Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
knobstick
کارگریکه که بااعتصاب کارگران همراه نیست
Other Matches
wire
کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
wires
کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
unbundled software
نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
attribute
هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributing
هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributes
هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
All is not gold that glitters.
<proverb>
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
winchester disk
دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
step frame
استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
peer to peer network
شبکه همراه به همراه
workers
کارگران
labours
کارگران
blue collar employees
کارگران
transparent
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparently
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
farm labors
کارگران مزارع
labor service
اتحادیه کارگران
dormitory-suburb
خوابگاه کارگران
Company town
شهرک کارگران
farm labors
کارگران کشاورزی
labor unions
اتحادیه کارگران
workforce
شمار کارگران
industrial workers
کارگران صنعتی
labourunion
اتحادیه کارگران
foreman
مباشر کارگران
labour union
اتحادیه کارگران
skilled workers
کارگران متخصص
picket line
صف کارگران اعتصابی
wildcat strike
<idiom>
اعتصاب کارگران
labor union
اتحادیه کارگران
picket lines
صف کارگران اعتصابی
manual workers
کارگران دستکار
foremen
مباشر کارگران
leaving files open
به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
work people
کارگران طبقه کارگر
griddle
غربال سیمی کارگران
the men were locked out
در را بروی کارگران بستند
profit sharing
سهم کارگران از سود
griddles
غربال سیمی کارگران
waterside workmen
کارگران کنار دریا
profit-sharing
سهم کارگران از سود
caboose
اطاق کارگران قطار
industrial workers of the world
کارگران صنعتی جهان
his parentage isunknown
اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
to unionise
[British E]
متحد کردن
[مثال کارگران]
to unionize
[American E]
متحد کردن
[مثال کارگران]
All of the workers want to go.
تمام کارگران می خواهند بروند
it spells ruin to the workmen
متضمن خانه خرابی کارگران است
truck system
اصول دادن کالا به جای دستمزد به کارگران
section gang
دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
barracked
منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
section crew
دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
double time
پرداخت دستمزد کارگران به دو برابر مقدار عادی
barrack
منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
barracking
منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
it is past all hope
جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
countervailing power
مثلااتحادیه کارگران که درواکنش به قدرت تولید کننده انحصاری ایجاد میشود
Most home helps prefer to live out.
بسیاری از کارگران خانگی ترجیح می دهند بیرون از خانه زندگی کنند .
collective bargaining
مذاکرات دسته جمعی مذاکرات بین موسسات متشکل از کارگران و کارفرمایان برای بهبود کار
it is inexpedient to reply
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
electronic cottage
مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
non concurrent
نا همراه
bundled
همراه
comrades
همراه
participants
همراه
participant
همراه
secondary planet
همراه
comrade
همراه
along
همراه
attendants
همراه
acologte
همراه
concomitant
همراه
to fight with the enemy
همراه = با
accompanied by
همراه
company
همراه
attendant
همراه
accompanying
همراه
in company with
همراه
companies
همراه
on
همراه
mid-
همراه با
mid
همراه با
to keep company with
همراه بودن با
convoy
همراه رفتن
to come along
همراه امدن
companion
همراه همدم
accompanying fire
اتش همراه
unbundled
غیر همراه
convoys
همراه رفتن
come along with me
همراه من بیائید
compeer
قرین همراه
indiental music
موزیک همراه
spasmodically
همراه با انقباضات
accompanying supplies
تدارکات همراه
associated sound
صدای همراه
spasmodic
همراه با انقباضات
accompanying cargo
بار همراه
accompanying sound
صدای همراه
accompanier
همراه مصاحب
good luck to you
خدا به همراه
accompany
همراه بودن
accompanies
همراه بودن
door bundle
بار همراه
attend
همراه بودن
attending
همراه بودن
accommpanying element
عنصر همراه
escort
همراه بدرقه
sick headache
سردرد همراه با
go along
همراه رفتن
escorted
همراه بدرقه
accompanied
همراه بودن
bon voyage
خدا به همراه
fraught
دارا همراه
escorts
همراه بدرقه
escorting
همراه بدرقه
attends
همراه بودن
unaccompanied
بدون همراه
to go along
همراه شدن
to accompany
همراه شدن
Accompanied by. Together with .
به اتفاق (همراه )
on one's coat-tails
<idiom>
همراه کس دیگر
to accompany
همراه کسی رفتن
participative
انبازی کننده همراه
amaurotic idiocy
کانایی همراه با نابینایی
japko chagi
ضربه پا همراه گرفتن پا
corps artillery
توپخانه همراه سپاه
kick boxing
بوکس همراه با لگد
attendants
همراه نگهبان کشیک
attendant
همراه نگهبان کشیک
typhoons
توفان همراه با باران
savate
بوکس همراه با لگد
incorrect
نادرست یا به همراه خطا
to carry a watch
ساعت همراه داشتن
herewith
همراه این نامه
to go along
همراه کسی رفتن
wave off
فرود همراه با سایش
Bring your friend along.
دوستت را همراه بیاور
typhoon
توفان همراه با باران
bitumen macadam
سنگریزی همراه با قیر
ice storm
طوفان همراه باتگرگ
bundled software
نرم افزار همراه
strikes
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strike
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
thunderstorm
توفان همراه بااذرخش وصاعقه
thunderstorms
توفان همراه بااذرخش وصاعقه
door bundle
بار پرتابی همراه با چترباز
to call on the cell phone
با تلفن همراه زنگ زدن
to cell phone
با تلفن همراه زنگ زدن
landing attack
تک همراه با پیاده شدن به ساحل
I have nothing to declare.
کالای گمرکی همراه ندارم.
grand mal
صرع همراه با تشنج وغش
dysuria
ادرار همراه با سوزش واشکال
Goods to declare
همراه داشتن کالاهای گمرکی
Nothing to declare
همراه نداشتن کالاهای گمرکی
chaperone
همراه دختران جوان رفتن
aerial cartwheel
مارپیچ همراه با پرش وچرخش
chaperon
همراه دختران جوان رفتن
to bid a persong
به کسی خدابه همراه گفتن
company
گروهان همراه کسی رفتن
to go along
همراه رفتن همراهی کردن
companies
گروهان همراه کسی رفتن
thundershower
رگبار همراه با رعد وبرق
chaperons
همراه دختران جوان رفتن
chaperones
همراه دختران جوان رفتن
RIFF
ماده بزرگ همراه ID RIFF.
hit it off with someone
<idiom>
بهترین همراه با کسی داشتن
piracy
هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
sob
همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
joint product offer
فروش یک کالا همراه با کالای دیگر
sobbed
همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
sobs
همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
striptease
رقص همراه با برهنگی تدریجی رقاصه
chaperon
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
sobbing
همراه با سکسکه وبغض گریه کردن
cell phone users while driving
کاربران تلفن همراه درحال رانندگی
coloratura
خوانندهای که همراه چنین آهنگی میخواند
callithump
رژه پر سروصدایی همراه باکرنا و بوق
indiental music
ساز و اوازی که با نمایشی همراه باشد
oratorio
قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
oratorios
قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
coloraturas
خوانندهای که همراه چنین آهنگی میخواند
ballets
اسکی همراه با موسیقی وحرکات اکروباتیک
ballet
اسکی همراه با موسیقی وحرکات اکروباتیک
Do you have nothing to declare?
آیا کالای گمرکی همراه دارید؟
multidimensional
تعداد آرایههای موازی به همراه عمق
sidestep traverse
صعود پلهای همراه باسرخوردن بجلو
chaperons
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
oxidative phosphorylation
فسفریل دار کردن همراه بااکسایش
chaperones
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperone
شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
real number
عددی که با بخش کسری همراه است .
rear takedown with outside singleleg byl
زیریک خم میانکوب همراه بااقل ازچپ
subscripted variable
عنصری در آرایه که با یک همراه معرفی میشود
dictatorship of proletariat
اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
cantata
شعری که با اوازیکنفری همراه موسیقی خوانده شود
desks
میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
share
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
milk leg
ورم پای نوزاد همراه با دردبهنگام زایمان
shared
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
shares
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com