Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (7 milliseconds)
English
Persian
deadman
کارگاه برفی
Other Matches
resident engineer
مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
snowy
برفی
snow shoe
برفی
snowmen
ادم برفی
snowmen
ادمک برفی
weasel
سورتمه برفی
weasels
سورتمه برفی
calotte
قله برفی
snowman
ادمک برفی
snowslide
سرسره برفی
snowshoe
کفش برفی
snowmobile
اتومبیل برفی
snowcap
کلاله برفی
snowcap
کلاهک برفی
snowman
ادم برفی
snowcap
قله برفی
snow cave
اتاق برفی
snow-white
سفید برفی
snowshed
سایبان برفی
harness
پوشش کفش برفی
harnessing
پوشش کفش برفی
harnessed
پوشش کفش برفی
glissade
سرخوردن روی شیب برفی
corn snow
برفی که دانه بندی درشت دارد
snowshoe
کفش اسکی باکفش برفی راه رفتن
sculptoris
کارگاه
shops
کارگاه
atelier
کارگاه
workhouse
کارگاه
workhouses
کارگاه
engineering workshop
کارگاه
workshop
کارگاه
detective
کارگاه
detectives
کارگاه
workshops
کارگاه
shopped
کارگاه
shopboard
کارگاه
industrial unit
کارگاه
field
کارگاه
sculptors
کارگاه
sculptor
کارگاه
fields
کارگاه
fielded
کارگاه
plant
کارگاه
establishment
کارگاه
plants
کارگاه
shop
کارگاه
establishments
کارگاه
job office
دفتر کارگاه
lathe shop
کارگاه تراشکاری
assembly shop
کارگاه مونتاژ
site manager
رئیس کارگاه
welding shop
کارگاه جوشکاری
field shop
کارگاه صحرایی
engineering workshop
کارگاه صنعتی
site clearance
تخلیه کارگاه
works inspector
بازرس کارگاه
cottage industries
کارگاه خانگی
milling shop
کارگاه فرزکاری
carpet workshop
کارگاه قالیبافی
pilot plant
کارگاه نمونه
manufactory
کاردستی کارگاه
smith's shop
کارگاه اهنگری
production
فرآورده کارگاه
exhaust fan
هواکش کارگاه
plants
تجهیزات کارگاه
sites
کارگاه ساختمانی
sited
کارگاه ساختمانی
looms
کارگاه بافندگی
looming
کارگاه بافندگی
shops
کارگاه تعمیرگاه
shopped
کارگاه تعمیرگاه
shop
کارگاه تعمیرگاه
building sites
کارگاه ساختمانی
building site
کارگاه ساختمانی
plant
تجهیزات کارگاه
studio
کارگاه کارخانه
loomed
کارگاه بافندگی
loom
کارگاه بافندگی
studios
کارگاه هنری
cottage industry
کارگاه خانگی
studios
کارگاه کارخانه
automatic turning shop
کارگاه تراشکاری
site
کارگاه ساختمانی
studio
کارگاه هنری
atelier
کارگاه هنری
artist's workshop studio
کارگاه هنری
plant
محل کارخانه یا کارگاه
workroom
اتاق کار کارگاه
electroplating shop
کارگاه عملیات گالوانیزهای
winding shop
کارگاه سیم پیچی
ball joint vise
گیره ساچمهای کارگاه
plants
محل کارخانه یا کارگاه
shipyards
کارگاه کشتی سازی
workshops
اتاق کار کارگاه
shipyard
کارگاه کشتی سازی
storage pile
انبار مصالح در کارگاه
acid recovery plant
کارگاه بازیابی اسید
acid restoring plant
کارگاه بازیابی اسید
molding shop
کارگاه قالب گیری
sweatshops
کارگاه بهره کشی
pattern shop
کارگاه مدل سازی
workshop
اتاق کار کارگاه
plant records
امار تجهیزات کارگاه
sweatshop
کارگاه بهره کشی
pullery
کارگاه پوست تراشی
machine shop
کارگاه محاسبات ماشینی
forges
ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
forge
ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
craftshop
کارگاه هنرهای دستی تفریحی
ex works
تحویل در کنار کارگاه یاکارخانه
maintenance shop
کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
mix in place
تهیه بتن در خود کارگاه
pouring bay
کارگاه کوچک ریخته گری
on site concrete
بتن ساخته شده در کارگاه
haul
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauls
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
stances
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
stance
طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
hauled
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
dockyards
کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
dockyard
کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
haul road
راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
lithography
کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
fitting shop
کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
bench check
کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
free haul
در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
operating bridge
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
relative humidity
رطوبت نسبی
[مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
strike
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
balance earth works
یک اندازه بودن حجم خاک برداری با حجم خاک ریزی در یک کارگاه
Safavid period
دوران صفویه
[اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com