English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
disseisee کسیکه ازتصرف ملک خودمحروم شده است
Search result with all words
disseisor کسیکه دیگری را ازتصرف ملک خودمحروم میکند
Other Matches
mediaevalist کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
disseise ازتصرف خارج کردن
dispossessor ازتصرف محروم کننده
disseisin محروم شدگی ازتصرف
disseisin تحریم کسی ازتصرف ملک خود
stripper کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
dispossessed ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossess ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessing ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossesses ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
gospeller کسیکه
dragman کسیکه
one who کسیکه
blessed is he who کسیکه
whom کسیکه
long shot کسیکه درمسابقات
constructionist کسیکه قانون
stalker کسیکه میخرامد
introspectionist کسیکه معتقد به
whomso بهر کسیکه
minimalist کسیکه خرسنداست
snorter کسیکه خرناس میکشد
misogynists کسیکه از زن بیزار است
misogynist کسیکه از زن بیزار است
pall bearer کسیکه در همراهی با جنازه
rumormonger کسیکه شایعه میسازد
heliophobe کسیکه ازافتاب بیزاراست
benedick کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
scaler کسیکه مقیاس بکارمیبرد
euphuist کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
jogger کسیکه اهسته می دود
nobs کسیکه از طبقات بالاباشد
figurant کسیکه باجمع میرقصد
nob کسیکه از طبقات بالاباشد
obstructionist کسیکه برای جلوگیری
joggers کسیکه اهسته می دود
tugger کسیکه کوشش وتقلامیکند
wonder worker کسیکه معجزه میکند
speller کسیکه لغت را هجی میکند
cessionary کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
songwriter کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
somnambulistic کسیکه درخواب راه میرود
browser کسیکه جسته وگریخته میخواند
symposiast کسیکه در بزم شرکت میکند
symposiarch کسیکه جلسهای را اداره میکند
inductee کسیکه وارد خدمت شده
autodidact کسیکه پیش خود میاموزد
pseudologist کسیکه مرتبا دروغ میگوید
fruiter کسیکه درخت میوه میکارد
presentee کسیکه چیزی باوعرضه شده
fruitarian کسیکه با میوه زندگی میکند .
revenant کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
stargazer کسیکه به ستاره ها خیره شده
first nighter کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
fillbelly کسیکه درکاری حریص باشد
sandbagger کسیکه کیسه شن بکار برد
gunfighter کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
faunist کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
purse bearer کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
gossiper کسیکه شایعات بی اساس میدهد
embracer کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
griper کسیکه مرتب شکایت میکند
pseudologer کسیکه مرتبا دروغ میگوید
gigman کسیکه درشکه تک اسبه دارد
depositor کسیکه پول در بانک میگذارد
contrapuntist کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
hylicist کسیکه معتقد به مادیات است
processionist کسیکه با دستهای راه میافتد
soliloquizer کسیکه باخود حرف میزند
soliloquist کسیکه باخود حرف میزند
deadhead کسیکه بدون بلیط سوار
proselyte کسیکه تازه بدینی واردشود
demonist کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
elephantiac کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
pledger کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
watchers کسیکه پاسداری و نظارت میکند
prankster کسیکه شوخی زننده کند
lobbyist کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
lobbyists کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
chain smoker کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
sitter کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
pranksters کسیکه شوخی زننده کند
sitters کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
malaprop کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
waxer کسیکه موم مالی میکند
ortorian کسیکه شرکت در خواندن بنماید
weaner کسیکه بچه را از شیر میگیرد
watcher کسیکه پاسداری و نظارت میکند
non entity کسیکه بودونابوداو یکی است
sweater کسیکه عرق میکند پلوور
sweaters کسیکه عرق میکند پلوور
negroid کسیکه خون سیاهان در او باشد
nightwalker کسیکه شب در خواب راه میرود
winegrower کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
ghost writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writers کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
chain-smoker کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
chain-smokers کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
lobbyer کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
liveryman کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
night walker کسیکه در خواب راه میرود
libertines کسیکه پابند مذهب نیست
paradoxist کسیکه سخنهای متناقض میگوید
paperhanger کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
falconer کسیکه با شاهین شکار میکند
personator کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
scapegoats کسیکه قربانی دیگران شود
light sleeper کسیکه خوابش سبک است
falconers کسیکه با شاهین شکار میکند
paralogist کسیکه قیاس نادرست میسازد
libertine کسیکه پابند مذهب نیست
milch cow کسیکه باسانی میتوان پول از او در اورد
jailŠetc کسیکه زندان خانه اوشده است
irrepressible joy کسیکه نتوان از او جلو گیری کرد
misanthropist کسیکه از جامعه و از انسان بیزار است
pone کسیکه ورق بازی رابر میزند
mumbler کسیکه اهسته وناشمرده سخن میگوید
garreteer کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
interpolator کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
revelationist کسیکه معتقد به الهام ومکاشفه است
landsman کسیکه زندگی وشغلش در خشکی است
moonlighter کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
parroter کسیکه چیزی را طوطی وار یادمیگیرد
octoroon کسیکه یک هشتم از خون سیاهان در او باشد
prison bird کسیکه زندان خانه او شده است
progress chaser کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
ox man کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
malapropian کسیکه لغات را غلط بکار میبرد
hylotheist کسیکه خدا و ماده را یکی میداند
heteroclite کسیکه کارهایش برخلاف قاعده همگانیست
orthoepist کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
head liner کسیکه نامش دربالای صفحهای نموداراست
knocker up کسیکه بردرخانه هامیزندتاکارگران را ازخواب بیدارکند
irreligionist کسیکه بمسائل دینی اعتنائی ندارد
knobbler کسیکه سنگ را ازگره صاف میکند
hemiplegic کسیکه نیم بدنش فلج است
prisoner at the bar کسیکه در نزد دادگاه متهم است
nonunion کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
non abstainer کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
loiterer کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
gainer کسیکه سود میبرد استفاده کننده
wool stapler کسیکه تجارت پشم خام میکند
loitering :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiters :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
colonist کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
colonists کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
vacuist کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
undertaking کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
sadistic کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
sadistically کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
the observed of all observers کسیکه توجه همه سوی اوست
air controlman کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
loiter :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
weekender کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
undertakers کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
whitener شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
spoilsport کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
spoilsports کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
lumberjack کسیکه الوار وتیر اره میکند
lumberjacks کسیکه الوار وتیر اره میکند
would be کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
would-be کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
vouchee کسیکه برای او گواهی وشهادت میدهند
sadist کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
undertaker کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
loitered :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
conventionalist کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
dabster کسیکه دربازی یاکارهای دیگرزبردست است
death watch پاسبان کسیکه محکوم بمرگ است
ambidexter کسیکه هردودست بخوبی درفرمان اوباشد
demonstrationist کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
engrosser کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
smatterer کسیکه از روی بی اطلاعی حرف میزند
rock scorpion کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
dragsman لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
end gatherer کسیکه اشغال پشم راجمع میکند
covenantee کسیکه باوپیمانی کرده باشند متعهدله
my neighbour at dinner کسیکه سر ناهار پهلوی من نشسته است
arsonist کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
syllogist کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
bedder لله کسیکه بچه را خواب میکند
free thinker کسیکه دارای فکر ازاد بوده
canonist کسیکه قانون شرع یا شرعیان بداند
color bearer کسیکه پرچم را درجایگاه نگه می دارد
ordinee کسیکه تازه درجه شماسی گرفته است
snuffer وسیله یا کسیکه چراغی راروشن یا خاموش کند
gatecrashers کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
winnower کسیکه باد افشانی میکند ماشین بوجاری
quarterfinalist کسیکه در مسابقه یک چهارم نهایی شرکت میکند
rubricator کسیکه عنوانهای کتابی رابخط قرمز مینویسد
nostradamus کسیکه پیشه اش خبراز غیب دادن است
weisenheimer کسیکه معلومات سطحی در همه چیز دارد
wisenheimer کسیکه معلومات سطحی درهمه چیز دارد
wine cooper کسیکه کارش جادادن یافروختن باده است
gatecrasher کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
wine taster کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
wire dancer کسیکه که روی سیم میرقصد و بازی میکند
second fiddle کسیکه دارای وفایف فرعی ویاثانوی است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com