
electron affinity
الکترون خواهی
outer shell electron
الکترون رسانایی
electron deceleration
دیرکرد الکترون
electron avalanche
بهمن الکترون
electron beam
شعاع الکترون
electron beam
پرتو الکترون
electron beam
اشعه الکترون
elementary charge
بار الکترون
[فیزیک]
free electron gas
گاز الکترون ازاد
free electron model
الگوی الکترون ازاد
unpaired electron
الکترون جفت نشده
transmission electron micrograph
ریزنگار انتقال الکترون
supressor grid
شبکه الکترون بند
secondary electron emission
پیل ثانویه الکترون
lone pair electron
زوج الکترون ناپیوندی
rest mass of the electron
جرم ساکن الکترون
linear accelerator
شتابده خطی الکترون
outer shell electron
الکترون لایه بیرونی
lone pair electron
زوج الکترون تنها
electron attachment
پیوستگی یا وابستگی الکترون
electron paramagnetic resonance
رزونانس پارامغناطیسی الکترون
delocalized electron
الکترون غیر مستقر
electron pairing
زوج شدن الکترون
electron pair bond
پیوند زوج الکترون
electron pair
زوج الکترون حفره
electron orbit
مدار گردش الکترون
electron multiplier
فزون ساز الکترون
electron gun
لوله پرتاب الکترون
electron deficient molecules
مولکولهای با کمبود الکترون
electron deceleration
کندی حرکت الکترون
electron charge mass ratio
چگالی بار الکترون
electron capture detector
اشکارساز الکترون گیراندازی
bonding electron pair
زوج الکترون پیوندی
electron spin resonance
رزونانس اسپین الکترون
electroosmotic effect
اثر الکترون اسمزی
electron accelerator
شتاب دهنده الکترون
electron transit time
زمان عبور الکترون
electrophilic addition
افزایش الکترون دوستی
electrophilic attack
حمله الکترون دوستی
electrophilic reagent
واکنشگر الکترون دوست
electron transfer mechanism
مکانیسم انتقال الکترون
pictured
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
picture
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
pictures
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
photon
تنها یک الکترون تابش شود
picturing
حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
electron spin resonance
[ESR]
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
quasi free electron theory
نظریه الکترون شبه ازاد
Electron paramagnetic resonance
[EPR]
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
electrophilic aromatic substitution
استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
electrosensitive
چاپ با کاغذ حساس به الکترون
electron releasing substituent
گروه استخلافی الکترون دهنده
electron withdrawing substituent
گروه استخلافی الکترون کشنده
beams
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
beam
مجموعه باریکی از نور یا اشعه الکترون
left hand rule for electron flow
قاعده چپگرد برای جریان الکترون
right hand rule for electron flow
قاعده راست گرد برای جریان الکترون
electron beam
رشته باریک الکترون با سرعت بالا در یک جهت
statcoulomb
[statC]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
franklin
[Fr]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
electrostatic unit of charge
[esu]
استت کولن
[یکای الکترون]
[فیزیک]
[شیمی]
hall effect
شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
charges
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
beam
حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
beams
حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
charge
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
photoemission
خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
line flyback
اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
klystron
لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
inelastic
spectroscopy electrontunneling طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
flyback
اشعه تصویر الکترون که از انتهای یک اسکن به ابتدای دیگری می رود
photoemissive
مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
i.e.t.s
tunneling inelasticelectron spectroscopy طیف بینی تونل زنی ناکشسان الکترون
EBR
ضبط خروجی از کامپیوتر مستقیماگ روی میکروفیلم با استفاده از اشعه الکترون
phosphor
اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
phototude
لوله الکترون دارای کاتد و اندکه بترتیب فوتون تابش وجذب می کنند
antimatter
جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
electronics
شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
electronics
دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
electroluminescence
نور ارسال شده از نقط ه فسفری وقتی توسط الکترون یا قطعه شارژ شده پرشود
thermionic tube
لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
non interlaced
سیستمی که اشعه الکترون تصویر هر خط صفحه نمایش را یک بار اسکن میکند در حین هر سیکل تنظیم . این اشعه یک اسکن نمایش در هر خط انجام میدهد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com