Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
pinworm
کرم ریزسنجاقی انگل روده انسان ازدسته نماته ها
Other Matches
endamoeba
امیب انگل روده
roundworm
انواع کرم های گرد انگل روده
I´m as hungry as a horse.
آنقدر گشنه هستم که روده بزرگ روده کوچک را بخورد.
hungry as a hunter
<idiom>
آنقدر گشنه که روده بزرگ روده کوچک را بخورد
echinoderm
حیوانی ازدسته خارپوستان
horntail
هرنوع حشره ازدسته نازک بالان
anthrop
پیشوند بمعانی > انسان < و > جنس انسان <
anthropo
پیشوند بمعانی >انسان < و > جنس انسان <
artificial intelligence
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
intelligence
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
id
مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانی وجنسی ازان ناشی میشود
anthropography
علم ساختمان بدن انسان رشتهای از علم انسان شناسی که درباره تاثیراوضاع جغرافیایی بر روی نژادها صحبت میکند
feelings indigenous to man
احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
raff
انگل
sycophant
انگل
hanger-on
انگل
tagalong
انگل
sponging
انگل
parastite
انگل
sponged
انگل
parasite
انگل
sponge
انگل
parasital
انگل
hanger on
انگل
parasites
انگل
satellite
انگل
satellites
انگل
hangers-on
انگل
sycophants
انگل
parasitologist
انگل شناس
parasiticide
ماده انگل کش
parasitically
انگل وار
parasitize
انگل شدن بر
stray current
جریان انگل
zany
ادم انگل
secondary planet
انگل قمر
host
انگل دار
hosted
انگل دار
hosting
انگل دار
zooparasite
انگل حیوانی
hosts
انگل دار
plasmodium
انگل مالاریا
foliicolous
انگل برگ
parasitology
انگل شناسی
guest
انگل خارجی
zooparasite
حیوان انگل
to sponge
[on]
انگل شدن
entophyte
انگل درونی
engels law
قانون انگل
anaclisis
انگل وارگی
engel's law
قانون انگل
haematozoon
انگل خونی
autoecious
انگل یک میزبانی
footlicker
انگل طفیلی
ectoparasite
انگل خارجی
ectoparasite
انگل برون زی
endoparasite
انگل داخلی
guests
انگل خارجی
inquiline
انگل کم ازار
wide angle
واید انگل
wide-angle
واید انگل
idle rich
ثروتمندان انگل
sponge
انگل شدن
sponged
انگل شدن
sponging
انگل شدن
free rider
آدم انگل
epizoon
انگل برونی
anglian
زبان قوم انگل ها
anaclitic depression
افسردگی انگل واره
hemoflagellate
تاژکداران انگل خون
leech
خفاش خون اشام انگل
gonococcus
انگل یا میکرب سوزاک گونوکوک
heterophyte
گیاه انگل گیاهان دیگر
leeches
خفاش خون اشام انگل
trichinous
مربوط به کرم انگل گوشت خوک
wheat eel
کرم کوچک انگل گندم و علوفه
wheatworm
کرم کوچک انگل گندم و علوفه
plasmodium
نوعی از پلاسمودیدها که انگل یاختههای خون میشوند
microparasite
انگلهای کوچک وذره بینی ریز انگل
gamete
سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
land shark
کسیکه ملوانان رادردریاغارت میکندیابمال انها انگل میشود
gill
روده
bowel
روده
bowels
روده
gut
دل و روده
in a tangle
روده
enteron
روده
ileum
چم روده
garbage
روده
gutting
دل و روده
gut
روده
guts
روده
guts
دل و روده
gutting
روده
large intestine
روده بزرگ
disembowelling
روده دراوردن از
jejunum
تهی روده
disembowel
روده دراوردن از
disemboweled
روده دراوردن از
disemboweling
روده دراوردن از
embowel
روده در اوردن از
disembowelled
روده دراوردن از
disembowels
روده دراوردن از
embowel
در روده گذاردن
intestinal
روده دار
coecum
روده کور
haruspex
روده بین
cecum
روده کور
helminth
کرم روده
screaming
روده برکننده
hindgut
روده خلفی
colon
ستون روده
colons
ستون روده
ileum
روده دراز
caecum
روده کور
intestine
روده امعاء
intestines
روده امعاء
ascarid
کرم روده
enterotomy
روده شکافی
purtenance
دل و روده متعلقات
enteritis
اماس روده
enterocele
فتق روده
tormina
قولنج روده
hysterically
روده بر کننده
small intestine
روده کوچک
enterography
شرح روده ها
hysterical
روده بر کننده
enterology
روده شناسی
saburra
اخلاط روده
rectums
راست روده
rectum
راست روده
viscerate
روده در اوردن از
enterotomy
عمل روده
yack
روده درازی
gutting
روده دراوردن از
guts
روده دراوردن از
knuckles
قرحه روده
gut
روده دراوردن از
long windedness
روده درازی
mesentery
روده بند
enteralgia
درد روده
small intestine
روده باریک
enterectomy
روده بری
knuckle
قرحه روده
gastrointestinal
مربوط به معده و روده
chatterbox
ادم روده دراز
eventration
بیرون ریختگی روده
sidesplitting
روده براز خنده
ileac
وابسته به روده دراز
to set in a roar
از خنده روده برکردن
to die of laughing
ارخنده روده برشدن
mesenteric
مانند روده بند
to roar with laughter
<idiom>
از خنده روده بر شدن
hookworm
نوعی کرم روده
octopuses
روده پای هشت پا
octopus
روده پای هشت پا
chatterboxes
ادم روده دراز
invagination
پیچ خوردن روده
jejunal
وابسته به روده تهی
mesenterical
وابسته به روده بند
mesenteric
وابسته به روده بند
windbag
نطاق روده دراز
windbags
نطاق روده دراز
large intestine
قولون روده فراخ
mesenteritis
اماس روده بند
duodenitis
اماس روده اثناعشر
to split one's sides
از خنده روده برشدن
ileal
وابسته به روده دراز
ileitis
اماس روده دراز
chitlings
روده کوچک خوک
prolixity
پرگویی روده درازی
proctoptosis
سقوط روده راست
chitlins
روده کوچک خوک
chitterlings
روده کوچک خوک
peritoneum
برون شامه روده ها
in wards
شکمبه و روده واردات
eviscerate
روده یا چشم و غیره رادراوردن
ileus
انسداد روده قولنج الیاوسی
yaks
وراجی کردن روده درازی
duodenum
روده اثنی عشر دوازدهه
He hasnt got a single straight intestine.
<proverb>
یک روده راست در شکمش نیست .
prolix
خسته کننده روده دراز
proctoscope
الت معاینه روده راست
duodenums
روده اثنی عشر دوازدهه
eventration
جنین بی شکم یابی روده
colitis
ورم مخاط روده بزرگ
yak
وراجی کردن روده درازی
flagellant
کسیکه برای بخشودگی ازگناهان بخود شلاق میزند موجود یا انگل تاژک دار
sausage
روده محتوی گوشت چرخ شده
introsusception
دخول بخشی از روده در بخش دیگر
sausages
روده محتوی گوشت چرخ شده
intussusception
دخول بخشی از روده در بخش دیگر
typhlitis
اماس روده کور ورم اعور
entozoa
انگلهای داخلی بطور اعم وبخصوص کرمهای روده
laparectomy
برش بخشی از روده که درپهلوی ادمی واقع است
wind bag
سخنران پرگو نطاق روده دراز کیسه باد سینه
catgut
روده گربه وغیره که برای بخیه زدن درجراحی بکارمیرود
human beings
انسان
in human shape
انسان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com