English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
there is no p of doing it کردن انکارهیچ امکان ندارد هیچ نمیتوان انکار راکرد
Other Matches
estoppel عدم امکان انکار پس از اقرار
there is no p of his going رفتن وی هیچ امکان ندارد
estoppel اقراریاعملی که انکاریانقص ان قانوناممنوع باشد مانع قانونی برای انکارپس ازاقرارعدم امکان انکار پس از اقرار
race condition حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد
he did it of his own a بطیب خاطرانکار راکرد
He did it to save his face. برای حفظ آبرواینگار راکرد
He did it with his fathers knowledge. با اطلاع پدرش اینکار راکرد
He did it out of friendship. ازروی دوستی اینکار راکرد
renounce انکار کردن
repudiate انکار کردن
repudiates انکار کردن
repudiating انکار کردن
disclaiming انکار کردن
disclaims انکار کردن
renounced انکار کردن
disclaimed انکار کردن
disclaim انکار کردن
back-pedals انکار کردن
renounces انکار کردن
renouncing انکار کردن
denied انکار کردن
gainsaid انکار کردن
gainsaying انکار کردن
disaffirm انکار کردن
reneging انکار کردن
reneges انکار کردن
reneged انکار کردن
renege انکار کردن
back-pedal انکار کردن
back-pedalled انکار کردن
back-pedalling انکار کردن
denying انکار کردن
deny انکار کردن
denies انکار کردن
gainsay انکار کردن
recants انکار کردن
forswearing انکار کردن
recanted انکار کردن
recanting انکار کردن
abnegate انکار کردن
gainsays انکار کردن
recant انکار کردن
forswears انکار کردن
forswear انکار کردن
deny انکار یا حاشا کردن
negative رد یا تکذیب یا انکار کردن
negatives رد یا تکذیب یا انکار کردن
denying انکار یا حاشا کردن
denied انکار یا حاشا کردن
forswear باسوگند انکار کردن
denies انکار یا حاشا کردن
forswears باسوگند انکار کردن
forswearing باسوگند انکار کردن
There is no point in it . It doest make sense . It is meaningless. معنی ندارد ! ( مورد و مناسبت ندارد )
He that blows in the dust fills his eyes. <proverb> کسى که شرم ندارد وجدان هم ندارد.
owning to his i. to do that نظر به عجزاواز کردن انکار
to make [deny] an allegation تهمتی زدن [ را انکار کردن]
disclaim all liability کلیه بدهیها را انکار کردن
one must نمیتوان گفت
it is hard to say نمیتوان گفت
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
there is no mistaking نمیتوان اشتباه کرد
he is second to none دومی ندارد بالادست ندارد
nemo tenetur ad impossible هیچ کس را نمیتوان به انجام کار
it is hard to say به اسانی نمیتوان قضاوت کرد
we cannot undo the past چیز گذشته را نمیتوان برگرداند
this report is incredible این گزارش را نمیتوان باورکرد
edlin در DOS-MS امکان سیستمی که به کاربر امکان می ددهد تغییرات را خط به خط در هر لحظه بر فایل اعمال کند
it is not p to climb it نمیتوان از ان بالارفت بالارفتن از ان ممکن نیست
it is past reclaim دیگر نمیتوان انرا ابادیا احیاکرد
it is not d. نمیتوان ازان صرف نظر کرد
snow under <idiom> قبول چیزی که نمیتوان از آن مراقبت کرد
life is not worth an hour's p ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
scheduler امکان نرم افزاری که به کاربر امکان مدیریت جلسات , قرار ملاقاتها یا استفاده از منابع میدهد.
forsakes رها کردن انکار کردن
forsaking رها کردن انکار کردن
forsake رها کردن انکار کردن
drop dead halt توقفی که نمیتوان ان رامورد پوشش قرار داد
nemo de domo sua extrahi debet هیچ کس را نمیتوان به زوراز خانه اش خارج کرد
it will not bear repeating جندان زشت است که نمیتوان انرا بازگو کرد
short run زمان موقت مدتی که در طی ان مقدارتولید یک کالا را نمیتوان تغییر داد
residents ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
resident ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
nescience اعتقاد باینکه حقایق غایی را نمیتوان بوسیله قیاس عقلانی فکر درک نمود
copyright که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyrights که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
Winsock امکان نرم افزاری برای کنترل مودم هنگام اتصال به اینترنت تحت DOS-MS یا ویندوز که به کامپیوتر امکان ارتباط تحت پروتکل TCP/IP میدهد
Windows Explorer امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
to throw open the door to امکان پذیر کردن
fullest پر کردن درون چیزی تا حد امکان
full پر کردن درون چیزی تا حد امکان
resident داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
residents داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
autos امکان بار کردن خودکار برنامه پس از روشن شدن کامپیوتر
auto امکان بار کردن خودکار برنامه پس از روشن شدن کامپیوتر
write permit ring چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
networking در یک شهر یا شهرهای مختلف که به آنها امکان ردو بدل کردن اطلاعات میدهد
responses صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
response صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
public متن یا برنامهای که حق کپی ندارد و توسط هر کسی قابل کپی کردن است
disclamation انکار
recantation انکار
gainsaid انکار
disavowal انکار
disaffirmation انکار
denial انکار
abnegation انکار رد
denials انکار
disproval انکار
retractaion انکار
repudiation انکار
abjuration انکار
disavows انکار
disavow انکار
negation انکار
disavowed انکار
disavowing انکار
gainsays انکار
gainsay انکار
contradiction انکار
contradictions انکار
denegation انکار
gainsaying انکار
self denial انکار نفس
irrefutable انکار ناپذیر
palinode صنعت انکار
undeniable انکار ناپذیر
unchallenged انکار ناپذیر
self renunciation انکار نفس
irrefutability انکار ناپذیری
undeniably انکار ناپذیر
self abnegation انکار نفس
retractable انکار پذیر
deniable قابل انکار
self-denial انکار خویشتن
denier انکار کننده
self-denial انکار نفس
forswore انکار کرد
gainsayer انکار کننده
language نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
languages نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
fire capabilities چارت امکان تیر توپخانه نمودار امکان تیر یکانهای توپخانه
port مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
he has a good mind که انکار را انجام دهد
atheism انکار وجود خدا
peremptory غیر قابل انکار
atheistic وابسته به انکار خدا
renunciative ناشی از انکار نفس
renunciatory ناشی از انکار نفس
negation of statement انکار یا تکذیب گفتهای
negatory مبنی بر نفی یا انکار
compiles برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compile برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiling برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
reader یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
readers یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
texts سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
text سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
disparages انکار فضیلت چیزی راکردن
disparaged انکار فضیلت چیزی راکردن
self abnegating انکار کننده نفس خود
disparage انکار فضیلت چیزی راکردن
the odds are that he will doit احتمال دارد که انکار را بکند
rebuttable presumption فرض قانونی قابل انکار
irrefragable غیر قابل انکار و تکذیب
how nicely he did it چقدرخوب انکار را انجام داد
redliner خصوصیتی در گروه کاری یا نرم افزای کلمه پرداز که امکان رنگی کردن نوشتار متن در جاهای مختلف میدهد
conclusive or irrebuttable presumption فرض قانونی غیر قابل انکار
personal محدوده سیستمهای بی سیم ارتباطی که امکان رد و بدل کردن داده کامپیوتر با وسایل دیگر مثل چاپگر یا PDA را فراهم میکند
escape character کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
issue of fact نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
graphics وسیله سطح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
tablets صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
tablet صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
report program generator زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
infra red link سیستمی که به دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و یک چاپگر امکان رد و بدل کردن اطلاعات با استفاده از اشعه مادون قرمز میدهد تا داده را حمل کند
estopel عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
HyperTerminal برنامه ارتباطی که در ویندوز وجود دارد و به کاربر امکان صدا کردن کامپیوتر راه دور از طریق مودم و فایلهای ارتباطی میدهد
microcomputer کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micro کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micros کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
it does not weigh with me ندارد
flicker free ی ندارد
there is no style about her ندارد
he is not of that stamp را ندارد
there is no limit to it حد ندارد
he hasno notion of going سر رفتن ندارد
he has nothing of his own چیزی ندارد
he has nostomach for the fight سر دعوا ندارد
he has no temperature to day امروز تب ندارد
he has no manners اداب ندارد
he has no excuse what عذری ندارد
he has an a. to grind غرضی ندارد
it lacks soul روح ندارد
it does not matter اهمیت ندارد
he is out of huomor دماغ ندارد
It is o. k . ( all right ) . it doesent matter . عیب ندارد
it is nothing new تازگی ندارد
it is nothing out of the way غرابتی ندارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com