Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (6 milliseconds)
English
Persian
wrecker
کامیون اخراجات
wreckers
کامیون اخراجات
Other Matches
battlefield recovery
اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
weapon carrier
کامیون حامل جنگ افزار کامیون حامل توپ
evacuation
اخراجات
recovers
اخراجات کردن
area evacuation
اخراجات منطقهای
recovering
اخراجات کردن
medical recovery
اخراجات پزشکی
chain of evacuation
سیستم اخراجات
recover
اخراجات کردن
recovery procedures
روشهای اخراجات
crash dolly
جرثقیل چرخدار اخراجات
recoverable item
وسیله قابل اخراجات
evacuation policy
خط مشی اخراجات پزشکی
evacuation convoy
کاروان اخراجات دریایی
carryall truck
کامیون حمل بار و بسته کامیون اتلیه حمل بار
battlefield evacuation
اخراجات پزشکی از میدان نبرد
recoveries
بازیابی اخراجات جمع اوری وسایل
recovery
بازیابی اخراجات جمع اوری وسایل
tank recovery vehicle
خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
field expedient
روشهای اضطراری اخراجات در صحرا تدابیر صحرایی
jahemmy
جراثقال چرخدار مخصوص اخراجات ناوچههای اب خاکی
vehicular
کامیون
truckload
یک کامیون پر
cl
کامیون کامیون
cl
کامیون پر
camion
کامیون
truck vehicle
کامیون
road transport vehicle
کامیون
lorry
کامیون
trucking
کامیون
lorries
کامیون
truckloads
یک کامیون پر
truck
کامیون
trucks
کامیون
trucked
کامیون
recovering
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recover
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recovers
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
small truck
کامیون کوچک
teamster
کامیون ران
truck loading
سربار کامیون
truck trailer
ترایلر کامیون
truckage
بارکشی با کامیون
truckman
راننده کامیون
truckload
به اندازهی یک کامیون
truckloads
به اندازهی یک کامیون
motortruck
کامیون باری
high speed truck
کامیون پردور
carload
یک بار کامیون
vans
کامیون سر بسته
van
کامیون سر بسته
truckers
راننده کامیون
trucker
راننده کامیون
trucks
کامیون بارکش
trucking
کامیون بارکش
trucked
کامیون بارکش
truck
کامیون بارکش
dump truck
کامیون کمپرسی
cl
برحسب بار هر کامیون
stake truck
کامیون نرده دار
dump truck
کامیون زباله بر شهرداری
tow car
کامیون جرثقیل دار
tow truck
کامیون جرثقیل دار
fot
تحویل روی کامیون
Bobtail
[tractor unit]
[American English]
تراکتور
[کامیون بدون تریلر]
free on truck
تحویل کالا روی کامیون
tonner
کامیون دارای فرفیت معینی
to jackknife truck-trailers
تا شدن کامیون در جاده
[بیشتر در تصادفات]
dumper
ماشین حمل زباله کامیون تخلیه کن
truck mixing
مخلوط کردن بتن روی کامیون
ready-mix truck
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-agitator truck
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-truck mixer
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
cement truck
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
truck trailer
ارابه بی موتوری که توسط کامیون برده شود
ready-mix truck
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-agitator truck
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
truck mixer
بتن سازی که روی کامیون نصب شده است
transit-truck mixer
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
dilly
وسائط نقلیه مختلف از قبیل ارابه و کامیون و غیره
cement truck
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
flying crane
هواپیمای اخراجات هواپیمای جراثقال
containers
صندوقهای فلزی بزرگ بااندازههای استانداردکه جهت حمل کالا با کامیون
container
صندوقهای فلزی بزرگ بااندازههای استانداردکه جهت حمل کالا با کامیون
jackknifing
[with trailer or semi-trailer]
تا شدن
[به ۹۰ درجه و بیشتر ]
کامیون در حال حرکت
[با تریلر یا تریلر مسقف]
cabs
جای راننده کامیون جای لوکوموتیوران
cab
جای راننده کامیون جای لوکوموتیوران
carnet
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com