English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
reference کتاب بس خوان بازگشت
references کتاب بس خوان بازگشت
Other Matches
studious کتاب خوان
capitulary کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
deuteronomic وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
readers مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
reader مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
caxton کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
book of reference کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
invisible hand منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
soloists تک خوان
soloist تک خوان
tables خوان
tabling خوان
lip reader لب خوان
recitalist تک خوان
tabled خوان
table خوان
an omnivorous reader <idiom> خر خوان
document reader سند خوان
decoder رمز خوان
character reader دخشه خوان
optical character reader کاراکترنوری خوان
night raven مرغ شب خوان
cantatrice زن اوازه خوان
epigraphist کتیبه خوان
epistler رساله خوان
psalmist مزمور خوان
studious درس خوان
gleeman حماسه خوان
optical reader نور خوان
page reader صفحه خوان
gospeller انجیل خوان
lamenter مرثیه خوان
film reader فیلم خوان
epistoler رساله خوان
mark sense reader نشان خوان
peayer دعا خوان
phrenologist جمجمه خوان
prayerful نماز خوان
prelector خطابه خوان
card reader کارت خوان
ballad singer تصنیف خوان
singer اواز خوان
singers اواز خوان
crooner اواز خوان
crooners اواز خوان
braggart رجز خوان
braggarts رجز خوان
mourner نوحه خوان
mourners نوحه خوان
yodeler اواز خوان
weeper نوحه خوان
songster اواز خوان
songster غزل خوان
songstress زن اواز خوان
sopranist زیر خوان
threnodist مرثیه خوان
badge reader نشانه خوان
sopranist ششدانگ خوان
tape reader نوار خوان
scrimmager رجز خوان
return بازگشت
relapsed بازگشت
relapse بازگشت
returned بازگشت
recoveries بازگشت
returning بازگشت
recovery بازگشت
relapsing بازگشت
relapses بازگشت
hark back بازگشت
recursion بازگشت
adverence بازگشت
recesses بازگشت
regression بازگشت
recession بازگشت
recess بازگشت
recessions بازگشت
reversion بازگشت
returns بازگشت
flyback بازگشت
major-domo نافر خوان سالار
disk drive head نوک دیسک خوان
lay clerk سرود خوان کلیسا
optical mark reader نشان خوان نوری
cantor اواز خوان مذهبی
artistes اوازه خوان یا رقاص
artiste اوازه خوان یا رقاص
major-domos نافر خوان سالار
magnetic tape reader نوار مغناطیسی خوان
chanter سرود خوان کلیسا
beadsman فاتحه خوان مزدور
optical page reader صفحه نوری خوان
psalmodist زبور خوان مزمورسرا
buskers آواز خوان دورهگرد
busker آواز خوان دورهگرد
optical mark reader علامت خوان نوری
optical mark reader علامت نوری خوان
major domo نافر خوان سالار
triller اواز خوان باتحریر
singin bird پرنده اواز خوان
paper tape reader نوار کاغذی خوان
optical character reader دخشه خوان نوری
retrace period دوره بازگشت
reentry point نقطه بازگشت
rz بازگشت به صفر
recursivity خاصیت بازگشت
come around بازگشت کردن به
come back بازگشت بازیگر
returnee بازگشت کننده
returnees بازگشت کننده
cr بازگشت نورد
regression بازگشت به گذشته
return account حساب بازگشت
return address نشانی بازگشت
retrace interval دوره بازگشت
carriage return بازگشت نورد
irreversible بازگشت ناپذیر
retrace time دوره بازگشت
return interval دوره بازگشت
return to zero با بازگشت به صفر
reversibility بازگشت پذیری
return key کلید بازگشت
return to zero بازگشت به صفر
homing pigeon بازگشت کبوتر
returned اعاده بازگشت
char کردن بازگشت
returning اعاده بازگشت
line of retreat خط بازگشت یکانها
repatriates بازگشت به وطن
repatriated بازگشت به وطن
repatriate بازگشت به وطن
return اعاده بازگشت
cannot بازگشت شود به کن
charring کردن بازگشت
chars کردن بازگشت
repatriating بازگشت به وطن
chare کردن بازگشت
electron recoil بازگشت الکترون
homing pigeons بازگشت کبوتر
reference بازگشت مرجع
returns اعاده بازگشت
references بازگشت مرجع
repercussions بازگشت پسزنی
threnodist روضه خوان مرثیه نویس
step backwards بازگشت [به حالت کم توسعه]
regression بازگشت [به حالت کم توسعه]
ball return بازگشت گوی بولینگ
activate بازگشت بازیگر به زمین
non return to zero بدون بازگشت به صفر
activating بازگشت بازیگر به زمین
activates بازگشت بازیگر به زمین
curtain calls بازگشت هنرپیشگان به صحنه
curtain call بازگشت هنرپیشگان به صحنه
regress بازگشت [به حالت کم توسعه]
reversible perspective نمای بازگشت پذیر
reversible figures شکلهای بازگشت پذیر
kickback power supply توان اور بازگشت
recidivation بازگشت به تکرار جنایات
payoff period دوره بازگشت سرمایه
recidivism بازگشت به تکرار جنایات
flyback power supply توان اور بازگشت
nrz بدون بازگشت به صفر
activated بازگشت بازیگر به زمین
recurrent راجعه بازگشت کننده
refer فرستادن بازگشت دادن
referred فرستادن بازگشت دادن
non renewable resource منبع بازگشت ناپذیر
refers فرستادن بازگشت دادن
payout period دوره بازگشت سرمایه
The singer made some recordings ,. آوازه خوان چند صفحه پرکرد
chorister اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
choristers اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
irretrievable آنچه قابل بازگشت نیست
ball retour track مسیر بازگشت گوی بولینگ
repatriate ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
circulate چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
repatriated ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
circulates چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
repatriates ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
circulated چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
repatriating ترک پناهندگی سیاسی و بازگشت به وطن
natural philosopher فیزیک خوان کسیکه که عقیده به اصالت طبیعت دارد
reconversion هدایت مجدد بدین مسیحی بازگشت از گمراهی
holdup بازگشت یا نگهداری یک مقدار یا خط ارتباطی یا بخشی از حافظه
walkabout بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabouts بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
omr را با علامت خوان نوری تشخیص میدهد و وارد کامپیوتر میکند
return to base بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
optical قابل تشخیص باشند توسط علامت خوان نوری و وارد کامپیوتر شوند
peripheral وسیله جانبی مثل کارت خوان که حرکات مکانیکی سرعت را مشخص میکند
Jehovah's Witnesses دستهای از مسیحیان که بحکومت خداوند و به بازگشت عیسی پس از هزار سال دیگراعتقاددارند
backgrounds نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
background نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
latency تاخیر بین زمانی که دستور دارد کامپیوتر میشود و اجرای آن یا بازگشت نتیجه .
interactive video سیستمی که از اتصال کامپیوتری به دیسک خوان اسفاده میکند تا توان پردازش و تصاویر واقعی و متحرک را ایجاد کند
leading edge اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
like father like son پسر کو ندارد نشان از پدر توبیگانه خوان و مخوانش پسر
autos توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
auto توانایی نوار خوان که پس از رسیدن به انتهای نوار می ایستد
disk operating system کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com