English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 221 (12 milliseconds)
English Persian
fakement کالای قلب
Search result with all words
launch جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launched جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launches جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launching جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
float غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
floated غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
floats غوطه ور شدن پر شدن تا انتهی سر ریز شدن کالای اضافه برفرفیت انبار
bear کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bears کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
wreckage کالای بازیافتی از کشتی و.....
electronic 1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
jetsam کالای اب اورد
slot machine ماشین خودکاری که پول درسوراخ ان انداخته و کالای مطلوب را تحویل میگیرند
slot machines ماشین خودکاری که پول درسوراخ ان انداخته و کالای مطلوب را تحویل میگیرند
stockist فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
stockists فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
bulk carrier کشتی که کالای فله حمل مینماید
bulk carrier وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
bulk carriers کشتی که کالای فله حمل مینماید
bulk carriers وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
merchandise کالای تجارتی
monopolies امتیاز انحصاری کالای انحصاری
monopoly امتیاز انحصاری کالای انحصاری
specialty کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
tie in فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
tie-in فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
tie-ins فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
ware کالای فروشی پرهیز کردن از
wares کالای فروشی پرهیز کردن از
export بیرون بردن کالای صادره
exported بیرون بردن کالای صادره
exporting بیرون بردن کالای صادره
salvage نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
salvaged نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
salvages نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
salvaging نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
import کالای رسیده
import کالای وارده
imported کالای رسیده
imported کالای وارده
importing کالای رسیده
importing کالای وارده
standard کالای جانشین رزمی
standard اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standard اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standards کالای جانشین رزمی
standards اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standards اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
contraband کالای قاچاق
contraband کالای غیرمجاز
contraband کالای قاچاق محموله قاچاق
specialities کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
scrap heap انبار کالای قراضه
scrap-heap انبار کالای قراضه
shipment کالای حمل شده باکشتی
shipment ارسال کالا باکشتی کالای ارسالی با کشتی
shipment کالای در حال حمل
shipments کالای حمل شده باکشتی
shipments ارسال کالا باکشتی کالای ارسالی با کشتی
shipments کالای در حال حمل
consignment محموله کالای ارسالی
consignment کالای امانت فروش
consignment کالای امانی
consignments محموله کالای ارسالی
consignments کالای امانت فروش
consignments کالای امانی
commodities کالای مصرفی
commodity کالای مصرفی
shoddy کالای تقلبی
jettison بدریا ریزی کالای کشتی
jettisoned بدریا ریزی کالای کشتی
jettisoning بدریا ریزی کالای کشتی
jettisons بدریا ریزی کالای کشتی
staple کالای اصلی بازارمصنوعات مهم واصلی یک محل
staple کالای عمده
stapled کالای اصلی بازارمصنوعات مهم واصلی یک محل
stapled کالای عمده
stapling کالای اصلی بازارمصنوعات مهم واصلی یک محل
stapling کالای عمده
wreck کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
wrecking کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
wrecks کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
perishable کالای فاسد شونده
perishable کالای فاسد شدنی
perishable کالای سریع الفساد
consumer goods کالای مصرفی
flotsam کالای اب اورده
back order قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
ban item کالای ممنوع الورود
bonded good کالای گمرکی
break up value قیمتی که برای رهایی از کالای متروکه یا ازمد افتاده تعیین میشود
bulk cargo کالای فله بار فله
bulk cargo کالای بسته بندی نشده
business goods کالای تولیدی
buyer's over حالتی در بازار که پس ازفروش تمام کالا هنور کالای مربوطه مورد نقاضا میباشد
captain a protest افهار نامه صادره از طرف مقامات بندر در مورد شرح کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده
caveat venditor یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
certificate of damage تصدیق خسارت وارده بر کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده که از طرف مقامات بندرصادر میشود
class i property کالای طبقه 1
Other Matches
labeled cargo کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
giffen good نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
smuggled merchandise کالای قاچاق
smuggled goods کالای قاچاق
knit goods کالای کش بافت
class ii property کالای طبقه 2
consigned inventory کالای امانی
stolen goods کالای مسروقه
consumer's goods کالای مصرفی
consumer brand کالای پر مصرف
wage good کالای مزدی
in wards کالای رسیده
the goods in question کالای موردبحث
inferior good کالای پست
normal good کالای معمولی
normal good کالای عادی
naval stores کالای دریایی
labeled cargo کالای ویژه
scaron کالای کمیاب
luxury good کالای لوکس
purpose made کالای سفارشی
rip-off کالای قلابی
goods in pledge کالای گروی
easy commodity کالای نا مرغوب
frustrated cargo کالای سرگردان
frustrated cargo کالای متروکه
general cargo کالای معمولی
economic good کالای اقتصادی
free good کالای رایگان
end item کالای ضروری
final goods کالای نهائی
giffen good کالای گیفن
delivery کالای ارسالی
limited edition کالای محدود
dead stock کالای بنجل
rip-offs کالای قلابی
goods afloat کالای در راه
limited editions کالای محدود
consignment کالای ارسالی
shipment [American] کالای ارسالی
Contraband goods. کالای قا چاق
commodity market بازار کالای مصرفی
importable کالای قابل واردکردن
inbound cargo کالای تخلیه نشده
inwards واردات کالای رسیده
dead stock کالای بدون خریدان
finished product کالای اماده فروش
consignee گیرنده کالای ارسالی
commercial loading بارگیری کالای تجارتی
we ran out of these goods این کالای ما تمام شد
we d. in silks ما کالای ابریشمی میفروشیم
velveting کالای مخملی مخمل
to make a market of با کالای دیگرمعاوضه کردن
the free list صورت کالای بی گمرک
swag کالای دزدیده شده
pilefered shipment کالای حراج شده
delivery کالای ارسال شده
consignment کالای ارسال شده
shipment [American] کالای ارسال شده
permit goods coveredby کالای موضوع پروانه
r. ofanyone's chattles پس دادن کالای کسی
secondary item کالای تدارکاتی فرعی
staple goods کالای بسیار ضروری
stock in trade موجودی کالای مغازه
opportunity cost هزینههای کالای تولیدی
finish stock موجودی کالای ساخته شده
ocean manifest بارنامه حمل کالای دریایی
pilefered shipment کالای فرسوده حراج شده
merchandies معامله کردن کالای تجارتی
roll out معرفی یک کالای تجارتی به بازار
I have nothing to declare. کالای گمرکی همراه ندارم.
ship ton وزن کالای ارسالی با کشتی به تن
found shipment کالای بدون بارنامه یا رسید
contract shipment number شماره بارنامه کالای ارسالی
common goods کالای مورد نیاز عموم
complete substitution وقتی یک کالاجای کالای دیگر را بگیرد
to take inventory صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
sea borne goods کالای حمل شده بوسیله دریا
exclusion principle درانصورت کالا یک کالای غیر عمومی
stolen goods مال دزدی کالای دزدیده شده
inbound cargo کالای پیاده نشده از کشتی یاهواپیما
fixed supply ذخیره معین کالای فاسد شدنی
joint product offer فروش یک کالا همراه با کالای دیگر
Do you have nothing to declare? آیا کالای گمرکی همراه دارید؟
wreckage piece تکه کالای بازیافتی از کشتی و غیره
obligated stocks کالای تضمین شده یا تعهدشده از نظر تدارک
cost of sales قیمت تمام شده کالای فروش رفته
spot sale فروش نقدی وتحویل فوری کالای موردمعامله
deck department قسمت اداره امور باربری و کالای ناوگان
general stores فروشگاههایی که کالای متفرقه را میفروشند فروشگاه عمومی
dock warrant سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
durable goods کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
tie in sales فروش یک کلا به شرط خریدن یک کالای دیگر
efficiency point حد مطلوبیت کالای تولید شده با حداقل هزینه
gold export point قیمت کالای خارجی با ارزخریداری شده خودداری میکند
end item وسیله عمده دستگاه کامل کالای مورد نیاز
lead time مدت زمان بین دادن سفارش و دریافت کالای مربوطه
income velocity دفعاتی که پول برای خرید کالای کامل جدیدی خرج شود
jumble shop دکانی که خرده ریز و کالای گوناگون ارزان و نیمدار دران میفروشند
panopticon نمایشگاه کالای گوناگون اسبابی که دوربین و ریزبین هردودران جمع میشود
preferentialism اصول دادن امتیازات به برخی کشورها نسبت به حقوق گمرکی کالای انها
particular lien حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
owelty سرانه نقدی که شریکی برای برابر شدن کالای تقسیم شده به دیگری میدهد
delivered at frontier یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالای موردمعامله را در مرز تعیین شده تحویل میدهد
cross elasticity of demand درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
marine express کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
current standard cost مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
external good order اصطلاحی در حمل و نقل که دال بر وضعیت فاهری مناسب کالای مورد حمل میباشد
last in , first out اولین خروج از اخرین ورود فروش کالا از اخرین دسته کالای خریداری شده
cost of goods purchased قیمت تمام شده کالای خریداری شده
open policy بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود
delivered duty paid یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
declassified cost هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
expendable property کالای مصرفی اماد مصرفی
impact shipment کالای ضربتی از نظر تحویل کالایی که از نظر تحویل زمان مخصوص دارد
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
free on boand تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
to t. a cusomer for goods کالای نسیه به مشتری دادن توگلایاردوی اعتباعجنس به مشتری دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com