English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
thatch کاه وپیزر مخصوص اندودوپوشش بام
thatches کاه وپیزر مخصوص اندودوپوشش بام
thatching کاه وپیزر مخصوص اندودوپوشش بام
Other Matches
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
special مخصوص
extra special مخصوص
specific مخصوص
particulars مخصوص
favourites مخصوص
francs حق مخصوص
franc حق مخصوص
vest pocket مخصوص
especial مخصوص
franchises حق مخصوص
specifics مخصوص
franchise حق مخصوص
favorites مخصوص
particular مخصوص
favourite مخصوص
heavy duty مخصوص کارسنگین
general معمولی و نه مخصوص
habiliments لباس مخصوص
idiocrasy حالت مخصوص
idoneous مختص مخصوص
idiosyncrasies حال مخصوص
unit weight وزن مخصوص
generals معمولی و نه مخصوص
aide-de-camp اجودان مخصوص
idiosyncrasy حال مخصوص
aide de camp اجودان مخصوص
valetdechambre پیشخدمت مخصوص
g man بازرس مخصوص
heavy-duty مخصوص کارسنگین
maid in waiting پیشخدمت مخصوص
special session جلسه مخصوص
special services خدمات مخصوص
special passport پاسپورت مخصوص
bolt پیچ مخصوص قفل کردن در
special drawing right حق برداشت مخصوص
special damage خسارت مخصوص
special corrections تصحیحات مخصوص
resistivity مقاومت مخصوص
selective signalling ارتباط مخصوص
specifics مخصوص معین
specific مخصوص معین
aides-de-camp اجودان مخصوص
terminologies اصطلاح مخصوص
special sheaf مروحه مخصوص
specific capacity فرفیت مخصوص
marque علامت مخصوص
marque مدل مخصوص
densities جرم مخصوص
game کامپیوتر مخصوص
specific weight وزن مخصوص
specific search شناسایی مخصوص
specific resistivity مقاومت مخصوص
special troops یکانهای مخصوص
special مخصوص خاص
parts peculiar قطعات مخصوص
specific energy انرژی مخصوص
terminology اصطلاح مخصوص
density جرم مخصوص
deffered maintenance نگهداری مخصوص
specific gravity وزن مخصوص
bluck density وزن مخصوص
specific gravities وزن مخصوص
specific gravities ورن مخصوص
specific gravity ورن مخصوص
chorea تشنج مخصوص
built in jack جک مخصوص نصب
specially مخصوص خاص
proper مخصوص مقتضی
exempted station یکان مخصوص
dry gap bridge پل مخصوص اب بریدگی
favourite or vor ویژه مخصوص
low resistivity مقاومت مخصوص کم
favorite مخصوص سوگلی
Afro pick شانه مخصوص فر
poolroom اطاق مخصوص بیلیاردانگلیسی
podium بالکن جایگاه مخصوص
respective بترتیب مخصوص خود
pricket شمع مخصوص شمعدان
processor پردازنده جانبی مخصوص
ladies-in-waiting مستخدمه مخصوص ملکه
fisherman's bend گره مخصوص قایقرانی
sign languages زبان مخصوص کرها
freestone سنگ مخصوص تراش
handrail نرده مخصوص دستگیره
oil color روغن مخصوص نقاشی
nursery rhymes اشعار مخصوص کودکان
anvil block سندان مخصوص اهنگری
nursery rhyme اشعار مخصوص کودکان
phonograph connection پریز مخصوص پیکاپ
sign language زبان مخصوص کرها
slang بزبان یا لهجه مخصوص
finishing limes اهک مخصوص اندود
blower ماشین مخصوص دمیدن
all weather hood کلاهک مخصوص هوا
alemannic لهجهء مخصوص المانی
commando افراد نیروی مخصوص
commandos افراد نیروی مخصوص
armlet زرهء مخصوص دست
ashpit چاله مخصوص خاکستر
lady in waiting مستخدمه مخصوص ملکه
attack cargo ship ناوحمل و نقل مخصوص تک
gaskets نوعی ابزار مخصوص
boot band کش مخصوص گتر شلوارنظامی
sla انجمن کتابخانههای مخصوص
skeeter قایق مخصوص روی یخ
built up edge لبه مخصوص نصب
acetarious سبزیهای مخصوص سالاد
canalboat قایق مخصوص کانال
cargo liners خط کشتیرانی مخصوص بار
catcher's box محوطه مخصوص توپگیر
weightless دارای وزن مخصوص کم
handrails نرده مخصوص دستگیره
prerogative امتیاز مخصوص حق ارثی
jemmies دیلم مخصوص دزدان
klister واکس مخصوص کف اسکی
podiums بالکن جایگاه مخصوص
silk نخ ابریشم مخصوص طراحی
g suit لباس مخصوص هوانوردی
cycle spanner اچار مخصوص تعمیردوچرخه
lecterns میز مخصوص قرائت
lectern میز مخصوص قرائت
jemmy دیلم مخصوص دزدان
jacklight نورافکن مخصوص ماهیگیری
insulativity مقاومت ایزولاسیون مخصوص
exception reporting گزارش گیری مخصوص
harrier تازی مخصوص شکارخرگوش
bird cage ماسک مخصوص خط نگهدار
effective unit weight وزن مخصوص موثر
dump box فرف مخصوص زباله
prerogatives امتیاز مخصوص حق ارثی
lady-in-waiting مستخدمه مخصوص ملکه
dry density وزن مخصوص خشک
jargon اصطلاحات مخصوص یک صنف
melinite مخصوص تهیه چاشنی
gasket نوعی ابزار مخصوص
kitchen gardens باغ مخصوص سبزیکاری
cuisse زره مخصوص ران
cuish زره مخصوص ران
crewel نخ تابیده مخصوص قلابدوزی
boudoirs اطاق کوچک مخصوص زن
conductibility ضریب هدایت مخصوص
columbia round تیراندازی مخصوص زنان
holler صدای مخصوص هر حیوان
hollered صدای مخصوص هر حیوان
hollering صدای مخصوص هر حیوان
kitchen garden باغ مخصوص سبزیکاری
one horse مخصوص یک اسب بی مایه
opera glass دوربین مخصوص اپرا
opiumden محل مخصوص تریاکها
pack saddle زین مخصوص بار
tramline خط مخصوص واگن برقی
tramlines خط مخصوص واگن برقی
hollers صدای مخصوص هر حیوان
particle density وزن مخصوص حقیقی
spitton فرف مخصوص تف کردن
harpoons زوبین مخصوص صیدنهنگ
register 1-محل مخصوص درCPU
subcaliber range میدان تیر مخصوص
registers 1-محل مخصوص درCPU
special operations عملیات مخصوص یا ویژه
special libraries association انجمن کتابخانههای مخصوص
special jury هیئت منصفه مخصوص
target arrow تیر مخصوص تیراندازی
chancels جای مخصوص کشیش
chancel جای مخصوص کشیش
significance معنای مخصوص دارد
harpoon زوبین مخصوص صیدنهنگ
tacamahaca بلسان مخصوص بخورمعطر
tacamahac بلسان مخصوص بخورمعطر
spud تیشه مخصوص کندن یخ
red carpet علامت پذیرایی مخصوص
spuds تیشه مخصوص کندن یخ
boudoir اطاق کوچک مخصوص زن
valet پیشخدمت مخصوص ملازم
valeted پیشخدمت مخصوص ملازم
a special menu صورت غذای مخصوص
valets پیشخدمت مخصوص ملازم
specific permeability قابلیت نفوذ مخصوص
specific electrical conductivity هدایت الکتریکی مخصوص
special weapons جنگ افزار مخصوص
nipple پستانک مخصوص شیربچه
nipples پستانک مخصوص شیربچه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com