English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
colombarium کبوتر خانه
Search result with all words
cote کبوتر خانه کلبه
Other Matches
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
ring dove کبوتر
columbae کبوتر
columba کبوتر
l like like کبوتر با کبوتر
pigeon کبوتر
pigeons کبوتر
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
fantail کبوتر چتری
dovelet جوجه کبوتر
wood pigeon کبوتر جنگلی
fan tail کبوتر چتری
dovelet بچه کبوتر
cushat کبوتر جنگلی
cubbyhole لانه کبوتر
homing pigeons بازگشت کبوتر
homing pigeons کبوتر جلد
homing pigeons کبوتر خانگی
carrier pigeon کبوتر نامه بر
carrier pigeon کبوتر قاصد
turtledoves کبوتر قمری
pigeonry لانه کبوتر
pigeonry کبوتر خان
pigeon house برج کبوتر
pigeon house لانه کبوتر
pigeon house کبوتر خان
pigenhole لانه کبوتر
pigeon hole لانه کبوتر
pigeon-hole لانه کبوتر
turtledove کبوتر قمری
pigeonry برج کبوتر
carrier pigeons کبوتر نامه بر
carrier pigeons کبوتر قاصد
homer کبوتر خانگی
stockdove کبوتر چاهی
rock pigeon کبوتر کوهی
ringneck کبوتر طوقی
pigeongram پیغام کبوتر
pigeongram نامه کبوتر
pigeon-holes لانه کبوتر
homing pigeon کبوتر جلد
homing pigeon بازگشت کبوتر
homing pigeon کبوتر خانگی
rock dove کبوتر کوهی
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
coos صدای کبوتر وقمری
cooing صدای کبوتر وقمری
cooed صدای کبوتر وقمری
coo صدای کبوتر وقمری
fan tailed pigeon کبوتر یا کفتر چتری
piper جوجه کبوتر لوله کش
pipers جوجه کبوتر لوله کش
runts کبوتر خانگی درشت کوتوله
runt کبوتر خانگی درشت کوتوله
passenger pigeon کبوتر وحشی امریکای شمالی
culver کبوتر- کفتر- ادم ساده لوح
cellular لانه زنبوری خانه خانه
garde manger سرد خانه اشپز خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
stoolie کبوتر یامرغ دام که بچوبی بندند جاسوس
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
range یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb خانه خانه کردن
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
wild pigeon کبوتر چاهی کفتر چاهی
house خانه
lodges خانه
lodged خانه
lodge خانه
domiciles خانه
housed خانه
cellular خانه خانه
tersellated خانه خانه
door-to-door خانه به خانه
door to door خانه به خانه
roommates هم خانه
home خانه
pigeon hole خانه
alveolate خانه خانه
pigeon-hole خانه
pigeon-holes خانه
lar خانه
lares خانه
materfamilias زن خانه
housing خانه ها
honeycombs خانه خانه
homes خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
roommate هم خانه
houseless بی خانه
i was under his roof در خانه
quarterage خانه
sockets خانه
room خانه
shack خانه
socket خانه
shacks خانه
honeycomb خانه خانه
domicile خانه
cellulated خانه خانه
dwellings خانه
rooms خانه
cell خانه
double-fronted خانه دو در
houseroom جا در خانه
cells خانه
pieds-a-terre خانه
cloisonne خانه خانه
furnace house خانه
pied-a-terre خانه
dwelling خانه
checkered خانه خانه
within doors در خانه
houses خانه
her house خانه ان زن
her house خانه اش
delivery to the home تحویل در خانه
armory اسلحه خانه
dishouse بی خانه کردن
door lock کلید خانه
domiciliate خانه مسکن
domiciliary مربوط به خانه
domicil مقر خانه
domatophobia خانه هراسی
chancery دفتر خانه
disorderly house فاحشه خانه
baby house عروسک خانه
disorderly house خانه بدنام
alveolus شش خانه حبابچه
dacha خانه ییلاقی
lupanar جنده خانه
majordomo بزرگتر خانه
mansion house خانه ارباب
coach house درشکه خانه
coffee house قهوه خانه
coffeehouse قهوه خانه
coffee room خوارک خانه
coffee shop قهوه خانه
lupanar فاحشه خانه
luft خانه فرار
coach house کالسکه خانه
custom house گمرک خانه
landlouper خانه بدوش
active cell خانه کاری
chequer خانه شطرنج
lake0dwelling خانه دریاچهای
chop house خوراک خانه
landloper خانه بدوش
convalescent home نقاهت خانه
bawdy house جنده خانه
dwelling construction خانه سازی
caserne سرباز خانه
house to get خانه اجارهای
house to let خانه اجارهای
house top بام خانه
house work خانه داری
gaming house قمار خانه
gambling house قمار خانه
house agent دلال خانه
goodwife کدبانوی خانه
camera obscura تاریک خانه
cabana خانه کوچک
home born خانه زاد
butler pantry ابدار خانه
homemaker خانه دار
brick yard اجرپز خانه
gynaeceum خانه اندرونی
grummet شاگرد خانه
fuse block خانه فیوز
freemasons hall فراموش خانه
earth house خانه زیرزمینی
insectarium حشره خانه
insectary حشره خانه
bawdy house فاحشه خانه
keep house در خانه ماندن
keep in در خانه ماندن
kibitka خانه تاتار
dwelling house خانه مسکونی
i wrote home برای خانه
bindery صحاف خانه
frater سفره خانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com