English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (16 milliseconds)
English Persian
deformation energy کار تغییر شکل
Search result with all words
byte حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
bytes حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
veer تغییر عقیده دادن
veer انحراف تغییر مسیر
veered تغییر عقیده دادن
veered انحراف تغییر مسیر
veers تغییر عقیده دادن
veers انحراف تغییر مسیر
current جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
currents جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
field فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fielded فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fields فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
database مجموعه دستوراتی که به کاربر اجازه ایجاد تغییر ساده در پایگاه داده ها میدهد
database تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
databases مجموعه دستوراتی که به کاربر اجازه ایجاد تغییر ساده در پایگاه داده ها میدهد
databases تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
answer tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answered tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answering tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
answers tone ی که مودم پاسخگو پیش از تغییر مسیر انتشار میدهد
source نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
dump چاپ محل هایی که محتوای آنها در حین اجرای برنامه تغییر کرده است
exchange روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanges روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
change تغییر
change تغییر کردن عوض شدن
change تغییر دادن
change تغییر دادن تبدیل
change تغییر کردن تغییر دادن
change چاپ گرفتن از محل هایی که داده باید در آنها تغییر کند
changed تغییر
changed تغییر کردن عوض شدن
changed تغییر دادن
changed تغییر دادن تبدیل
changed تغییر کردن تغییر دادن
changed چاپ گرفتن از محل هایی که داده باید در آنها تغییر کند
changes تغییر
changes تغییر کردن عوض شدن
changes تغییر دادن
changes تغییر دادن تبدیل
changes تغییر کردن تغییر دادن
changes چاپ گرفتن از محل هایی که داده باید در آنها تغییر کند
changing تغییر
changing تغییر کردن عوض شدن
changing تغییر دادن
changing تغییر دادن تبدیل
changing تغییر کردن تغییر دادن
changing چاپ گرفتن از محل هایی که داده باید در آنها تغییر کند
alternating current جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
strain تغییر شکل
strain تغییر شکل نسبی
strains تغییر شکل
strains تغییر شکل نسبی
reader یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
readers یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
pure کدی که در حین اجرا خود را تغییر ندهد
purer کدی که در حین اجرا خود را تغییر ندهد
purest کدی که در حین اجرا خود را تغییر ندهد
dispositions تغییر مکانها گسترشها
redeployment تغییر مکان دادن یکانها
tune تغییر فرکانس دادن
tunes تغییر فرکانس دادن
hard که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
harder که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
hardest که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
flexibility کش دار قابل تغییر
deviation تغییر مسیر
deviations تغییر مسیر
editor نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد بخشی از فایل را انتخاب کند و تغییر دهد یا حذف کند
editors نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد بخشی از فایل را انتخاب کند و تغییر دهد یا حذف کند
basic دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basics دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
cut تغییر سمت سریع
cuts تغییر سمت سریع
deflection تغییر شکل خمشی
deflections تغییر شکل خمشی
toggle سویچ چند وضعیتی تغییر وضع دادن
toggle تغییر یافتن بین دو وضعیت
toggles سویچ چند وضعیتی تغییر وضع دادن
toggles تغییر یافتن بین دو وضعیت
string سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
plastic تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
graduate تغییر تدریجی کردن
graduates تغییر تدریجی کردن
graduating تغییر تدریجی کردن
pitch دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
pitches دستور به وسیله صوتی موجی برای تغییر صورت با فاکتور خاصی
update تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updated تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updates تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
modulate تغییر موج ارسالی برای حمل داده
modulates تغییر موج ارسالی برای حمل داده
modulating تغییر موج ارسالی برای حمل داده
colour تغییر رنگ دادن
colours تغییر رنگ دادن
clear تغییر محتوی یک خانه حافظه
clearer تغییر محتوی یک خانه حافظه
Other Matches
end strings نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangover تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangovers تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
varies تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
change over تغییر روش تغییر رویه
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
mutation تغییر
modification تغییر
variations تغییر
amendment تغییر
amendments تغییر
shunting تغییر خط
stationary بی تغییر
changeless بی تغییر
mutations تغییر
alternation تغییر
fluctuation تغییر
variation تغییر
conversions تغییر
commutation تغییر
misalignment تغییر
vicissitude تغییر
alteration تغییر
innovations تغییر
conversion تغییر
dachi تغییر پا
innovation تغییر
dimensional change تغییر اندازه
displaciment تغییر مکان
displeacement of water تغییر مکان اب
unalterable تغییر ناپذیر
invariable تغییر ناپذیر
modifying تغییر دادن
conversion تغییر مذهب
changeable تغییر پذیر
flexility قابلیت تغییر
effable قابل تغییر
frequency change تغییر بسامد
displaceable قابل تغییر
transformation عمل تغییر
constantly بدون تغییر
design change تغییر طرح
permute تغییر دادن
modification of the articles تغییر اساسنامه
modifiability تغییر پذیری
misalign تغییر یافتن
minor change خرد تغییر
metachromatism تغییر رنگ
mean variation تغییر متوسط
phase shift تغییر فاز
immutability تغییر ناپذیری
modificative تغییر دهنده
modificatory تغییر دهنده
multiplier ضریب تغییر
peripeteia تغییر ناگهانی
parathesis ترکیبی بی تغییر
palingenesis تغییر شکل
nonreversal shift تغییر ناوارون
variation coefficient ضریب تغییر
mutable تغییر پذیر
mutabilty تغییر پذیری
mutability تغییر پذیری
magnatic displacement تغییر مغناطیسی
modifier تغییر دهنده
lour اخم تغییر
invariance تغییر ناپذیری
infelection تغییر شکل
transmutation تغییر شکل
inalterable تغییر ناپذیر
inalterability تغییر ناپذیری
heterophonia تغییر صدا
immutable تغییر ناپذیر
supple تغییر پذیر
invariant تغییر ناپذیر
ireversible تغییر ناپذیر
skittish تغییر پذیر
modifiers تغییر دهنده
load variation تغییر بار
left shift تغییر مکان به چپ
lability تغییر پذیری
kainotophobia تغییر هراسی
moveable قابل تغییر
kainophobia تغییر هراسی
frequency fluctuation تغییر فرکانس
amending تغییر دادن
transform تغییر شکل
transformed تغییر شکل
transforming تغییر شکل
fluctuates تغییر مداوم
fluctuated تغییر مداوم
fluctuate تغییر مداوم
weathers تغییر فصل
weathered تغییر فصل
variant قابل تغییر
mutant تغییر پذیر
alterability قابلیت تغییر
modification تغییر وتبدیل
varies تغییر کردن
vary تغییر کردن
alter تغییر یافتن
mutants تغییر پذیر
weather تغییر فصل
altered تغییر یافتن
alter تغییر دادن
mutate تغییر دادن
mutated تغییر دادن
mutates تغییر دادن
mutating تغییر دادن
amend تغییر دادن
amended تغییر دادن
altered تغییر دادن
altering تغییر یافتن
variables تغییر پذیر
variable تغییر پذیر
upheavals تغییر فاحش
upheaval تغییر فاحش
alters تغییر دادن
alters تغییر یافتن
altering تغییر دادن
alterable قابل تغییر
alterant تغییر دادنی
altertive تغییر دهنده
variation تغییر ناپایداری
variations تغییر ناپایداری
transforms تغییر شکل
coefficient of variation ضریب تغییر
cinversion تغییر شکل
changer تغییر دهنده
displacement تغییر موضع
displacement تغییر مکان
commutable قابل تغییر
concurrent variation تغییر همزمان
demand shift تغییر تقاضا
variability تغییر پذیری
deformation تغییر شکل
current displacement تغییر جریان
covariation تغییر همگام
convertibility توانایی تغییر
change spin چرخیدن با تغییر پا
change in supply تغییر عرضه
change in demand تغییر تقاضا
behavior modification تغییر رفتار
automatic take تغییر پایگاه
kaleidoscope تغییر پذیربودن
kaleidoscopes تغییر پذیربودن
change of curvature تغییر انحنا
speed variation تغییر سرعت
modifies تغییر دادن
change of speed تغییر سرعت
change of place تغییر مکان
modify تغییر دادن
changeable قابل تغییر
deed poll تغییر نام
turnabouts تغییر موضع
turnabouts تغییر عقیده
flexible قابل تغییر
turnabout تغییر موضع
turnabout تغییر عقیده
to turn [into] تغییر دادن
to turn [into] تغییر کردن
change [in something] [from something] تغییر [در یا از چیزی]
stable بی حرکت یا بی تغییر
stables بی حرکت یا بی تغییر
unchangeable تغییر ناپذیر
transmutative قابل تغییر
transiguration تغییر شکل
convertible تغییر پذیر
convertibles تغییر پذیر
transformative قابل تغییر
vacillatory تغییر پذیر
variation theorem قضیه تغییر
variational method روش تغییر
realigns تغییر دادن
realigning تغییر دادن
realigned تغییر دادن
realign تغییر دادن
voltage variation تغییر ولتاژها
vicissitudes of time تغییر اوضاع
versatility قابلیت تغییر
variative قابل تغییر
variational principle اصل تغییر
to undergo a change تغییر یافتن
transformation تغییر شکل
near-constant state of flux تغییر همیشگی
transact تغییر دادن
reset تغییر دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com