English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
in line coding کدگذاری درون برنامهای
Other Matches
in line subroutine زیر روال درون برنامهای
in line processing پردازش درون برنامهای پردازش درون خطی
dual in line package بسته درون برنامهای دوواحدی نوعی پایه متداول که روی ان یک تراشه نصب میشود
mfm که بیتهای داده را طبق وضعیت بیت قبل کدگذاری میکند. MFM کاراتر از FM است ولی از کدگذاری RLL کاراتر نیست
modified frequency modulation که بیت داده را طبق وضعیت بیت قبلی کدگذاری میکند. MFM از FM کاراتر است ولی از کدگذاری RLL کاراتر نیست
background program برنامهای که به هنگام عدم نیازمندیهای برنامههای باتقدم بالا به امکانات سیستم کامپیوتری چند برنامهای قابل اجرا میباشد
foreground program برنامهای که تقدم بالایی داشته و بنابر این بر برنامههای فعال جاری در یک سیستم کامپیوتری که ازروش چند برنامهای استفاده میکند تقدم دارد
intercoastal رفت و امد داخل مملکتی درون ساحلی درون مرزی
coding کدگذاری
encode کدگذاری
encodes کدگذاری
symbolic coding کدگذاری نمادی
program coding کدگذاری برنامه
symbolic coding کدگذاری سمبلیک
conversion 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversions 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
out of line coding کدگذاری برون خطی
mode قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
coded decimal number عدد دهدهی کدگذاری شده
modes قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
M out of N code سیستم کدگذاری حاوی تشخیص خطا
skeletal code برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
hash سیستم کدگذاری برای کد hash بدست آید
plaintext متن یا اطلاعی که کدگذاری یا رمزگذاری نشده باشد
compiler نرم افزاری که برنامه کدگذاری شده به حالت دیگر
nrz یکی از چند روش کدگذاری اطلاعات دیجیتالی روی نوارمغناطیسی
Manchester coding روش کدگذاری داده و سیگنالهای زمانی که در ارتباطات به کار می رود
relocation جابجایی داده یا کدگذاری یا انتساب محل مطلق پیش از اجرای برنامه
optimum سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و بازیابی را به داده ذخیره شده دارد
algol یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که برای کدگذاری مسائل ریاضی وعددی بکار می رود
minimum سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و زمان بازیابی را برای داده ذخیره شده دارد
wands دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
wand دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
secure hypertext transfer protocol گسترش پروتکل ارسالی HTTP که امکان وجود یک بخش کدگذاری شده بین جستجوگر وب کاربر و وب سرور امن را ایجاد میکند
binary coded decimal سیستم کدگذاری در کامپیوترکه در ان همه ارقام دهدهی توسط گروه 4 تائی از 0 و 1ها نمایش داده میشود اعداد اعشاری با کد دودوئی
gray code سیستم کدگذاری که نمایش دودویی اعداد ورودی فق با یک بیت از یک عدد به عدد دیگر در زمان تغییر میکند
programmatic برنامهای
extracurricular فوق برنامهای
planned economies اقتصاد برنامهای
program budget بودجه برنامهای
multiprogrammed چند برنامهای
planned economy اقتصاد برنامهای
programmed instruction اموزش برنامهای
hash سیستم کدگذاری مشتق شده از کد ASCII که شماره کدها برای سه حرف اول افزوده می شوند تا عدد جدیدی برای کد hash بدست اید
languages برنامهای که به عنوان مترجم
domain برنامهای که حق کپی ندارد
domains برنامهای که حق کپی ندارد
multiprogramming عملکرد چند برنامهای
uniprogramming system سیستم عملکرد تک برنامهای
language برنامهای که به عنوان مترجم
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
corrupted داده یا برنامهای که خطا دارد
layer برنامهای که تقاضای ارسال کند
microsoft برنامهای در ویندوز که پست الکترونیکی
multiprogramming system سیستم عملکرد چند برنامهای
corrupts داده یا برنامهای که خطا دارد
corrupting داده یا برنامهای که خطا دارد
corrupt داده یا برنامهای که خطا دارد
macdraw برنامهای ترسیمی که برای هنر
layers برنامهای که تقاضای ارسال کند
firmware برنامهای که در حافظه فقط خواندنی
corrida برنامهای در حدود شش مسابقه گاوبازی
digital darkroom برنامهای برای بهبود تصویر
extracurricular فعالیتهای فوق برنامهای دانش اموز
random number برنامهای که اعداد تصادفی را تولید میکند.
indexer برنامهای که برای یک سندشاخص تولید کند
checksum برنامهای که صحت داده را بررسی میکند
check total برنامهای که صحت داده را بررسی میکند
planning programming budgetting نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
self- برنامهای که در هر بخش از حافظه بار میشود.
illegal دستور برنامهای که در قواعد زیان نباشد
relocated برنامهای که قابل بارشدن درهرمحل حافظه است .
relocate برنامهای که قابل بارشدن درهرمحل حافظه است .
software mointor برنامهای که برای اهداف سنجش بکار می رود
relocates برنامهای که قابل بارشدن درهرمحل حافظه است .
sort generator برنامهای که یک برنامه مرتب نموده تولید میکند
handlers برنامهای با یک کار منحصر بفرد که کنترل یک ورودی
handler برنامهای با یک کار منحصر بفرد که کنترل یک ورودی
advanced برنامهای با الگوهای پیچیده برای کاربر با تجربه
relocating برنامهای که قابل بارشدن درهرمحل حافظه است .
language هر برنامهای که هر خط برنامه را به زبان دیگری ترجمه میکند.
languages هر برنامهای که هر خط برنامه را به زبان دیگری ترجمه میکند.
run duration مدت زمانی که کامپیوتر برنامهای را اجرا میکند
common تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
commoners تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
commonest تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
direct objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
systems analysis برنامهای که نحوه کار سیستم کامپیوتری را کنترل میکند
objected فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
thread برنامهای که از بخشها و قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است
object فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
hogs برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
hogged برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
hog برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
indirect objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objecting فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
in house training برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
threads برنامهای که از بخشها و قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است
optimizer برنامهای که برنامه دیگری را تنظیم میکند تا کاراتر باشد
indirect objects سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
loader برنامهای که فایل یا برنامه دیگری را در حافظه کامپیوتر باز میکند
routine برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
dynamically زیر برنامهای که هر با که فراخوانی میشود باید کارش مشخص شود
routines برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
direct objects سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
dynamic زیر برنامهای که هر با که فراخوانی میشود باید کارش مشخص شود
packing برنامهای که داده را در فضاهای ذخیره سازی کوچک قرار میدهد
routinely برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
object سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
portable برنامهای که روی سیستمهای کامپیوتری مختلف قابل اجرا است
merge print program برنامهای که به استفاده کننده اجازه میدهد تافرمهای مشخصی را تولیدکند
objects سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
mp/m برنامه کنترلی چند برنامهای برای ریزکامپیوترهاforicrocomputers Program ultiprogrammingControl
objecting سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
objected سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
multiphase program برنامهای که بیشتر از یک دستور بازیابی پیش از خاتمه اجرا نیاز دارد
e r p برنامهای که امریکا از سال 7491تا 1591 بر مبنای پیشنهادشانزده کشور اروپایی
What You See Is All You Get برنامهای که خروجی صفحه نمایش آن به صورت دیگر قابل چاپ نباشد.
high level قطعه و برنامهای که فریمهای داده HLDLC را به درست ارسال و دریافت میکند
high-level قطعه و برنامهای که فریمهای داده HLDLC را به درست ارسال و دریافت میکند
set up برنامهای که به کاربر در تشخیص کامپیوتر یا نرم افزار موجود کمک میکند
interiorly از درون
abintra از درون
ben درون
cores درون
core درون
inly از درون
inside درون
inbound به درون
endocarp درون بر
inhaul line درون کش
inward درون
endogenous درون زا
interiors درون
interior درون
insides درون
in the recesses of the heart در درون دل
reentrant درون رو
internally از درون
hollerith code سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند
eliza برنامهای که مباحثه یک بیمار را بایک متخصص بیماریهای دماغی شبیه سازی میکند
performance monitor برنامهای که سطوح خدمات ارائه شده توسط یک سیستم کامپیوتری را پی گیری میکند
optimize برنامهای که از بهینه ساز عبور کرده است تا هر که یا عبارت ناکارا را حذف کند
halts دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halted دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halt دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
executable form برنامهای که به کد ماشین ترجمه یا کمپایل شده باشد تا پردازنده بتواند اجرا کند
process برنامهای که زمان اجرای دستورات آن در CPU بیشتر از عملیات ورودی و خروجی است
test driver برنامهای که اجرای برنامه دیگر را در مقابل مجموعهای از دادههای ازمایشی هدایت کند
resets دستوری که هر اجرای برنامهای رامتوقف میکندوکاربررابه صحفه نمایش یا BIOS برمی گرداند
reset دستوری که هر اجرای برنامهای رامتوقف میکندوکاربررابه صحفه نمایش یا BIOS برمی گرداند
processes برنامهای که زمان اجرای دستورات آن در CPU بیشتر از عملیات ورودی و خروجی است
formatter برنامهای که متن را به حالت جدیدی تبدیل میکند طبق پارامترها یا کدهای توکار
daemon در سیستم unix برنامهای که کارش را بدون دانستن کاربر خودکار انجام میدهد
endogen درون زایی
inputted درون گذاشت
interpolations درون یابی
interpolation درون یابی
interpolations درون گیری
interpolation درون گیری
endogamy درون همسری
endopsychic درون روانی
endoplasm درون مایه
endophagous درون خوار
endogeny درون زایی
endomorph درون دگرگون
endolymph درون- لنف
endogenous variable متغیر درون زا
introvert درون گرا
introverts درون گرا
online درون خطی
endoscope درون بین
endogenous درون زاد
input درون گذاشت
input درون داد
endosmose درون راند
endogamous درون همسری
introspective درون نگر
introspective درون نگرانه
immigration درون کوچی
self reflection درون اندیشی
endocardium درون شامه دل
endobiotic درون بافتی
subjectivism درون گرایی
throughout از درون وبیرون
inputted درون داد
subversion درون واژگونی
transcrystalline درون بلورهای
underground water اب درون زمین
intercontinental درون بری
autochthonous درون خیز
ataraxia ارامش درون
retropulsion درون ریزی
endocrinology درون ریزشناسی
inbreeding درون همسری
talented درون داشت
talent درون داشت
talents درون داشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com