English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (2 milliseconds)
English Persian
engineering circuit کانال ارتباطی فنی
Search result with all words
link مسیر ارتباطی یا کانال بین دو قطعه یا وسیله
universal کانال ارتباطی که امکان انتقال سریع بلاکهای داده به رسانه جانبی فراهم میکند
lease کانال ارتباطی مثل خط تلفن که برای استفاده اجاره شده است
leases کانال ارتباطی مثل خط تلفن که برای استفاده اجاره شده است
output کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
outputs کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
adapter وسیلهای که واسط CPU و یک یا چند کانال ارتباطی است
communication channel کانال ارتباطی
crosstalk واسط بین دو کابل ارتباطی یا کانال
PRI خط وط ارتباطی ISDN با کارایی بالا که کانالهای جدای B را که می توانند پالسهای چند کیلوبایت در ثانیه را روی کانال D برای ارسال سیگنال و کنترل
Other Matches
channelled جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channeled جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channeling جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channel جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channels جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
HyperTerminal برنامه ارتباطی که در ویندوز وجود دارد و به کاربر امکان صدا کردن کامپیوتر راه دور از طریق مودم و فایلهای ارتباطی میدهد
channels 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channeled 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channel 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channeling 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channelled 1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
queueing 1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queue 1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queues 1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queued 1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
bed levels نقاط ارتفاعی کف کانال درامتداد محور کانال
bras سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
bra سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
irrelation بی ارتباطی
long distance line خط ارتباطی
incorerence rency بی ارتباطی
inconsequence بی ارتباطی
disconnectedness بی ارتباطی
tie line خط ارتباطی
communication line خط ارتباطی
communication link اتثال ارتباطی
trunk cable کابل ارتباطی
communication channel کانل ارتباطی
answer/originate رسانه ارتباطی
communication circuit مدار ارتباطی
communication channels وسایل ارتباطی
association nuclei هستههای ارتباطی
association pathway گذرگاه ارتباطی
communication channel مجرای ارتباطی
network شبکه ارتباطی
communication cable کابل ارتباطی
networks شبکه ارتباطی
communication device دستگاه ارتباطی
communication network شبکه ارتباطی
communication protocol پروتکل ارتباطی
communication system نظام ارتباطی
communication link پیوند ارتباطی
association neuron نورون ارتباطی
communications terminal ترمینالهای ارتباطی
relationship therapy درمان ارتباطی
routes of communication مسیرهای ارتباطی
routes of communication کانالهای ارتباطی
telecommunication cable کابل ارتباطی
long distance cable کابل ارتباطی
association areas مناطق ارتباطی
communication interface میانجی ارتباطی
band مدار ارتباطی که سیگنال
disrelation عدم ارتباط بی ارتباطی
bands مدار ارتباطی که سیگنال
communication control character کاراکتر کنترل ارتباطی
receive پذیرش داده از یک خط ارتباطی
line of communications خطوط ارتباطی زمین
receives پذیرش داده از یک خط ارتباطی
communication مراوده وسایل ارتباطی
frontal association area منطقه ارتباطی پیشانی
dedicated خط ارتباطی برای کار خاص
air ground liaison code کدهای ارتباطی زمینی وهوایی
answers پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
paths مسیر از یک نقط ه در شبکه ارتباطی به دیگری
path مسیر از یک نقط ه در شبکه ارتباطی به دیگری
channelled خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
answering پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answered پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
telematics واسط پردازش داده و وسایل ارتباطی
channels خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
answer پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
channeling خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
narrow band ISDN نام دیگر سیستم ارتباطی ISDN
connect اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی
channel خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
connects اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی
optical سیستم ارتباطی با استفاده از فیبر نوری
channeled خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
readies خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
readying خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
channeled کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
readied خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
channels کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
ready خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
holdup بازگشت یا نگهداری یک مقدار یا خط ارتباطی یا بخشی از حافظه
channeling کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
analog خط ارتباطی که خط وط آنالوگ مانند صوت را منتقل میکند
positive سیگنال ارتباطی که صحت یک پیام را بیان میکند
channel کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
channelled کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
tunneling کانال
tunnelled کانال
tunneled کانال
tunnels کانال
canal bridge پل کانال
channeled کانال
tunnel کانال
channeling کانال
channelled کانال
channels کانال
route کانال
routes کانال
duct کانال
groove کانال
sliding channel کانال
conduit کانال
conduits کانال
canal کانال
grooves کانال
canals کانال
canaliculus کانال
cut کانال
cuts کانال
ship canal کانال
channel کانال
bridge تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
analogues خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
bridges تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
analogues خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
analogue خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
bridged تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
head وسیله ارتباطی بین آنتن و شبکه کابل تلویزیونی
analogue خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
interactive ارتباط بین یک گروه از مردم با وسایل ارتباطی مختلف
roams حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
roam حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
roamed حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
roaming حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
connect وضعیت یک مودم برای ارسال داده روی یک خط ارتباطی
remotest ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
connects وضعیت یک مودم برای ارسال داده روی یک خط ارتباطی
remote ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
analog خط ارتباطی که خط وط سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل میکند
remoter ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
telephone conduit کانال تلفن
telephone channel کانال تلفن
channel interceptor کانال چندراهه
scanner channel کانال پیمایشگر
channel switch کلید کانال
berm هره کانال
open canal کانال روباز
channel type کانال تایپ
communications channel کانال مخابراتی
trunking کانال تهویه
y channel کانال ایگرگ
channel capacity گنجایش کانال
channel access دستیابی کانال
canalization کانال سازی
gullets مجرا کانال
channel command فرمان کانال
cross-Channel برقراریارتباطومسافرت از کانال
headwater channel کانال اباره
data channel کانال داده
quarternary canal کانال درجه 4
digital channel کانال رقمی
aqueduct کانال یا مجرای اب
diversion cannel کانال انحرافی
headrace کانال اباره
grade of channel درجه کانال
aqueducts کانال یا مجرای اب
feeder canal کانال تغذیه
main line کانال اصلی
main lines کانال اصلی
instruction pipeline کانال اطلاعات
irrigation channel کانال ابیاری
luminance channel کانال روشنایی
ascension pipe کانال سرازیری
output channel کانال خروجی
offtake canal کانال گیرنده
channel capacity فرفیت کانال
multichannel با بیشتر از یک کانال
monochrome channel کانال تکرنگ
mid channel مرکز کانال
mid channel وسط کانال
main canal کانال اصلی
duplex channel کانال دو طرفه
gullet مجرا کانال
channel کانال تلویزیون
channeling کانال ساختن
channeling کانال تلویزیون
canals کانال ترعه
channeled کانال مجرا
canal کانال ترعه
channeled کانال تلویزیون
channels کانال مجرا
channels کانال تلویزیون
channels کانال ساختن
channel کانال مجرا
channeled کانال ساختن
conduit کانال لوله
channeling کانال مجرا
channel کانال ساختن
conduits کانال لوله
channelled کانال تلویزیون
channelled کانال مجرا
channelled کانال ساختن
fixes تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
fix تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com