English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (5 milliseconds)
English Persian
avocation کار جزیی مشغولیت
Other Matches
tincture اثر جزیی رنگ جزیی
tinctures اثر جزیی رنگ جزیی
engagements مشغولیت
engagement مشغولیت
triploid سه جزیی
triplex سه جزیی
trimerous سه جزیی
trifler جزیی
triaxial سه جزیی
minor جزیی
triplet سه جزیی
tripartite سه جزیی
partial جزیی
small جزیی
smaller جزیی
smallest جزیی
tripling سه جزیی
Apart of the whole. جزیی از کل
mean جزیی
meaner جزیی
meanest جزیی
two bit جزیی
two-bit جزیی
vain جزیی
trifid سه جزیی
trivial جزیی
triple سه جزیی
triples سه جزیی
tripled سه جزیی
tinct اثریارنگ جزیی
partial view نمای جزیی
partial pressure فشار جزیی
partial mobilization بسیج جزیی
partial loss خسارت جزیی
partial ionization یونش جزیی
partial volume حجم جزیی
practical entropy انتروپی جزیی
single component gases گازهای تک جزیی
tetramerous چهار جزیی
tetrastichous چهار جزیی
partial charge بار جزیی
part plan نقشه جزیی
one component system سیستم یک جزیی
duplicity theory نظریه دو جزیی
meanest جزیی ناچیز
component drawing رسم جزیی
trifles چیز جزیی
tinctures طعم جزیی
tincture طعم جزیی
tinges رنگ جزیی
trifle چیز جزیی
meaner جزیی ناچیز
mean جزیی ناچیز
tinge رنگ جزیی
liquation گداز جزیی
partial غرض الود جزیی
work unit یک قسمت جزیی از کار
whisks حرکت سریع و جزیی
law of partial pressure قانون فشارهای جزیی
partial derivative مشتق جزیی [ریاضی]
partial molar volume حجم جزیی مولی
whisked حرکت سریع و جزیی
partial differential equation معادله دیفرانسیل جزیی
whisk حرکت سریع و جزیی
partial molar properties خواص جزیی مولی
internal discharge تخلیه جزیی داخلی
multicomponent system سیستم چند جزیی
partial ionioc character خصلت جزیی یونی
whisking حرکت سریع و جزیی
This is only a slight difference. این فقط یک اختلاف جزیی است
micrometer scale طبله اعدادجزیی مقیاس اعداد جزیی
minor sort مرتب سازی جزیی جورسازی فرعی
tenantable repair تعمیراتی که بر عهده مستاجراست تعمیرات جزیی عین مستاجره
gear cluster مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
coarse setting تنظیمات دقیق دوربین یازاویه یاب بستن تنظیمات جزیی به زاویه یاب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com