English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
English Persian
there is no p of doing it کردن انکارهیچ امکان ندارد هیچ نمیتوان انکار راکرد
Other Matches
estoppel عدم امکان انکار پس از اقرار
there is no p of his going رفتن وی هیچ امکان ندارد
estoppel اقراریاعملی که انکاریانقص ان قانوناممنوع باشد مانع قانونی برای انکارپس ازاقرارعدم امکان انکار پس از اقرار
race condition حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد
he did it of his own a بطیب خاطرانکار راکرد
He did it to save his face. برای حفظ آبرواینگار راکرد
He did it out of friendship. ازروی دوستی اینکار راکرد
He did it with his fathers knowledge. با اطلاع پدرش اینکار راکرد
disclaims انکار کردن
disclaimed انکار کردن
disclaim انکار کردن
abnegate انکار کردن
gainsay انکار کردن
back-pedal انکار کردن
renege انکار کردن
recant انکار کردن
disclaiming انکار کردن
recants انکار کردن
recanting انکار کردن
repudiate انکار کردن
repudiates انکار کردن
renounced انکار کردن
recanted انکار کردن
renounce انکار کردن
denies انکار کردن
repudiating انکار کردن
renouncing انکار کردن
denied انکار کردن
gainsaying انکار کردن
renounces انکار کردن
forswearing انکار کردن
back-pedalling انکار کردن
back-pedalled انکار کردن
forswears انکار کردن
gainsays انکار کردن
disaffirm انکار کردن
back-pedals انکار کردن
forswear انکار کردن
denying انکار کردن
reneges انکار کردن
gainsaid انکار کردن
deny انکار کردن
reneging انکار کردن
reneged انکار کردن
deny انکار یا حاشا کردن
negative رد یا تکذیب یا انکار کردن
negatives رد یا تکذیب یا انکار کردن
forswear باسوگند انکار کردن
denied انکار یا حاشا کردن
denies انکار یا حاشا کردن
denying انکار یا حاشا کردن
forswearing باسوگند انکار کردن
forswears باسوگند انکار کردن
He that blows in the dust fills his eyes. <proverb> کسى که شرم ندارد وجدان هم ندارد.
There is no point in it . It doest make sense . It is meaningless. معنی ندارد ! ( مورد و مناسبت ندارد )
owning to his i. to do that نظر به عجزاواز کردن انکار
disclaim all liability کلیه بدهیها را انکار کردن
to make [deny] an allegation تهمتی زدن [ را انکار کردن]
one must نمیتوان گفت
it is hard to say نمیتوان گفت
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
there is no mistaking نمیتوان اشتباه کرد
he is second to none دومی ندارد بالادست ندارد
it is hard to say به اسانی نمیتوان قضاوت کرد
we cannot undo the past چیز گذشته را نمیتوان برگرداند
nemo tenetur ad impossible هیچ کس را نمیتوان به انجام کار
this report is incredible این گزارش را نمیتوان باورکرد
edlin در DOS-MS امکان سیستمی که به کاربر امکان می ددهد تغییرات را خط به خط در هر لحظه بر فایل اعمال کند
it is not d. نمیتوان ازان صرف نظر کرد
it is past reclaim دیگر نمیتوان انرا ابادیا احیاکرد
life is not worth an hour's p ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
it is not p to climb it نمیتوان از ان بالارفت بالارفتن از ان ممکن نیست
snow under <idiom> قبول چیزی که نمیتوان از آن مراقبت کرد
scheduler امکان نرم افزاری که به کاربر امکان مدیریت جلسات , قرار ملاقاتها یا استفاده از منابع میدهد.
forsaking رها کردن انکار کردن
forsake رها کردن انکار کردن
forsakes رها کردن انکار کردن
drop dead halt توقفی که نمیتوان ان رامورد پوشش قرار داد
nemo de domo sua extrahi debet هیچ کس را نمیتوان به زوراز خانه اش خارج کرد
it will not bear repeating جندان زشت است که نمیتوان انرا بازگو کرد
short run زمان موقت مدتی که در طی ان مقدارتولید یک کالا را نمیتوان تغییر داد
resident ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
residents ما در حافظه بار کردن ندارد وجود دارد
nescience اعتقاد باینکه حقایق غایی را نمیتوان بوسیله قیاس عقلانی فکر درک نمود
copyrights که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyright که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
Windows Explorer امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
Winsock امکان نرم افزاری برای کنترل مودم هنگام اتصال به اینترنت تحت DOS-MS یا ویندوز که به کامپیوتر امکان ارتباط تحت پروتکل TCP/IP میدهد
to throw open the door to امکان پذیر کردن
fullest پر کردن درون چیزی تا حد امکان
full پر کردن درون چیزی تا حد امکان
resident داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
residents داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
auto امکان بار کردن خودکار برنامه پس از روشن شدن کامپیوتر
autos امکان بار کردن خودکار برنامه پس از روشن شدن کامپیوتر
write permit ring چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
networking در یک شهر یا شهرهای مختلف که به آنها امکان ردو بدل کردن اطلاعات میدهد
response صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
responses صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
public متن یا برنامهای که حق کپی ندارد و توسط هر کسی قابل کپی کردن است
disproval انکار
disavowed انکار
disavows انکار
recantation انکار
gainsaid انکار
disavowing انکار
disavow انکار
gainsays انکار
gainsaying انکار
gainsay انکار
negation انکار
abnegation انکار رد
denegation انکار
retractaion انکار
disclamation انکار
repudiation انکار
denial انکار
abjuration انکار
denials انکار
contradiction انکار
disaffirmation انکار
disavowal انکار
contradictions انکار
undeniably انکار ناپذیر
self abnegation انکار نفس
unchallenged انکار ناپذیر
deniable قابل انکار
retractable انکار پذیر
self renunciation انکار نفس
palinode صنعت انکار
gainsayer انکار کننده
self-denial انکار نفس
self denial انکار نفس
forswore انکار کرد
self-denial انکار خویشتن
irrefutability انکار ناپذیری
irrefutable انکار ناپذیر
denier انکار کننده
undeniable انکار ناپذیر
languages نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
language نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
fire capabilities چارت امکان تیر توپخانه نمودار امکان تیر یکانهای توپخانه
port مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
negatory مبنی بر نفی یا انکار
peremptory غیر قابل انکار
renunciative ناشی از انکار نفس
renunciatory ناشی از انکار نفس
atheism انکار وجود خدا
negation of statement انکار یا تکذیب گفتهای
atheistic وابسته به انکار خدا
he has a good mind که انکار را انجام دهد
compiles برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiling برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compile برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
text سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
reader یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
texts سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
readers یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
irrefragable غیر قابل انکار و تکذیب
the odds are that he will doit احتمال دارد که انکار را بکند
disparages انکار فضیلت چیزی راکردن
rebuttable presumption فرض قانونی قابل انکار
how nicely he did it چقدرخوب انکار را انجام داد
disparaged انکار فضیلت چیزی راکردن
self abnegating انکار کننده نفس خود
disparage انکار فضیلت چیزی راکردن
redliner خصوصیتی در گروه کاری یا نرم افزای کلمه پرداز که امکان رنگی کردن نوشتار متن در جاهای مختلف میدهد
conclusive or irrebuttable presumption فرض قانونی غیر قابل انکار
personal محدوده سیستمهای بی سیم ارتباطی که امکان رد و بدل کردن داده کامپیوتر با وسایل دیگر مثل چاپگر یا PDA را فراهم میکند
escape character کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
issue of fact نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
graphics وسیله سطح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
tablets صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
tablet صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
report program generator زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
infra red link سیستمی که به دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و یک چاپگر امکان رد و بدل کردن اطلاعات با استفاده از اشعه مادون قرمز میدهد تا داده را حمل کند
estopel عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
microcomputer کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
HyperTerminal برنامه ارتباطی که در ویندوز وجود دارد و به کاربر امکان صدا کردن کامپیوتر راه دور از طریق مودم و فایلهای ارتباطی میدهد
micros کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micro کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
there is no style about her ندارد
flicker free ی ندارد
he is not of that stamp را ندارد
it does not weigh with me ندارد
there is no limit to it حد ندارد
It is o. k . ( all right ) . it doesent matter . عیب ندارد
it does not matter اهمیت ندارد
Nothing is quite impossible. کارنشد ندارد
there is no limit to it اندازه ندارد
it is a soft snap کاری ندارد
It is no trouble at all. زحمتی ندارد
She has no axe to grind . She doesnt mean anything . مقصودی ندارد
it is nothing out of the way غرابتی ندارد
he has no manners اداب ندارد
no object اهمیت ندارد
it lacks soul روح ندارد
it is well enough عیبی ندارد
he has nothing of his own چیزی ندارد
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com