Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
bibliophile
کتاب جمع کن عاشق شکل وفاهر کتب
Other Matches
philobiblic
عاشق کتاب
f. of books
عاشق کتاب
capitulary
کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
deuteronomic
وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
book of reference
کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
readers
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
caxton
کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
reader
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
invisible hand
منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
inamorata
زن عاشق
swain
عاشق
goo goo
عاشق
amorist
عاشق
leman
عاشق
inamorato
عاشق
amonrist
عاشق
amorous
عاشق
loveerless
بی عاشق
love some
عاشق
lover
عاشق
lovers
عاشق
adoring
عاشق شدن
adores
عاشق شدن
adored
عاشق شدن
adore
عاشق شدن
amative
عاشق پیشه
shutterbug
عاشق عکاسی
kleptomaniacs
عاشق سرقت
fall in love with
عاشق شدن به
kleptomaniac
عاشق سرقت
in love
<idiom>
عاشق شدن
To fall in love (with someone).
عاشق شدن
head over heel in love
<idiom>
یک دل نه صد دل عاشق شدن
amorist
عاشق پیشه
to be in love
عاشق بودن
paramour
عاشق معشوقه
narcissist
عاشق خود
lover like
عاشق وار
plighted lovers
دو تن عاشق ومعشوق
philharmonic
عاشق موسیقی
fall for
<idiom>
خیلی عاشق بودن
side with
<idiom>
عاشق چیزی بودن
fall in love with
<idiom>
عاشق کسی شدن
to fall in love with a woman
بزنی عاشق شدن
She loves to have a lot of doges .
عاشق اینست که سگ نگاهدارد
to fall in love with a woman
عاشق زنی شدن
adorer
ستایش کننده عاشق
outdoorsy
<adj.>
عاشق هوای آزاد
sweet on
<idiom>
عاشق کسی شدن
to fall in love
[with somebody]
عاشق
[کسی]
شدن
stagestruck
عاشق صحنه نمایش
lovelorn
عاشق دلخسته غمزده عشق
narcissus
جوان رعنایی که عاشق تصویرخودشد
stage-struck
عاشق هنرپیشگی و صحنهی نمایش
To fall in love at first sight.
بانگاه اول عاشق شدن
loves
عشق داشتن عاشق بودن
loved
عشق داشتن عاشق بودن
love
عشق داشتن عاشق بودن
He doesnt do it for our black eyes.
عاشق چشم وابروی ماکه نیست
aegisthus
فرزند Thyestes قاتل Atreus و عاشق کلیتمنسترا
in love - engaged - married
عاشق . نامزد . متاهل
[مرحله هایی که تا ازدواج طی میشوند]
to turn somebody's head
<idiom>
کسی را دیوانه وار عاشق خود کردن
[اصطلاح مجازی]
letter writer
کتاب
hexateuch
شش کتاب
books
کتاب
text
کتاب
texts
کتاب
booked
کتاب
book
کتاب
that book
ان کتاب
i sold the book for rials 0
کتاب را
bokk
کتاب
bibliography
کتاب شناسی
bibliographies
کتاب شناسی
formulary
کتاب نماز
pocketbooks
کتاب جیبی
pocketbook
کتاب جیبی
fortunebook
کتاب فالگیری
pressmark
شماره کتاب
statute book
کتاب قانون
text book
کتاب درسی
the holy
کتاب مقدس
margent
حاشیه کتاب
policy book
کتاب روشها
deuteronomy
کتاب تثنیه
that is my book
کتاب من است
ecclesiastes
کتاب جامعه
ecclesiastes
کتاب واعظ
enchiridion
کتاب کوچک
encyclopaedia
کتاب حاوی
many books
چندین کتاب
that book
این کتاب
comic book
کتاب کاریکاتور
psalter
کتاب سرود
bibliophile
دوستدار کتاب
missal
کتاب نماز
workbook
کتاب دستورعملیات
songbook
کتاب سرود
miaasl
کتاب نماز
guide book
کتاب راهنما
purview of a book
ویعت کتاب
prayer books
کتاب نماز
prayer book
کتاب نماز
here is my book
اینست کتاب من
here is my book
کتاب من اینها
mass book
کتاب نماز
workbooks
کتاب دستورعملیات
pseudograph
کتاب قلب
pseudograph
کتاب دغلی
statute book
کتاب نظامنامه
missal
کتاب دعا
letter book
کتاب رونوشت
speller
کتاب املاء
cookbooks
کتاب طباخی
cookbooks
کتاب اشپزی
cookbook
کتاب طباخی
cookbook
کتاب اشپزی
red book
کتاب سرخ
corrigenda
غلطهای کتاب
vademecum
کتاب موردمراجعه
book plate
برچسب کتاب
book plates
برچسب کتاب
casebook
کتاب موارد
avesta
کتاب زرتشت
casebook
کتاب زایه
p. album
کتاب عکس
octateuch
هشت کتاب
vademecum
کتاب درسی
pepole of the book
اهل کتاب
bibiliography
کتاب شناسی
your book
کتاب شما
bibliograph
کتاب شناس
black book
کتاب سیاه
blue book
کتاب ابی
paper stainer
کتاب نویس
bibliophil
کتاب دوست
white book
کتاب سفید
word book
کتاب لغت
biblioklept
کتاب دزد
bibliographer
کتاب شناس
wordbook
کتاب لغت
book og kings
کتاب پادشاهان
book one
کتاب نخست
leviticus
کتاب لاویان
comic books
کتاب کاریکاتور
boookbinder
کتاب ساز
textbooks
کتاب درسی
textbook
کتاب درسی
by the book
ازروی کتاب
catalog
کتاب فهرست
philobiblic
کتاب دوست
scriptures
کتاب مقدس
storybook
کتاب داستان
bookplate
برچسب کتاب
sketchbook
کتاب مسوده
sketchbooks
کتاب مسوده
class book
کتاب کلاسی
book review
انتقاد از کتاب
abecedarium
کتاب الفباء
list of lights
کتاب چراغها
booker
کتاب دار
booklets
کتاب کوچک
booklet
کتاب کوچک
casebooks
کتاب موارد
casebooks
کتاب زایه
scripture
کتاب مقدس
handbooks
کتاب دستی
guides
کتاب راهنما
guided
کتاب راهنما
guide
کتاب راهنما
primer
کتاب الفباء
White Papers
کتاب سفید
White Paper
کتاب سفید
bookmakers
کتاب نویس
bookmaker
کتاب نویس
jackets
جلد کتاب
pseudograph
کتاب جعلی
postscripts
ضمیمه کتاب
postscript
ضمیمه کتاب
primers
کتاب الفباء
nautical
خلبان کتاب
bookshelves
قفسه کتاب
bookshelf
قفسه کتاب
bookcases
قفسه کتاب
bookcase
قفسه کتاب
frontispieces
دیباچه کتاب
frontispiece
دیباچه کتاب
pedants
کرم کتاب
pedant
کرم کتاب
headband
شیرازه کتاب
readers
کتاب قرائتی
reader
کتاب قرائتی
guidebooks
کتاب راهنما
guidebook
کتاب راهنما
headbands
شیرازه کتاب
jacket
جلد کتاب
handbook
کتاب دستی
word book
کتاب لغت
wordbook
کتاب لغت
grammars
کتاب دستور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com