Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (5 milliseconds)
English
Persian
designator code
کد معرف یگان
Other Matches
unitage
یگان
divisional officer
فرمانده یگان
vessel
یگان شناور
vessels
یگان شناور
task unit
یگان ماموریت
units
یگان شمار
Free of charge Gratis . Gratuitously .
مفت ( را یگان )
unit
یگان شمار
pioneer unit
یگان مهندسی رزمی
port auxiliary service
یگان خدمات بندری
power driven vessel
یگان شناور موتوری
ecological unit
یگان بوم شناختی
units and tens
یگان ودهگان احادوعشرات
bel
یگان سنجش صوت
identification
معرف
referee
معرف
representative
معرف
representatives
معرف
call signs
معرف
referees
معرف
refereeing
معرف
signal letters
معرف
reagent
معرف
call sign
معرف
reference
معرف
references
معرف
refereed
معرف
identifier
معرف
call signs
معرف رادیویی
collective call sign
معرف عمومی
address call sign
معرف ادرس
universal identifier
معرف جامع
net call sign
معرف شبکه
ship designation
معرف ناو
key note
معرف مایه
representative sample
نمونه معرف
radio call sign
معرف رادیویی
call sign
معرف رادیویی
net authentication
اعلام معرف در شبکه
identification code
رمز معرف یکان
use
معرف گره , نورو...
acknowledge
اعلام معرف کردن
radio call sign
معرف ایستگاه رادیویی
net call sign
معرف رادیویی شبکه
acknowledging
اعلام معرف کردن
tactical call sign
معرف رادیویی تاکتیکی
acknowledges
اعلام معرف کردن
uses
معرف گره , نورو...
collective call sign
معرف مشترک یکانها
authentication equipment
وسایل تعیین معرف
acknowledgment
اعلام معرف اعتراف
acropolis
نام دژ معرف اتن
authentication system
سیستم تعیین معرف
corrupted
معرف خطاها به داده یا برنامه
corrupting
معرف خطاها به داده یا برنامه
corrupts
معرف خطاها به داده یا برنامه
corrupt
معرف خطاها به داده یا برنامه
genotype
نوع معرف و نماینده یک جنس
identifier
کلمهای که معرف بلاک یا فایل است
master of ceremonies
متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
masters of ceremonies
متصدی تفریحات یا معرف نطاق جلسه
symbol
نشانه یا تصویری که معرف چیزی است
groups
مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group
مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
usable
آنچه برای معرف قابل استفاده و فراهم است
May I use your name as a reference?
اجازه میدهید شما را بعنوان معرف ذکر بکنم؟
card
ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است
cards
ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است
acrophony
صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
option key
[یک کلید معرف روی بعضی ازصفحات کلید]
reference sheet
برگ تعیین محل یکان برگ معرف
dopes
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dope
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
authentication
تعیین نشانی تعیین معرف کردن
designation
عنوان یکان یاشخص معرف یکان
designations
عنوان یکان یاشخص معرف یکان
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
CDs
دیسک درایوی که به کامپیوتراجازه میدهد داده ذخیره شده روی ROM-CD را بخواند داده خوان از یک اشعه لیزر برای خواندن الگوهای سطح ROM-CD استفاده میکند که معرف بیت داده هستند
CD
دیسک درایوی که به کامپیوتراجازه میدهد داده ذخیره شده روی ROM-CD را بخواند داده خوان از یک اشعه لیزر برای خواندن الگوهای سطح ROM-CD استفاده میکند که معرف بیت داده هستند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com