English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 38 (5 milliseconds)
English Persian
five unit code کد پنج واحدی
Search result with all words
post وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
post- وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
posted وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
posts وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
nibble به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbled به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbles به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbling به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
dual دو واحدی
microprocessor واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
microprocessors واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
decibel واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
decibel واحدی برای اندازه گیری شدت وضعف صدا
decibels واحدی که نسبت بین دو مقدار الکتریسیته یاصوت را بیان میکند
decibels واحدی برای اندازه گیری شدت وضعف صدا
acre واحدی برای مساحت سطح زمین برابر 7404 متر مربع
acres واحدی برای مساحت سطح زمین برابر 7404 متر مربع
fathom واحدی از عمق اب برابر با صد و هشتادسانتی متر
fathomed واحدی از عمق اب برابر با صد و هشتادسانتی متر
fathoming واحدی از عمق اب برابر با صد و هشتادسانتی متر
fathoms واحدی از عمق اب برابر با صد و هشتادسانتی متر
dip Package Line in Dual وسیلهای که روی ان یک مدار مجتمع نصب میشود بسته درون برنامه دو واحدی
dips Package Line in Dual وسیلهای که روی ان یک مدار مجتمع نصب میشود بسته درون برنامه دو واحدی
store واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
storing واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
cadre واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
cadres واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
comprehensive job کاری که کلیه اجزا ان در رشته واحدی مجتمع شود
cost center قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
cylinder block بلوک واحدی که سیلندرهای یک موتور پیستونی خطی که با مایع خنک مشوند رادربرمیگیرد
desalination plant واحدی جهت گرفتن املاح
facsimile transceiver واحدی برای انتقال و دریافت الکترونیکی
modular accounting package برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی
modular programming برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
neper واحدی که نسبت اسکالر دوجریان را نشان میدهد
qyaternary چهار واحدی چهار عضوی
syynostosis ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com