Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
lending libraries
کتابخانهای که کتاب عاریه میدهد
lending library
کتابخانهای که کتاب عاریه میدهد
Other Matches
circulating library
کتابخانهای که کتاب کرایه میدهد
comic books
کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
comic book
کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
press mark
علامتی که جای کتاب رادرقفسههای کتابخانه نشان میدهد
loaning
عاریه واژه عاریه
loans
عاریه واژه عاریه
loan
عاریه واژه عاریه
capitulary
کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
primer
کتاب راهنما یا کتار دستورات ساده و مثالها که نحوه کار برنامه یا اپراتورهای سیستم جدید را نشان میدهد
primers
کتاب راهنما یا کتار دستورات ساده و مثالها که نحوه کار برنامه یا اپراتورهای سیستم جدید را نشان میدهد
library program
برنامه کتابخانهای
library routine
روال کتابخانهای
library maintenance
نگهداشت کتابخانهای
library tape
نوار کتابخانهای
library subroutine
زیروال کتابخانهای
library facilities
تسهیلات کتابخانهای
library call
فراخوانی کتابخانهای
library software
نرم افزار کتابخانهای
deuteronomic
وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
book of reference
کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
reader
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
caxton
کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
readers
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
reference librery
کتابخانهای که مردم بدانجارفته بکتابهایی مراجعه میکنند
assemble
درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه
assembled
درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه
assembles
درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه
second hand
عاریه
free loan of non fungible things
عاریه
lending
عاریه
second hands
عاریه
loanword
واژه عاریه
anonyme
نام عاریه
borrowed plumes
پیرایه عاریه
have the lend of
عاریه گرفتن
loaner
عاریه دهنده
guaranteed loan
عاریه مضمونه
anonym
نام عاریه
borrow
عاریه گرفتن
lends
عاریه دادن
lend
عاریه دادن
borrows
عاریه گرفتن
lendable
عاریه دادنی
borrowed
عاریه گرفتن
invisible hand
منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
borrowers
عاریه گیرنده مقترض
loan
عاریه وام دادن
nom de guerre
اسم عاریه تخلص
loaning
عاریه وام دادن
borrower
عاریه گیرنده مقترض
loans
عاریه وام دادن
loan
عاریه دادن قرض کردن
loaning
عاریه دادن قرض کردن
loans
عاریه دادن قرض کردن
to plume oneself on something
برای چیز جزئی یا عاریه بالیدن
Borrowed garments never fit well .
<proverb>
لباس عاریه هرگز به خوبى اندازه نمى شود.
logical
حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
DLL
فایلی که حاوی کتابخانهای از توابعی است که توسط برنامه دیگری قابل استفاده است
mathematical
توابع کتابخانهای که حاوی توابع ریاضی استاندارد هستند
graphics
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
semicompiled
برنامه تبدیل شده از برنامه کد اصلی که حاوی توابع کتابخانهای و... نیست که در کد مبدا استفاده می شوند
dma
UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
heaps
مجموعهای از مکانهای ذخیره که یک برنامه میتواند جهت محاسبه به عاریه گرفته شود و سپس برگرداند
heap
مجموعهای از مکانهای ذخیره که یک برنامه میتواند جهت محاسبه به عاریه گرفته شود و سپس برگرداند
heaping
مجموعهای از مکانهای ذخیره که یک برنامه میتواند جهت محاسبه به عاریه گرفته شود و سپس برگرداند
graphics
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
support
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
ToolTips
برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
HTML
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
loan
قرض دادن عاریه دادن
lends
عاریه دادن اجاره دادن
loaning
قرض دادن عاریه دادن
loans
قرض دادن عاریه دادن
lend
عاریه دادن اجاره دادن
bokk
کتاب
texts
کتاب
books
کتاب
letter writer
کتاب
book
کتاب
booked
کتاب
text
کتاب
hexateuch
شش کتاب
that book
ان کتاب
i sold the book for rials 0
کتاب را
directories
کتاب راهنما
White Papers
کتاب سفید
booklet
کتاب کوچک
telephone directory
کتاب تلفن
telephone directories
کتاب تلفن
guide book
کتاب راهنما
miaasl
کتاب نماز
storybook
کتاب داستان
studious
کتاب خوان
cookbook
کتاب اشپزی
here is my book
کتاب من اینها
here is my book
اینست کتاب من
missal
کتاب نماز
deuteronomy
کتاب تثنیه
texts
کتاب درسی
missal
کتاب دعا
bookcases
قفسه کتاب
book og kings
کتاب پادشاهان
directory
کتاب راهنما
ethic
کتاب اخلاق
handbook
کتاب دستی
catalogued
کتاب فهرست
handbooks
کتاب دستی
catalogue
کتاب فهرست
catalogs
کتاب فهرست
that book
این کتاب
prayer book
کتاب نماز
prayer books
کتاب نماز
cataloging
کتاب فهرست
cataloged
کتاب فهرست
sketchbook
کتاب مسوده
workbook
کتاب دستورعملیات
f. of books
عاشق کتاب
bookbinding
کتاب سازی
persona
اشخاص یک کتاب
personae
اشخاص یک کتاب
personas
اشخاص یک کتاب
text
کتاب درسی
fortunebook
کتاب فالگیری
formulary
کتاب نماز
cataloguing
کتاب فهرست
manuscript
کتاب خطی
that is my book
کتاب من است
catalogues
کتاب فهرست
bookbinding
صحافی کتاب
workbooks
کتاب دستورعملیات
headband
شیرازه کتاب
word book
کتاب لغت
leviticus
کتاب لاویان
novel
کتاب داستان
novels
کتاب داستان
wordbook
کتاب لغت
grammar
کتاب دستور
grammars
کتاب دستور
letter book
کتاب رونوشت
black book
کتاب سیاه
jacket
جلد کتاب
postscripts
ضمیمه کتاب
vademecum
کتاب موردمراجعه
headbands
شیرازه کتاب
vademecum
کتاب درسی
biblioklept
کتاب دزد
bibliophil
کتاب دوست
bibliographer
کتاب شناس
bibliophile
دوستدار کتاب
list of lights
کتاب چراغها
nautical
خلبان کتاب
white book
کتاب سفید
jackets
جلد کتاب
your book
کتاب شما
casebooks
کتاب زایه
manuscripts
کتاب خطی
blue book
کتاب ابی
guides
کتاب راهنما
guided
کتاب راهنما
guide
کتاب راهنما
margent
حاشیه کتاب
the holy
کتاب مقدس
abecedarium
کتاب الفباء
comic book
کتاب کاریکاتور
mass book
کتاب نماز
booklets
کتاب کوچک
comic books
کتاب کاریکاتور
casebooks
کتاب موارد
casebook
کتاب زایه
casebook
کتاب موارد
postscript
ضمیمه کتاب
bookmaker
کتاب نویس
bookmakers
کتاب نویس
many books
چندین کتاب
bookshelves
قفسه کتاب
bookshelf
قفسه کتاب
primers
کتاب الفباء
primer
کتاب الفباء
frontispieces
دیباچه کتاب
book plate
برچسب کتاب
book plates
برچسب کتاب
White Paper
کتاب سفید
cookbook
کتاب طباخی
pressmark
شماره کتاب
pseudograph
کتاب دغلی
pseudograph
کتاب جعلی
purview of a book
ویعت کتاب
red book
کتاب سرخ
psalter
کتاب سرود
genesis
کتاب پیدایش
pedants
کرم کتاب
pedant
کرم کتاب
avesta
کتاب زرتشت
scriptures
کتاب مقدس
Holy Writ
کتاب مقدس
corrigenda
غلطهای کتاب
textbook
کتاب درسی
ABC
کتاب الفبا
speller
کتاب املاء
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com