English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (7 milliseconds)
English Persian
carnival کاروان شادی جشن
carnivals کاروان شادی جشن
Search result with all words
mardi gras سه روز قبل از چهارشنبه توبه کاتولیک ها که دراستان لویزیانا کاروان شادی حرکت میکند
Other Matches
sortie یک کاروان دریایی یاحرکت یک کاروان دریائی
sorties یک کاروان دریایی یاحرکت یک کاروان دریائی
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
k day روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
train کاروان
convoys کاروان
trained کاروان
trains کاروان
caravan کاروان
caravans کاروان
kafila کاروان
orion hound کاروان کش
convoy کاروان
motorcade کاروان موتوری
motorcades کاروان موتوری
for a caravan برای هر کاروان
caravanning گذراندنتعطیلیدر کاروان
evacuation convoy کاروان اخراجات دریایی
ocean convoy کاروان اقیانوس پیما
convoy کاروان دریایی ستون موتوری
sirius ستاره کاروان کش درکلب اکبر
sortie number شماره پرواز یا کاروان دریایی
escort ship ناو محافظ کاروان دریایی
convoys کاروان دریایی ستون موتوری
convoy assembly port بندر محل تجمع کاروان دریایی
position buoy بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
main body عمده قوای کاروان دریایی نیروی اصلی تک
gala شادی
galas شادی
exultation شادی
airiness شادی
revelery شادی
pleasance شادی
joyance شادی
rejoicings شادی
curvet شادی
rejoicing شادی
joyless بی شادی
jubilation شادی
joy شادی
joys شادی
caper شادی
capered شادی
capers شادی
glee شادی
gaiety شادی
jubilate فریاد شادی
joie de vivre زیست شادی
mirthfulness شادی ونشاط
high jinks سروصدا و شادی
plaudit هلهله شادی
jubilee روز شادی
joy شادی کردن
joys شادی کردن
revel شادی کردن
reveled شادی کردن
acclamation تحسین و شادی
reveling شادی کردن
revelled شادی کردن
happiness شادی خوشنودی
revels شادی کردن
revelling شادی کردن
joyously از روی شادی
fool's paradise شادی احمقانه
mirth نشاط شادی
banzai هلهله شادی
exultance وجد و شادی
jubilees روز شادی
breezy شادی بخش
f.mirth شادی جشن
effervescence طراوت و شادی
merriment ابراز شادی
cock-a-hoop شادی کنان
short-haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
short haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
ovations شادی وسرور عمومی
exulting شادی کردن وجدکردن
elation ترفیع سرفرازی شادی
ovation شادی وسرور عمومی
with rejoicings and embraces با شادی و فریاد هورا
To be in raptures . To be overjoyed . غرق در شادی بودن
exult شادی کردن وجدکردن
exults شادی کردن وجدکردن
gleefully از روی شادی و خوشحالی
tragicomedies دارای حزن و شادی
tragicomedy دارای حزن و شادی
exulted شادی کردن وجدکردن
they returned in triumph شادی کنان برگشتند
to be psyched for somebody [American E] در شادی کسی سهیم شدن
to overcrow one's rival از پیروزی بر حریف شادی کردن
caper از روی شادی جست وخیزکردن
capered از روی شادی جست وخیزکردن
capers از روی شادی جست وخیزکردن
to be glad for somebody's sake در شادی کسی سهیم شدن
to be pleased for somebody در شادی کسی سهیم شدن
whoopla عیاشی و شادی پر سرو صدا
He was transported with joy. از شادی درپوست نمی گنجید
gee whiz <idiom> بافریاد شادی خود رانشان دادن
fly in the ointment <idiom> یک چیز کوچک که شادی را بههم بزند
jobilate شادی کردن از خوشی فریاد زدن
She was transported with joy . شادی تمام وجودش را فرا گرفت
inequality operator نشانه بیان عدم شادی دو متغیر یا دو مقدار
kirmess جشن وعیدسالیانهای که ........وفریادهای شادی برپامی کنند
Tune in next week for another episode of 'Happy Hour'. هفته آینده کانال [تلویزیون] را برای قسمت دیگری از {ساعت شادی} تنظیم کنید.
floating base ناولجستیکی شناور یا کاروان لجستیکی شناور دریایی
administrative wheeled vehicle fleet کاروان خودروهای اداری خودروی اداری
dog star ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
Sophrosyne وضعیت سالم ذهن توصیف شده با خویشتنداری اعتدال و آگاهی عمیق از نفس حقیقی که به شادی واقعی منجر میشود
convoy joiner ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
to triumph over the enemy برشکست دشمن شادی کردن بر دشمن پیروز شدن
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness. نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
rejoicingly شادی کنان وجد کنان
rejoiced شادی کردن وجد کردن
rejoices شادی کردن وجد کردن
rejoice شادی کردن وجد کردن
convoy commodore فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com