English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (6 milliseconds)
English Persian
to date a letter forward کاغذی راتاریخ عقب ترگذاشتن
Other Matches
papyraceous کاغذی
chartaceous کاغذی
pulpy کاغذی
rosette گل کاغذی
rosettes گل کاغذی
papery کاغذی
litmus paper کاغذی که بماده
paper gold طلای کاغذی
paper feed خورش کاغذی
paper electrophoresis الکتروفورز کاغذی
Kleenexes دستمال کاغذی
paper capacitor خازن کاغذی
paper curency پول کاغذی
paper chromatography کروماتوگرافی کاغذی
paper card کارت کاغذی
paper condenser خازن کاغذی
Kleenex دستمال کاغذی
lamplighter چوب یا کاغذی که
fish paper عایق کاغذی
fiduciary currency پول کاغذی
paper tape نوار کاغذی
paper plate بشقاب کاغذی
paper money پول کاغذی
yashmak shawl دستمال کاغذی
ticker tape نوار کاغذی
paper tigers ببر کاغذی
paper tiger ببر کاغذی
masking tape نوارچسب کاغذی
quartos ربع کاغذی
paper blockade محاصره کاغذی
towel دستمال کاغذی
paper tape reader نوارخوان کاغذی
towels دستمال کاغذی
quarto ربع کاغذی
paper cup لیوان کاغذی
crown paper کاغذی که 38/10سانتیمتردر50/80سانتیمترباشد
dust jacket کاغذی که با ان کتاب را جلدمیکنند
elephant paper کاغذی که اندازه ان 72 در 56سانتیمتراست
folding money اسکناس پول کاغذی
paper edition of a book ویرایش با جلد کاغذی
tissue paper دستمال کاغذی نازک
rag paper کاغذی که ازپارچه بسازند
punch paper tape نوار کاغذی منگنه
paper tape reader نوار کاغذی خوان
paper tape punch منگنه نوار کاغذی
paper currency اسکناس پول کاغذی
paper tape punch منگنه کن نوار کاغذی
strip chart recorder ثبات نوار کاغذی
dust-jackets کاغذی که با ان کتاب را جلدمیکنند
dust-covers کاغذی که با ان کتاب را جلدمیکنند
paper money اسکناس پول کاغذی
paperbacks کتاب جلد کاغذی
paperback کتاب جلد کاغذی
dust-jacket کاغذی که با ان کتاب را جلدمیکنند
dust jacket جلد کاغذی روی کتاب
long green دلار کاغذی پشت سبز
punched paper tape نوار کاغذی منگنه شده
perforated paper tape نوار کاغذی سوراخ دار
boxes جعبه کاغذی یا چوبی یا پلاستیکی
dust-jacket جلد کاغذی روی کتاب
box جعبه کاغذی یا چوبی یا پلاستیکی
dust-covers جلد کاغذی روی کتاب
dust-jackets جلد کاغذی روی کتاب
billhead کاغذی که شبیه برات چاپی است
minnesota paper form board ازمون جااندازی کاغذی مینه سوتا
irredeemable paper money پول کاغذی که دارنده ان نتواندهرگاه بخواهدانرا نقدسازد
sleeve پوشش کاغذی یا پلاستیکی برای دیسک مغناطیسی
quaternion ورق کاغذی که چهار تاه خورده باشد
sleeves پوشش کاغذی یا پلاستیکی برای دیسک مغناطیسی
granite paper کاغذی که دارای رشته ها و خطوط رنگارنگ میباشد
hornbook کاغذی که در ان الفباء برای کودکان دبستان می نوشتند
stationery کاغذی که برای استفاده در چاپگر ساخته شده است
centre محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centered محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centred محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centers محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
laid paper کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
punches بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
parity شیار روی مغناطیسی یا نوار کاغذی که حاوی بیت پیریتی است
punch بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
center سوراخ هایی که اطراف مرکز نوار کاغذی پانچ شده اند
punched بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
reperforator ماشینی که نوار کاغذی را سوراخ میکند ارسال کننده نوارپانچ شده متصل به هم
edge کارت کاغذی که سوراخ هایی دارد روی یک لبه برای نمایش داده
edges کارت کاغذی که سوراخ هایی دارد روی یک لبه برای نمایش داده
background نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
backgrounds نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
key کاغذی که روی کلیدهای صفحه کلید چسبیده میشود تا تابع خاص آنها را برای عملی بیان کنند
bleeds 1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
bleed 1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
perforated tape نوار کاغذی یا نوار بلند که داده به صورت پانج شده روی آن ذخیره میشود
deflection هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
deflections هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
carriage بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
carriages بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
documenting عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
document عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
reader ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
readers ماشینی که سوراخهای پانچ شده را روی نوار کاغذی یا سیگنالهای روی نوار مغناطیسی را می خواند
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com