Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
English
Persian
deferred gratification
کامروایی معوق
Other Matches
success
کامروایی
successes
کامروایی
wish fulfillment
کامروایی
delayed
معوق
outstanding
معوق
outstandingly
معوق
arrear
معوق
overdue
معوق
pending
معوق
deferred
معوق
arrears
پرداختهای معوق
hang-up
معوق گذاشتن
arrear
بدهی معوق
back order
سفارش معوق
to hang up
معوق گذاشتن
to stand over
معوق ماندن
stand over
معوق ماندن
lie over
معوق ماندن
deferred reaction
واکنش معوق
deferred payment
پرداخت معوق
default interest
بهره معوق
balance due
مانده معوق
hang-ups
معوق گذاشتن
procrastinating
معوق گذاردن
procrastinate
معوق گذاردن
procrastinated
معوق گذاردن
procrastinates
معوق گذاردن
table
معوق گذاردن
tabled
معوق گذاردن
tables
معوق گذاردن
tabling
معوق گذاردن
suspend
معوق گذاردن
suspend
معوق داشتن
suspending
معوق گذاردن
hang up
معوق گذاشتن
suspends
معوق داشتن
suspends
معوق گذاردن
suspending
معوق داشتن
hang up
معوق شدن توقف
hang-ups
معوق شدن توقف
retarder
کند ساز معوق
hang-up
معوق شدن توقف
outstanding accounts
حساب های معوق
deferred payment credit
اعتبار برای پرداختهای معوق
retarding
کند ساختن معوق کردن
retard
کند ساختن معوق کردن
string along
وفق داشتن معوق گذاردن
retards
کند ساختن معوق کردن
pocket veto
رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
revivor
تعقیب دعوایی که به علتی معوق مانده بوده است
pend
معوق بودن بی تکلیف بودن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com