Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
waney
کاهش یافته
wany
کاهش یافته
Search result with all words
reduced mass
جرم کاهش یافته
slutsky theorem
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
Other Matches
tax friction
کاهش تولید ناشی از تغییر رفتاراقتصادی بمنظور کاهش بارمالیاتی
kerning
کاهش دادن فضای خالی میان دو حرف معین کاهش فاصله دخشه ها
compression
روش کاهش اندازه بلاک داده با کاهش فضا وحذف فضاها و مواد بی استفاده
decrease
کاهش یافتن کم شدن کاهش
decreased
کاهش یافتن کم شدن کاهش
decreases
کاهش یافتن کم شدن کاهش
decreases
کاهش دادن کاهش
decrease
کاهش دادن کاهش
decreased
کاهش دادن کاهش
retardation
[افزایش طول نخ در اثر نیروی کشش ثابت در زمان معین]
[در چله هایی که به مدت طولانی روی دار می مانند این افزایش طول مشاهده می شود و کاهش استحکام نخ و کاهش طول عمر فرش را به همرا دارد.]
economic of scale
کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
structured programming
برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
accelerationists
شتاب گرایان مکتبی که براساس اعتقاد انها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ طبیعی بیکاری بدون اینکه قادر باشد این نرخ را کاهش دهد باعث تسریع تورم خواهدشد .میلتون فریدمن و ادموندفلپس از پیروان اصلی این گروه میباشند
acid reduction
کاهش در محیط اسیدی کاهش اسیدی
findings
یافته
finding
یافته
matched
تطبیق یافته
nascent
پیدایش یافته
done
وقوع یافته
glorified
تجلیل یافته
instinct with force
نیرو یافته
instinct with life
روح یافته
full-fledged
تکامل یافته
full fledged
تکامل یافته
allocated
اختصاص یافته
extended
تمدید یافته
linked
پیوند یافته
past
پایان یافته
porrect
بسط یافته
abroad
گسترش یافته
transmissive
انتقال یافته
nee
تولد یافته
generalized
تعمیم یافته
mature economy
تکامل یافته
transferred
انتقال یافته
tuned
وفق یافته
expanded
بسط یافته
organized
سازمان یافته
deployed
گسترش یافته
applied
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
awakened
اگاهی یافته
installed
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
inserted
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
downfallen
زوال یافته
depauperate
تقلیل یافته
deployed
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
due out
خاتمه یافته
structured
ساخت یافته
appointed
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
endrgized
انرژی یافته
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
organized market
بازار سازمان یافته
elaborated code
رمز بسط یافته
endarch
از مرکزبخارج امتداد یافته
redivivus
تولد تازه یافته
twice born
تولدتازه روحانی یافته
contd
مخفف ادامه یافته
mature soil
خاک تکامل یافته
diminished
[قوس تقلیل یافته]
find
چیز یافته مکشوف
mature economy
اقتصاد رشد یافته
organizing
بازار سازمان یافته
organizes
بازار سازمان یافته
organize
بازار سازمان یافته
organising
بازار سازمان یافته
organises
بازار سازمان یافته
finds
چیز یافته مکشوف
formatted display
نمایش شکل یافته
diminished
: تقلیل یافته کاسته
extended precision
دقت توسعه یافته
structured design
طراحی ساختار یافته
centralized design
طراحی تمرکز یافته
structured english
انگلیسی ساخت یافته
generalized routine
روال تعمیم یافته
extended memory
حافظه توسعه یافته
structured walkthroughs
بررسیهای ساخت یافته
generalized coordinates
مختصات تعمیم یافته
generalized force
نیروی تعمیم یافته
bimanual
بادودست انجام یافته
inning
زمین باز یافته
reduced form
فرم تقلیل یافته
linked subroutine
زیربرنامه پیوند یافته
systematized delusions
هذیانهای نظام یافته
reborn
تولد تازه یافته
allopatric
بتنهایی وقوع یافته
development system
سیستم توسعه یافته
sort merge program
پردازش تعمیم یافته
developed contries
ممالک توسعه یافته
crumblings
فاسد شده زوال یافته
Distribution
تابع تعمیم یافته
[ریاضی]
salvage
اموال نجات یافته از خطر
generalized function
تابع تعمیم یافته
[ریاضی]
ramus
قسمت بر امده واطاله یافته
ranker
افسر ترفیع یافته افسرصفی
completing
خاتمه یافته یا کامل شده
salvaging
اموال نجات یافته از خطر
salvages
اموال نجات یافته از خطر
salvaged
اموال نجات یافته از خطر
structures coding
برنامه نویسی ساخت یافته
structured programming
برنامه نویسی ساخت یافته
reborn
تغییر حالت روحانی یافته
extended character set
مجمگعه کاراکترهای توسعه یافته
generalized reinforcer
تقویت کننده تعمیم یافته
extendeo core
حافظه چنبرهای توسعه یافته
generalized planning
برنامه ریزی تعمیم یافته
the developed world
جهان توسعه یافته
[پیشرفته]
human oriented language
زبان ارایش یافته بشری
less developed countries
کشورهای کمتر توسعه یافته
fully formed character
کاراکتر تمام شکل یافته
That is despised which is cheaply obtained.
<proverb>
ارزان یافته خوار است .
generalized inhibitory potential
پتانسیل بازداشتی تعمیم یافته
content addressed
نشامی یافته از روی محتوی
regenerates
زندگی تازه و روحانی یافته
well ordered
بنحو اکمل انجام یافته
completed
خاتمه یافته یا کامل شده
regenerate
زندگی تازه و روحانی یافته
completes
خاتمه یافته یا کامل شده
regenerating
زندگی تازه و روحانی یافته
complete
خاتمه یافته یا کامل شده
regenerated
زندگی تازه و روحانی یافته
deployed
مستقر گسترش یافته در روی زمین
blasetocyst
جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
substantiative
بادلیل اثبات شده تجسم یافته
generation
توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
generations
توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
structured flowchart
نمودار گردش کار ساخت یافته
airborne
بوسیله هوا نقل وانتقال یافته
developed market economy countries
کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
new born
زاییده شده تازه تولد یافته
newton
محدوده PDAتوسعه یافته توسط Apple
ox man
کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
abended
خاتمه یافته بطور غیر عادی
after image
یک کپی از داده که تغییر یافته است.
extends
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
alma mater
مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
extend
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
deformed reinforcing steel
فولاد تقویت شده تغییر شکل یافته
extending
قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
ebcdic
کدمبادله اطلاعات اعشاری با کددودوئی توسعه یافته
NetView
معماری مدیریت شبکه توسعه یافته توسط IBM
array
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
arrays
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
acoustic
حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
gametophore
سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
basic plus
نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
aeolian soil
خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
coextensive
باهم دریک زمان ویک مکان بسط یافته
gastrea
رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
ethernet
گونهای از اترنت توسعه یافته توسط DEC , Intel , xerox
LAN Manager
سیستم عامل شبکه توسعه یافته توسط ماکروسافت برای PC
remedial maintenance
باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
amiga
مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط کمودور توسعه یافته اند
gastraea
رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
standard bred
اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
elegant programming
نوشتن برنامه ساخت یافته با استفاده از کمترین تعداد دستور است
individualism
اعتقاد به اینکه حقیقت ازجوهرهای منفردی تشکیل یافته است خصوصیات فردی
special degration
نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
rill erosion
این نوع فرسایش دراولین بسترفرسایش یافته بصورت جوی دیده میشود
rarefaction
جریان مافوق صوت درمجرای همگرا که در ان فشارکاهش یافته و سرعت شدیداافزایش یابد
depreciatory
کاهش
reduce/enlarge
کاهش
slowdowns
کاهش
slowdown
کاهش
abatement
کاهش
rebate
کاهش
reduction
کاهش
rebates
کاهش
falling-off
کاهش
falling off
کاهش
devaluation
کاهش
shrinkage
کاهش
acceptances
کاهش
acceptance
کاهش
mitigation
کاهش
wastage
کاهش
relief
کاهش
decrement
کاهش
degression
کاهش
diminution
کاهش
concession
کاهش
attenuation
کاهش
decreases
کاهش
decreased
کاهش
imminution
کاهش
decrease
کاهش
deduction
کاهش
damp
کاهش
reductions
کاهش
scale down
کاهش
downturn
کاهش
dampest
کاهش
subraction
کاهش
dampers
کاهش
subrtraction
کاهش
slow down
کاهش
downturns
کاهش
declined
کاهش
spoiling
کاهش
spoils
کاهش
declines
کاهش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com