English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (9 milliseconds)
English Persian
private code کد محرمانه
Search result with all words
private محرمانه
private محرمانه سرجوخه
privates محرمانه
privates محرمانه سرجوخه
off the record محرمانه و خصوصی
off-the-record محرمانه و خصوصی
backstage محرمانه خصوصی
secret service دستگاه محرمانه دولت
secret services دستگاه محرمانه دولت
putsch توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
putsches توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
secrecy محرمانه بودن
protection عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
closed محرمانه بسته
conclave انجمن محرمانه
conclaves انجمن محرمانه
esoteric محرمانه
secret محرمانه
secrets محرمانه
surreptitiously محرمانه جانشین
declassified تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassifies تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassify تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassifying تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
confide محرمانه گفتن
confided محرمانه گفتن
confides محرمانه گفتن
tip محرمانه رساندن نوک
tipping محرمانه رساندن نوک
tipster فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
tipsters فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
restricted محرمانه
top secret مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
top-secret مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
hush hush محرمانه
hush-hush محرمانه
backside محرمانه
backsides محرمانه
arcane محرمانه
surreptitious پنهان محرمانه
confidentially محرمانه
confidential محرمانه
confidential دارای ماموریت محرمانه
confidential خیلی محرمانه
privately محرمانه
underground تشکیلات محرمانه وزیرزمینی
privy خصوصی محرمانه
classified محرمانه
administrative crypto account نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
cheek by jowl محرمانه
collogue توط ئه چیدن محرمانه گفتگو کردن
confidental محرمانه
data privacy محرمانه بودن داده ها
hugger mugger تنهایی مطلب محرمانه
in confidence بطور محرمانه
in private محرمانه
in secret محرمانه
jackes محرمانه
necessary house محرمانه
private code رمز محرمانه
private talk گفتگوی محرمانه
privileged communication مدارک محرمانه
privily محرمانه
privity موضوع محرمانه
snoopy بعمل اورنده تحقیقات محرمانه
subrosa محرمانه
tete a tete محرمانه
to give one the straight tip محرمانه چیزیرا بکسی خبردادن
under the rose نهانی زیر جلی محرمانه در خفا
underplot دسیسه محرمانه دوز و کلک
I was tipped off . به من رساندند (خصوصی خبر دادند ؟محرمانه اطلاع دادند )
Between you , me and the gatepost. Between ourselves . میان خودمان باشد( محرمانه باقی بماند )
get wise to something/somebody <idiom> درمورد موضوع محرمانه فهمیدن
closed meeting گردهمایی محرمانه
closed conference گردهمایی محرمانه
to have a closed meeting نشست محرمانه داشتن [بخصوص سیاست]
behind the stage <adj.> <adv.> محرمانه [اصطلاح مجازی]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com