English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
pullery کارگاه پوست تراشی
Other Matches
moon knife چاقوی پوست تراشی
resident engineer مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
neologisms واژه تراشی
neologism واژه تراشی
shaping صفحه تراشی
rationalization دلیل تراشی
redressing باز تراشی
shaves ریش تراشی
shaved ریش تراشی
neolalia واژه تراشی
neographism نویسه تراشی
shave ریش تراشی
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
grainer تیغ پشم تراشی
granulating hammer تیشه سنگ تراشی
To raise difficulties . To creat obstacles. اشکال تراشی کردن
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
razor تیغ صورت تراشی
crandall چکش سنگ تراشی
stone work جایگاه سنگ تراشی
shaving اصلاح صورت تراشی
razors تیغ صورت تراشی
blocking-out قلم سنگ تراشی
bush-hammered ابزار سنگ تراشی
statuary مجسمه ساز هیکل تراشی
sculpture in miniature پیکر تراشی کوچک اندام
sophistry زبان بازی برهان تراشی
sculpture پیکر تراشی سنگتراشی کردن
carver قلم سنگ تراشی سازنده
sculptures پیکر تراشی سنگتراشی کردن
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
kevel چوب یکنوع تیشه برای سنگ تراشی
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
parpen سنگ تراشی مه از توی دیواری گذر کرده و ازدوسوی ان نمایان باشد
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
shop کارگاه
establishment کارگاه
workshop کارگاه
workhouse کارگاه
industrial unit کارگاه
workhouses کارگاه
plant کارگاه
plants کارگاه
shopped کارگاه
detective کارگاه
detectives کارگاه
atelier کارگاه
workshops کارگاه
shopboard کارگاه
sculptors کارگاه
sculptor کارگاه
shops کارگاه
engineering workshop کارگاه
establishments کارگاه
sculptoris کارگاه
fielded کارگاه
field کارگاه
fields کارگاه
peels پوست انداختن پوست
peel پوست انداختن پوست
tegumnentum پوست طبیعی پوست
atelier کارگاه هنری
smith's shop کارگاه اهنگری
shops کارگاه تعمیرگاه
shopped کارگاه تعمیرگاه
welding shop کارگاه جوشکاری
site manager رئیس کارگاه
deadman کارگاه برفی
production فرآورده کارگاه
works inspector بازرس کارگاه
automatic turning shop کارگاه تراشکاری
assembly shop کارگاه مونتاژ
artist's workshop studio کارگاه هنری
cottage industry کارگاه خانگی
cottage industries کارگاه خانگی
carpet workshop کارگاه قالیبافی
exhaust fan هواکش کارگاه
site clearance تخلیه کارگاه
engineering workshop کارگاه صنعتی
pilot plant کارگاه نمونه
plant تجهیزات کارگاه
milling shop کارگاه فرزکاری
plants تجهیزات کارگاه
job office دفتر کارگاه
manufactory کاردستی کارگاه
looms کارگاه بافندگی
lathe shop کارگاه تراشکاری
loomed کارگاه بافندگی
loom کارگاه بافندگی
building site کارگاه ساختمانی
building sites کارگاه ساختمانی
field shop کارگاه صحرایی
studios کارگاه هنری
studios کارگاه کارخانه
studio کارگاه هنری
studio کارگاه کارخانه
shop کارگاه تعمیرگاه
sites کارگاه ساختمانی
sited کارگاه ساختمانی
site کارگاه ساختمانی
looming کارگاه بافندگی
workshops اتاق کار کارگاه
workroom اتاق کار کارگاه
plants محل کارخانه یا کارگاه
workshop اتاق کار کارگاه
sweatshop کارگاه بهره کشی
sweatshops کارگاه بهره کشی
plant محل کارخانه یا کارگاه
shipyard کارگاه کشتی سازی
shipyards کارگاه کشتی سازی
storage pile انبار مصالح در کارگاه
pattern shop کارگاه مدل سازی
plant records امار تجهیزات کارگاه
molding shop کارگاه قالب گیری
acid restoring plant کارگاه بازیابی اسید
electroplating shop کارگاه عملیات گالوانیزهای
acid recovery plant کارگاه بازیابی اسید
ball joint vise گیره ساچمهای کارگاه
winding shop کارگاه سیم پیچی
machine shop کارگاه محاسبات ماشینی
craftshop کارگاه هنرهای دستی تفریحی
forge ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
forges ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
pouring bay کارگاه کوچک ریخته گری
ex works تحویل در کنار کارگاه یاکارخانه
maintenance shop کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
mix in place تهیه بتن در خود کارگاه
on site concrete بتن ساخته شده در کارگاه
dockyards کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
stance طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
hauling فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
stances طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
hauled فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
dockyard کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
hauls فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
lithography کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
haul road راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
fitting shop کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
bench check کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
free haul در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
operating bridge پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
deforest درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforested درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforests درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforesting درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
relative humidity رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
shell پوست
shelling پوست
shells پوست
crustal پوست
encrustations پوست
skins پوست
neurilemma or lema پوست پی
swanskin پوست قو
integument پوست
tunc پوست
tegmentum پوست
encrustation پوست
rind پوست
rinds پوست
tegmen پوست
parer پوست کن
peltry پوست
skin پوست
flayer پوست کن
goat پوست بز
shale پوست
skinless بی پوست
skinner پوست کن
scalp پوست سر
dermis پوست
skinned پوست
cuticle پوست
glume پوست
skinning پوست
goats پوست بز
dermatalgia پوست
peeling پوست
hides پوست
cortices پوست
barking پوست
hulls پوست
stripper پوست کن
hide پوست
cortex پوست
peels پوست
barked پوست
husk پوست
peel پوست
barks پوست
hull پوست
goatskins پوست بز
strippers پوست کن
goatskin پوست بز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com