Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
intellectualist
کسکیه اهمیت بسیار بقوه تعقل میدهدو انرامطلقاسرچشمه دانش میداند
Other Matches
polyhistor
دانش بسیار
it is very important
بسیار اهمیت دارد
cubes
بقوه سه رسیدن
cube
بقوه سه رسیدن
straight "A " student
دانش آموزی
[دانش جویی]
که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
imponderable
بی تعقل
intellectualization
تعقل
imponderables
بی تعقل
intellection
تعقل
wits
قوه تعقل
wit
قوه تعقل
unreasoning
ناقادر به تعقل
secondary
در درجه دوم اهمیت یا کم اهمیت تر از اولین
self contemplation
تعقل در نفس خود
non compos mentis
فاقدقوه تعقل و ادراک
disjunctive
حرف عطفی که بظاهر پیوند میدهدو در معنی جدا میسازد
goodness
میداند
all the world knows
همه کس میداند
nitrobenzene
ابگونهای که بوی روغن بادام تلخ میدهدو درساختن رنگهای جوهری بکار میرود
gospeller
خودراتنهاصاحب انجیل میداند
he proved to know the secret
معلوم شد راز را میداند
he has small greek
کمی یونانی میداند
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
wittol
مردی که میداند زن او خراب وفاحشه است
peter pence
زکات سالیانه که پیشتربه پاپ میداند
hylotheist
کسیکه خدا و ماده را یکی میداند
peter penny
زکات سالیانه که بیشتر به پاپ میداند
humoralist
کسیکه ناخوشیهای تن رانتیجه فسادخلطهای چهارگانه میداند
humanitarian
کسی که نوع پرستی را کیش خود میداند
pragamatist
کسیکه عملی بودن هر چیز راضر ر میداند
prehistorian
مورخی که اثار ما قبل تاریخ را خوب میداند
structuralism
بخشی از روانشناسی که ازراه تعقل وتفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرارمیدهد
of secondary importance
از حیث اهمیت د ردرجه دوم دردرجه دوم اهمیت
inspirationist
کسیکه کتاب مقدس را الهام خدابا وحی میداند
voices
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voice
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
printnow letter.doc
DOS یا 2/OS به جای علامت 1% نام فایلی را که تایپ شده است قرار میدهدو DOC.LETTER را روی چاپگر چاپ میکند
voicing
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
pantheism
فرضیهای که خدا را مرکب ازکلیه نیروها و پدیدههای طبیعی میداند
systematic theology
بخشی از علوم الهی که مذاهب مختلفه را جزئی ازیک حقیقت کل میداند
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
atomic theory
فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
framing
یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
polemarch
سرکرده سوم از نه تن سرکرده که خدمات لشگری انجام میداند
neither he nor she know
نه ان مرد میداند نه ان زن این دو تن مرد وزن هیچکدام نمیدانند
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
sciences
دانش
science
دانش
know how
دانش
cognisance
[British]
دانش
knowledge
دانش
understanding
دانش
kenning
دانش
scholarships
دانش
realizing
دانش
realising
[British]
دانش
cognition
دانش
wisdom
دانش
knowledge
دانش
scholarship
دانش
gramarey
دانش
gramary
دانش
gramarye
دانش
know-how
دانش
to a knowledge
دانش اندوختن
thermodynamics
دانش دماپویایی
an encourouges of science
دانش پرور
life sciences
دانش زیستی
alumnus
دانش اموخته
scholar
دانش پژوه
scholars
دانش پژوه
to reach for knowledge
دانش کوشیدن
schoolboys
دانش اموز
computer awarness
دانش کامپیوتر
grader
دانش اموز
postgraduate
دانش اموخته
postgraduates
دانش اموخته
schoolfellow
کسب دانش
educating
دانش اموختن
educates
دانش اموختن
in ken
د رحدود دانش
educate
دانش اموختن
erudition
فضل و دانش
schoolboy
دانش اموز
technical know how
دانش فنی
computer literacy
دانش کامپیوتر
polymathy
دانش زیاد
knowledge representation
بازنمود دانش
pansophism
دانش مطلق
learning
دانش یادگیری
patrons of learning
دانش پروران
pupil
دانش اموز
maieutic
دانش مامایی
smattering
دانش سطحی
pupils
دانش اموز
philomath
دانش پرست
life science
دانش زیستی
organum
وسیله دانش
knowledge representation
نمایش دانش
striker
دانش اموز
strikers
دانش اموز
teacher's college
دانش سرا
normal school
دانش سرا
aeronautics
دانش هوانوردی
schooling
کسب دانش
physical science
دانش مادی
ominscience
دانش بی پایان
omniscience
دانش بی پایان
onomastics
دانش نام
knowledge base
پایگاه دانش
academies
انجمن دانش
students
دانش اموز
knowlege representation
نمایش دانش
kith
دانش و معرفت
knowing faculty
قوه دانش
letters
معرفت دانش
knowledge domain
قلمرو دانش
knowledge engineer
مهندسی دانش
photology
دانش روشنایی
academy
انجمن دانش
letter
معرفت دانش
student
دانش اموز
architectonic
دانش معماری
witting
معلومات دانش
treatise
دانش نویسه
treatises
دانش نویسه
To acquire knowledge.
دانش فرا گرفتن
statics
دانش پایداری نیروها
summa
اثار دانش بشری
paleology
دانش چیزهای کهنه
academician
عضو انجمن دانش
old boy
دانش آموز پیشین
aeronautical
مربوط به دانش هوانوردی
nonrated man
دانش اموز دریایی
old boys
دانش آموز پیشین
cardiology
دانش قلب شناسی
metaphsics
نسبت بهشتی و دانش
logic
دانش تفکرات و دلایل
gynecology
دانش امراض زنانه
equivalent knowledge credit
تصدیق دانش علمی
psychologt
دانش قواوکارهای ذهنی
savoir vivre
دانش اداب ومعاشرت
rudimentary knowledge
دانش مقدماتی یا نخستین
reservoir of knowledge
مخزن یا گنج دانش
relativity of knowledge
نسبی بودن دانش
technology
دانش فنی تکنولوژی
he is a prodigy of learning
اعجوبه ایست در دانش
geogony
دانش زمین پیدایی
geogeny
دانش زمین پیدایی
liturgiology
دانش ایین نمازliturgist
phonics
دانش صدا وپژواک
geology
دانش زمین شناسی
metaphsics
دانش ماورای طبیعت
technologies
دانش فنی تکنولوژی
aeronautic
مربوط به دانش هوانوردی
superficiality
دانش سطحی بیمایگی
knowledge
نرم افزاری که دانش
domain knowledge
دانش محیط کاربرد
sophy
پسوندی بمعنی " دانش "و " شناسی "
acadmist
عضو انجمن دانش یافرهنگستان
podiatry
دانش ناخوشیهای پاودرمان انها
psychics
دانش قوا وکارهای ذهنی
phonology
دانش دگرگونی صدا در زبان
gnosis
دانش رازهای روحانی عرفان
encyclopedias
دایره العلوم دانش جنگ
macrobiotics
دانش طولانی کردن عمر
seaman recruit
دانش اموز ملوانی دریایی
encyclopaedias
دایره العلوم دانش جنگ
His knowledge has no limits.
دانش اوحد واندازه ای ندارد
encyclopedia
دایره العلوم دانش جنگ
matters
اهمیت
worthful
پر اهمیت
weensy
بی اهمیت
negligible
بی اهمیت
weightiness
اهمیت
small change
کم اهمیت
mattering
اهمیت
mattered
اهمیت
technical
کم اهمیت
matter
اهمیت
unmeaning
بی اهمیت
trifler
بی اهمیت
significance
اهمیت
small time
بی اهمیت
weeny
بی اهمیت
weeniest
بی اهمیت
weenier
بی اهمیت
momentous
با اهمیت
self importance
اهمیت
seriousness
اهمیت
small-time
بی اهمیت
worthless
بی اهمیت
immaterial
بی اهمیت
two-bit
بی اهمیت
inconseqential
بی اهمیت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com