Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (10 milliseconds)
English
Persian
fare
کرایه مسافر
fared
کرایه مسافر
fares
کرایه مسافر
faring
کرایه مسافر
passage money
کرایه مسافر
Other Matches
hire purchase
کرایه چیزی به این ترتیب که کرایه کننده با پرداخت یک عده اقساط مالک ان شی بشود
pilgrims
مسافر
traveler
مسافر
peregrinator
مسافر
viator
مسافر
passenger
مسافر
passengers
مسافر
trippers
مسافر
tripper
مسافر
travelers
مسافر
traveller
مسافر
travellers
مسافر
roomer
مسافر
pilgrim
مسافر
farer
مسافر
on the road
مسافر
lodgers
مسافر
lodger
مسافر
spaceman
مسافر فضایی
stowaway
مسافر قاچاق
wayfarer
مسافر پیاده
hare
مسافر بی بلیط
stowaways
مسافر مخفی
ganger
مسافر پیاده
stowaway
مسافر مخفی
stowaways
مسافر قاچاق
hares
مسافر بی بلیط
westbound
مسافر مغرب
wayfarers
مسافر پیاده
foot passenger
مسافر پیاده
spacemen
مسافر فضایی
shipper
مسافر کشتی
stow away
مسافر قاچاق
trekker
مسافر باگاری
peregrine
ازخارجه امده مسافر
pick up
سوار کردن مسافر
baggage
بار و بنهء مسافر
birds of passage
مرغان مهاجریا مسافر
take on
مسافر سوار کردن
pick up
<idiom>
سوارکردن مسافر ،دریافت کردن
mess gear
جعبه فروف سرباز یا مسافر
mess kit
جعبه فروف سرباز یا مسافر
waybill
خط سیر مسافر راهنمای مسافرت
motor vehicle passenger
مسافر خودرو
[اتومبیل رانی]
car passenger
مسافر خودرو
[اتومبیل رانی]
taxi stand
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
taxi rank
[British E]
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
cabstand
[American E]
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
voyager
مسافر کشتی یا وسیله مسافری دیگری
To pick up a passenger.
مسافر سوار کردن ( تاکسی ؟ اتوبوس )
voyagers
مسافر کشتی یا وسیله مسافری دیگری
limited train
قطاریکه یک عده محدودی مسافر می پذیرد
administrative landing
پیاده کردن بار و مسافر به صورت اداری
boat train
ترنی که کارش بردن مسافر به لنگرگاه کشتیها است
carpetbagger
تازه بدوران رسیده وفاسد مسافر خورجین دار
boat trains
ترنی که کارش بردن مسافر به لنگرگاه کشتیها است
carpetbaggers
تازه بدوران رسیده وفاسد مسافر خورجین دار
The passenger was admitted into the USA.
به مسافر اجازه ورود به ایالات متحده آمریکا را دادند.
balance of freight
پس کرایه
back rent
پس کرایه
carriage forward
پس کرایه
back freigt
پس کرایه
freight forward
پس کرایه
transport charges
کرایه
carrige forward
پس کرایه
freight collect
پس کرایه
hire
کرایه
meed
کرایه
hires
کرایه
passage money
کرایه
cost of transport
کرایه
hiring
کرایه
backfreight
پس کرایه
lease
کرایه
faring
کرایه
fare
کرایه
freight
کرایه
fares
کرایه
fared
کرایه
rent
کرایه
fraught
کرایه
leases
کرایه
hach
کرایه دادن
let out on hire
کرایه دادن
to charter
کرایه کردن
renter
کرایه نشین
passages
دریا کرایه
passage
دریا کرایه
rent
کرایه کردن
affreight
کرایه کردن
tenants
کرایه نشین
carrige
کرایه حمل
carfare
کرایه ماشین
hack
درشکه کرایه
hacked
درشکه کرایه
back freigt
پرداخت کرایه
carfare
کرایه اتوبوس
tenant
کرایه نشین
hires
کرایه کردن
freight
کرایه کردن
hire
کرایه دادن
hire
کرایه کردن
freight
کرایه کشتی
hires
کرایه دادن
demurrage
کرایه معطلی
hacks
درشکه کرایه
hiring
کرایه دادن
hiring
کرایه کردن
back-seat drivers
مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat driver
مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
to freight out and home
دوسره کرایه کردن
hiring
اجرت کرایه کردن
fares
کرایه حمل و نقل
fared
کرایه حمل و نقل
charter
دربست کرایه دادن
fare
کرایه حمل و نقل
chartered
دربست کرایه دادن
How much is the fare to ... ?
کرایه تا ... چقدر است؟
charters
دربست کرایه دادن
hires
اجرت کرایه کردن
hire
اجرت کرایه کردن
tenant
کرایه نشین متصرف
cartage
کرایه گاری مکاری
to rent out something
کرایه دادن چیزی
to let something on a lease
کرایه دادن چیزی
twon car
اتومبیل کرایه مسافری
back rent
کرایه عقب افتاده
to let something
[British E]
[Real Estate]
کرایه دادن چیزی
to hire out something
کرایه دادن چیزی
tenants
کرایه نشین متصرف
carriage forward
کرایه در مقصدپرداخت میشود
railway freight
کرایه راه اهن
portage
کرایه فرفیت کشتی
chartering
دربست کرایه دادن
faring
کرایه حمل و نقل
time charter
کرایه کردن موقت کشتی
taximeter
نشان دهنده کرایه تاکسی
carriage payed
کرایه حمل پرداخت شده
advance freight
پیش پرداخت کرایه حمل
Rented (rental) car.
اتومبیل اجاره ای (کرایه شده )
carrige forward
کرایه به عهده گیرنده کالا
circulating library
کتابخانهای که کتاب کرایه میدهد
What is the charge per day?
کرایه روزانه چقدر است؟
hackney
درشکه کرایه اسب کرایبه
fiacre
کالسکه یا درشکه چهارچرخه کرایه
freighter
کرایه کننده کشتی باری
freighters
کرایه کننده کشتی باری
rent
کرایه اجاره کردن یا دادن
What's the charge per hour?
کرایه هر ساعت چقدر است؟
voyage charter
کرایه کشتی جهت سفری خاص
tie line
کانال مخابراتی کرایه داده شده
cost and frieght
قیمت کالا به اضافه کرایه حمل
out leased
انبارهای کرایه شده از خارج از پادگان
i am behind in my rent
کرایه خانه ام عقب افتاده است
lodging house
محل کرایه دادن اطاق مسافرخانه
subsidized accommodation
منزل با کمک هزینه
[کرایه و غیره]
What's the fare to Manchester?
کرایه تا شهر منچستر چقدر است؟
What's the fare to the airport?
نرخ کرایه تا فرودگاه چقدر است؟
What's the fare to this address?
نرخ کرایه تا این آدرس چقدر است؟
What's the fare to city centre?
نرخ کرایه تا مرکز شهر چقدر است؟
freight
کرایه کشتی ارسال بار با هواپیما یاکشتی
dead carriage
کرایه باربری جهت فرفیت استفاده نشده
dead freight
کرایه حملی که پرداخت شده ولی استفادهای از ان به عمل نیامده
livery stable
اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسبهای دیگران
dead carriage
کرایه حملی که پرداخت شده ولی استفادهای از ان به عمل نیامده
baltic exchange
بازار یاتالار بورسی در لندن که مربوط به کرایه کشتی ومعاملات مربوطه میباشد
forwarding merchant
حق الزحمهای دریافت می دارد بدون انکه دروسیله حمل یا پرداخت کرایه شریک باشد
free haul
در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
third party lease
توافقنامهای که بوسیله ان یک شرکت مستقل تجهیزاتی رااز سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه میدهد
dead weight
کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
dead weights
کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
dead freight
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
carriage
بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
carriages
بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
hackney coach
کالسکه یا درشکه کرایه درشکه چهارچرخه ودو اسبه
hire
اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
hiring
اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
hires
اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
leases
کرایه کردن اجاره کردن
lease
کرایه کردن اجاره کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com