Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
English
Persian
bank commission
کارمزد بانکی
Other Matches
clearing banks
بانکی که چکها را نقد میکند بانکی که چکها را می پردازد
clearing bank
بانکی که چکها را نقد میکند بانکی که چکها را می پردازد
commission
کارمزد
commissioning
کارمزد
commissions
کارمزد
commission fee
کارمزد
consular fee
کارمزد کنسولی
sale commission
کارمزد فروش
journeywork
کارمزد کارپست
waging
اجرت کارمزد
wage
اجرت کارمزد
waged
اجرت کارمزد
wages
اجرت کارمزد
brokerage
کارمزد خرید سهام
bank check
چک بانکی
bank giro
جیروی بانکی
bank transfers
انتقالات بانکی
bank reserves
ذخایر بانکی
bank reserves
اندوختههای بانکی
bank pass book
دفترچه بانکی
bank draft
برات بانکی
bank liabilities
تعهدات بانکی
bank liabilities
بدهیهای بانکی
bank failure
ورشکستگی بانکی
bank draft
حواله بانکی
bank interest
بهره بانکی
bank guarantee
ضمانت بانکی
bank expansion
گسترش بانکی
banker's bill
صورتحساب بانکی
change over
انتقال بانکی
bank loan
وام بانکی
consortium of bankers
کنسرسیوم بانکی
account with
[at]
a bank
حساب بانکی
bank discount
سپردههای بانکی
bank statements
صورتحساب بانکی
bank advance
وام بانکی
bank acceptance
قبولی بانکی
bank accounts
حساب بانکی
bank holidays
تعطیلات بانکی
bank rate
نرخ بانکی
banking
کار بانکی
bank account
حساب بانکی
bank statement
صورتحساب بانکی
bank bill
حواله بانکی
bank bond
ضمانت بانکی
clearings
تهاتر بانکی
clearing
تهاتر بانکی
bank credit
اعتبار بانکی
bank discount
تنزیل بانکی
bank discount
تخفیف بانکی
bank deposit
سپرده بانکی
bank contraction
انقباض بانکی
bank charges
هزینههای بانکی
bank charge
هزینههای بانکی
bank statement
صورت حساب بانکی
liabilities
تعهد موجودی بانکی
liability
تعهد موجودی بانکی
checking account
حساب جاری بانکی
clearings
نقل وانتقال بانکی
checking accounts
حساب جاری بانکی
bank statements
صورت حساب بانکی
bank development
گسترش شبکه بانکی
banking deposit account
حساب سپرده بانکی
joint account
حساب بانکی مشترک
bank rate
نرخ بهره بانکی
letter of credit
اعتبار نامه بانکی
clearing
نقل وانتقال بانکی
bank guarantee
ضمانت نامه بانکی
volume of bank credit
حجم اعتبارات بانکی
discount rate
نرخ ثابت نزول بانکی
cashed
حواله پستی تلگرافی یا بانکی
bankbook
دفترحساب بانک دفترچه بانکی
bankable
قابل نقل وانتقال بانکی
giros
خدمات بانکی اداره پست
giro
خدمات بانکی اداره پست
cashing
حواله پستی تلگرافی یا بانکی
cashes
حواله پستی تلگرافی یا بانکی
cash
حواله پستی تلگرافی یا بانکی
bank paper
چک تضمین شده سفته بانکی
negotiating bank
بانکی که اسناد را معامله میکند
penny bank
بانکی که تا یک پنی هم میتوان در ان گذاشت
time deposit
سپردهء بانکی مدت دار
I deposited the money in my bank account .
پول را به حساب بانکی ام ریختم
demand deposit
سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
30% down payment against bank guaranty
۳۰ درصد پیش پرداخت در برابر ضمانت بانکی
land bank
بانکی که زمین را در برابر پول گرو بر میدارد
over-the-counter interbank transactions
داد و ستد بین بانکی در خارج از بورس
advising bank
بانکی که گشایش اعتبار اسنادی رابه ذینفع
excess preserves
اندوخته بانکی بیش از حدی که قانونا" لازم است
trust company
شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
holographic image
[ذخیره داده به صورت تصویری که بعدا توسط بانکی از خانه های نوری و لیزر خوانده میشود.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com