Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 197 (11 milliseconds)
English
Persian
Bose Chandhuri Hocquenghem code
کد تصحیح
Search result with all words
exception
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
exceptions
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
reformed
تصحیح شده
incorrect
تصحیح نشده معیوب
compensation
تصحیح
compensations
تصحیح
editor
نرم افزاری که برای وارد کردن و تصحیح متن یا برنامههای اضافه شده تحت پیشرفت به کار می رود
editors
نرم افزاری که برای وارد کردن و تصحیح متن یا برنامههای اضافه شده تحت پیشرفت به کار می رود
backward
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
slip
لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slipped
لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slips
لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
link
طرح ISO/OSI که بستههای داده را به اتصال بعدی می فرستد و تصحیح خطا میکند
correct
صحیح کردن تصحیح کردن
correct
تصحیح کردن
correcting
صحیح کردن تصحیح کردن
correcting
تصحیح کردن
corrects
صحیح کردن تصحیح کردن
corrects
تصحیح کردن
layer
ل تصحیح خطا باشد
layers
ل تصحیح خطا باشد
backwards
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
digit
عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
digits
عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
detect
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detect
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detected
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detecting
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detects
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detects
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
draft
کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
drafted
کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
drafts
کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
check
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
check
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checked
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checked
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checks
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checks
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
preventative
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
correction
تصحیح
correction
تصحیح می کنم
edit
تصحیح کردن تنظیم کردن
edit
تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
edit
تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
edited
تصحیح کردن تنظیم کردن
edited
تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
edited
تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
envelope
بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
envelopes
بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
editing
تصحیح
forward
روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست
forwarded
روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست
amendment
تصحیح
amendments
تصحیح
text
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
texts
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
patch
تصحیح در یک برنامه
patch
تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
patches
تصحیح در یک برنامه
patches
تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
host computer
کامپیوتر مخصوص نوشتن و تصحیح نرم افزار از کامپیوتر دیگر اغلب با استفاده از کامیایر
host computers
کامپیوتر مخصوص نوشتن و تصحیح نرم افزار از کامپیوتر دیگر اغلب با استفاده از کامیایر
failure
شروع مجدد یک فرآیند یابرنامه پس از اینکه رخ داد و تصحیح شد
failures
شروع مجدد یک فرآیند یابرنامه پس از اینکه رخ داد و تصحیح شد
refine
تصحیح کردن
refines
تصحیح کردن
redress
تصحیح التیام
redressed
تصحیح التیام
redresses
تصحیح التیام
compensate
جبران کردن تلافی کردن تصحیح کردن
compensated
جبران کردن تلافی کردن تصحیح کردن
compensates
جبران کردن تلافی کردن تصحیح کردن
up to date
تصحیح شده
up-to-date
تصحیح شده
emend
تصحیح کردن درست کردن
emended
تصحیح کردن درست کردن
emending
تصحیح کردن درست کردن
emends
تصحیح کردن درست کردن
preventive
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
conditioning
اصلاح مشخصههای اطلاعات در یک خط انتقال صدا ازطریق تصحیح خصوصیات فازدامنه تقویت کنندههای خط شایسته سازی
rectified
تصحیح کردن
rectifies
تصحیح کردن
rectify
تصحیح کردن
bug
تصحیح یک برنامه
bug
تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bugging
تصحیح یک برنامه
bugging
تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bugs
تصحیح یک برنامه
bugs
تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
reconstitute
تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
reconstituted
تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
reconstitutes
تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
reconstituting
تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
checking
کد تصحیح خطا
mode
که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
modes
که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
debug
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
Other Matches
range disk
صفحه تصحیح برد طبله تصحیح مسافت
wind correction
تصحیح مربوط به باد تصحیح گلوله از نظر باد
correction index
جدول تصحیح خطای توپ جدول تصحیح یا تصحیحات
superelevation
تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
swinging the compass
تصحیح انحراف قطب نما تصحیح خطای قطب نما
corrector
وسیله تصحیح کننده ماسوره وسیله تصحیح ماسوره
rectification
تصحیح
It was corrected.
تصحیح شد.
proofread
تصحیح کردن
correction coefficient
ضریب تصحیح
proofreading
تصحیح کردن
correction factor
ضریب تصحیح
correctable
قابل تصحیح
temperature correction
تصحیح دمایی
compensation of compass
تصحیح قطبنما
magnetic compensatory
مغناطیس تصحیح
compensating magnet
مغناطیس تصحیح
skew correction
تصحیح گوشهای
sag correction
تصحیح انحراف
corrected
تصحیح شده
red pencil
تصحیح کردن
emendable
قابل تصحیح
tam quam
تصحیح حکم
attenuation compensation
تصحیح اعوجاج
correction thermometer
دماسنج تصحیح
emendate
تصحیح کردن
error correcting code
کد تصحیح خطا
error correction
تصحیح خطا
frequency correction
تصحیح فرکانس
gamma correction
تصحیح گاما
program correctness
تصحیح برنامه
proofreads
تصحیح کردن
deflection correction
تصحیح سمت
ARQ
سیستم تصحیح خطا
adjusted valve
مقدار تصحیح شده
complementary angle of site
تصحیح تکمیلی تراز
stevenson schomaker correction
تصحیح استیونس- شوماکر
range disk
میز تصحیح مسافت
chart correction card
کارت تصحیح نقشه
compass compensation
تصحیح قطب نما
pincushion magnets
مغناطیسهای تصحیح بالشتک
errata sheet
برگ تصحیح اشتباه
range correction
تصحیح برد سلاح
corrected azimuth
گرای تصحیح شده
corrected defelection
سمت تصحیح شده
gun displacement
تصحیح جای توپ
impluse correction
تصحیح ضربه جریان
copyreader
تصحیح کننده مقاله
range correction
تصحیح برد تیراندازی
deflection board
تابلو تصحیح سمت
rectifiable
قابل تصحیح یا جبران
range k
ضریب تصحیح برد
negative altitude
ارتفاع هواپیما را تصحیح کنید
k , transfer
ضریب تصحیح برد توپ
range k
ضریب تصحیح کای برد
corrective maintenance
یافتن و تصحیح خطایی که رخ داده است
windage scale
مقیاس تصحیح سمت دستگاه درجه
map k
ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
rectification
تصحیح سند بر مبنای قصد واقعی طرفین
range board
طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
complementary range
برد مربوط به زاویه تصحیح تکمیلی تراز
Proof – reading.
غلط گیری (تصحیح مطا لب چاپی وغیره )
EDAC
سیستم تصحیح خطای مقابل برای ارتباطات دادهای
debugged
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
z correction
تصحیح انحراف محور قائم دوربین در عکس هوایی
insert mode
حالت محاورهای کامپیوتر برای ویرایش و تصحیح متن ها
tactical diversions
تصحیحات تاکتیکی مسیرناوگان تصحیح مسیر حرکت ناوگان
debugs
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
correctional custudy
روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
gyrolog
دفترچه ضرایب ژیروسکوپی یاجدول تصحیح قطب نمای مغناطیسی ناو
circularization
تصحیح مدار ماهواره برای رسیدن یا نزدیک شدن ان به دایره کامل در ارتفاع لازم
control rocket
راکت کوچکی که در صورت لزوم روشن شده و وضعیت یا سرعت فضاپیما را تصحیح میکند
Microcom Networking Protocol
سیستم تشخیص و تصحیح خطا سافت Microcom Inc که در مودم ها و نرم افزار ارتباطی به کار می رود
MNP
سیستم تشخیص و تصحیح خطا ساخت Microcom Inc که در مودم و برخی نرم افزاری ارتباطی به کار می رود
MNP 0
پروتکل تصحیح خطای ارتباطی که میتواند داده راحتی روی اتصالات تلفن ضعیف منتقل کند
input/output
پردازندهای که ارسال ورودی /خروجی را برای CPU انجام میدهد شامل DMA و امکانات تصحیح خطا
mttr
متوسط زمانی که انتظار می رود برای تشخیص و تصحیح یک خطا در سیستم کامپیوتری لازم باشدRepair To Time ean
adaptive channel allocation
روش به کار رفته توسط پروتکل تصحیح خطای MNP که اندازه بستههای داده را طبق خط تلفن تنظیم میکند.
refile
تجدید نظر در متن پیامهابرای ارسال تصحیح و مرتب کردن متن پیامهای ارسالی
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
bad sector
شیاری که اشتباه فرمت شده است یا خطایی دارد و غیر قابل تصحیح یا نوشتن یا خواندن است
automatic error correction
تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا
request modify
درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
editing run
در پردازش دستهای برنامه ویرایش کننده داده را از نظردرستی فاهری بررسی کرده و هر گونه اشتباه را برای تصحیح و ارائه مجدد مشخص میکند
kludge
1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود
kluge
1-تصحیح موقت نرم افزاری که خوب نوشته شده یا خطای تایپ . 2-سخت افزاری که فقط برای نشان دادن به کار می رود
Hamming code
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
dispersion scale
طبله مخصوص تصحیح پراکندگی مقیاس پراکندگی میزان پراکندگی
writ of error
قرار یا حکم دادگاه که متضمن تصحیح اشتباه موجود در حکم یا قرار قبلی است
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
deflection board
طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
calibration
تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
dogmatic marxism
مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
continuously set vector
عناصر تصحیح شده متوالی هدف عناصر تنظیم شده هدف به طریق متوالی
fix
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fixes
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com