Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
sadistic
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
sadistically
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
Other Matches
sadist
کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
Schadenfreude
لذتی که شخصی از رنج کشیدن دیگران میبرد
purse bearer
کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
gainer
کسیکه سود میبرد استفاده کننده
malapropian
کسیکه لغات را غلط بکار میبرد
ghost-writers
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
scapegoats
کسیکه قربانی دیگران شود
spoilsport
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
spoilsports
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
interlopers
کسیکه در کار دیگران مداخله میکندوایشان را ازسودبردن بازمی دارد
interloper
کسیکه در کار دیگران مداخله میکندوایشان را ازسودبردن بازمی دارد
caveator
کسیکه درضمن تقاضای ثبت اختراع تقاضامیکند به تقاضای دیگران تر
encroachment
تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
encroachments
تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
light come light g
میبرد
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
it is a strain on one's energy
خیلی زور میبرد
nepenthes
دارویی که غم را از بین میبرد
halvers
کسی که نیم سهم میبرد
he leads a miserable life
زندگی نحسی بسر میبرد
hoist line
کابلی که بدنه اسکریپر را بالاو پایین میبرد
ricksha
کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
rickshaw
کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
rickshaws
کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
ferrybridge
کشتی ای که قطار راه اهن راازروی رودخانه یاخلیج میبرد
outside porter
باربری که بنه مسافران را ازایستگاه راه اهن بیرون میبرد
sadism
نوعی انحراف جنسی که شخص در اثر ان از ازار دادن لذت میبرد
ends
روی صفحه کلید IBM PC کلیدی که نشانه گر را به انتهای خط فعلی میبرد
end
روی صفحه کلید IBM PC کلیدی که نشانه گر را به انتهای خط فعلی میبرد
ended
روی صفحه کلید IBM PC کلیدی که نشانه گر را به انتهای خط فعلی میبرد
The Pied Piper of Hamelin
نی نواز هاملن
[با نوازش موشها را تلسم میکرد و به رودخانه میبرد غرق شوند]
The Pied Piper of Hamelin
فلوت زن رنگارنگ هاملن
[با نوازش موشها را تلسم میکرد و به رودخانه میبرد غرق شوند]
rest
دیگران
rests
دیگران
easy come, easy go
<idiom>
باد آورده را باد میبرد
What do the others say?
دیگران چه می گویند؟
regard for others
ملاحظه دیگران
asides
جدااز دیگران
regard for others
رعایت دیگران
regard for others
واهمه از دیگران
regrad for others
ملاحظه دیگران
aside
جدااز دیگران
et al
مخفف و دیگران
mind reader
کاشف افکار دیگران
mind readers
کاشف افکار دیگران
infringement on others rights
تخطی به حقوق دیگران
individualizing
از دیگران جدا کردن
individualizes
از دیگران جدا کردن
breaches
تجاوز به حقوق دیگران
individualized
از دیگران جدا کردن
individualize
از دیگران جدا کردن
individualising
از دیگران جدا کردن
individualises
از دیگران جدا کردن
individualised
از دیگران جدا کردن
infringer
متخطی به حقوق دیگران
under one's belt
<idiom>
استفاده از تجارب دیگران
breach
تجاوز به حقوق دیگران
to pull the strings
دیگران را الت قراردادن
spoilsman
محل عیش دیگران
as a warning to others
برای عبرت دیگران
an outrage upon justice
پایمال سازی حق دیگران
one-upmanship
<idiom>
توانایی سر بودن از دیگران
dummy
الت دست دیگران
dummies
الت دست دیگران
vicarious saccifice
خودش به جای دیگران
draw away
دیگران را پست سرگذاشتن
prevenance
توجه باحتیاجات دیگران
mind reading
کشف افکار دیگران
steal one's thunder
<idiom>
قاپیدن کلام دیگران
prepotent
نیرومندتر از دیگران غالب
take after
<idiom>
مثل دیگران رفتارکردن
breached
تجاوز به حقوق دیگران
spoiler
محل عیش دیگران
to live at the expense of society
بار دیگران شدن
run away with
<idiom>
سربودن ،بهتراز دیگران بودن
proportion
اندازه چیزی در برابر با دیگران
to be the odd one out
<idiom>
نامشابه
[دیگران در گروهی]
بودن
to break the ice
دیگران شکل ابتدائی رانداشتن
To put ones nose into other peoples affairs .
درکار دیگران فضولی کردن
To pick other peoples brains.
از افکار دیگران استفاده کردن
to trespass
بحقوق دیگران تجاوز کردن
to act independently of others
کاری به کار دیگران نداشتن
to mack i. about a person
در باره کسی از دیگران جویاشدن
competition clause
شرط ممانعت از دخول دیگران
blazing star
هرچیزی که موردتوجه دیگران باشد
draw away
جلوتر از دیگران حرکت کردن
to i. upo other's rights
بحقوق دیگران تجاوز کردن
Pry not into the affair of others.
<proverb>
در کار دیگران مداخله مکن .
john aleay jones
جان که نام دیگران جوتراست
splurged
ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
splurging
ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
splurges
ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
scapegoat
کسی که قربانی دیگران شود
scapegoat
کسی را قربانی دیگران کردن
i do not know;try the others
من نمیدانم ببینید دیگران میمانند یا نه
interlope
پادرمیان کار دیگران گذاردن
scapegoats
کسی راقربانی دیگران کردن
splurge
ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
plagiarized
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizes
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizing
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
poke
سکه زدن فضولی در کار دیگران
upstages
توجه دیگران را به خود جلب کردن
upstaged
توجه دیگران را به خود جلب کردن
plagiarising
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarises
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
have a way with
<idiom>
تحت نفوذ قرار دادن دیگران
plagiarised
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
to put in a piece of work
بخشی از کار دیگران را انجام دادن
to throw one's lot
با بخت یا سهم دیگران شریک شدن
go (someone) one better
<idiom>
کاری را بهتراز دیگران انجام دادن
Be quiet so as not to wake the others.
ساکت باشید تا دیگران را بیدار نکنید.
rain on someone's parade
<idiom>
برنامه های دیگران را مختل کردن
upstaging
توجه دیگران را به خود جلب کردن
copier
مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
to interject a remark
سخنی را در میان سخن دیگران گفتن
plagiary
سارق اثار ادبی و هنری دیگران
claptrap
سخنی که برای ستایش دیگران بگویند
pokes
سکه زدن فضولی در کار دیگران
poking
سکه زدن فضولی در کار دیگران
plagiarize
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarist
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
poked
سکه زدن فضولی در کار دیگران
spoilsports
کسی که عیش دیگران را منغص میکند
peeping Tom
<idiom>
کسی که به پنجره دیگران نگاه میکند
oddball
<idiom>
کسی که رفتارش با دیگران فرق میکند
copiers
مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
you said it/you can say that again
<idiom>
نشان دادن موفقیت با نظریه دیگران
cool one's heels
<idiom>
به علت بی ادبی دیگران منتظر ماندن
To lay one self open to ridicule .
خودراآلت دست ومسخره دیگران قراردادن
spoilsport
کسی که عیش دیگران را منغص میکند
swim against the tide/current
<idiom>
کاری متفاوت از دیگران انجام دادن
parrotry
بازگویی سخن دیگران مانندطوطی یا ازراه چاپلوسی
exclucivism
بیمیلی بداخل کردن دیگران درحلقه خود
self enforcing
دارای قدرت تحمیل اراده خودبر دیگران
bohemian
که درزندگی یاکارخودبرسم وقانون دیگران کاری ندارد
bohemians
که درزندگی یاکارخودبرسم وقانون دیگران کاری ندارد
His happiness consists in helping others.
خوشبختی او در این است که به دیگران کمک کند.
to herd with other people
با مردم دیگر پیوستن درگروه دیگران درامدن
She is more culpable than the others.
او
[زن]
بیشتر از دیگران گناه کار
[مقصر]
است.
cats paw
الت دست دیگران گره پنجه گربهای
totaquine
داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
ignoring
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
noctule
یکجور شب کور در انگلستان که از همه شبکورهای دیگران کشوربزرگتراست
pestiferously
چنانکه برای اخلاق دیگران زیان اور باشد
ignored
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
ignore
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
ignores
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
sports
پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
totaquina
داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
sport
پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
sported
پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
whom
کسیکه
dragman
کسیکه
gospeller
کسیکه
blessed is he who
کسیکه
one who
کسیکه
livery stable
اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسبهای دیگران
I wanted to go camping but the others quickly ruled out that idea.
من می خواستم به کمپینگ بروم اما دیگران سریع ردش کردند.
misprision
گناه فرو گذاری از فاش کردن تبه کاری دیگران
Eavesdrop
فالگوش ایستادن، استراق سمع کردن، یواشکی حرفهای دیگران را شنیدن
fast talker
<idiom>
گوینده خوب کسی است که بتواند دیگران متقاعد کند
These pants do not look any different than the others.
به نظر نمی آید که این شلوار از دیگران متفاوت باشد.
echolalia
تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
introspectionist
کسیکه معتقد به
whomso
بهر کسیکه
constructionist
کسیکه قانون
long shot
کسیکه درمسابقات
stalker
کسیکه میخرامد
minimalist
کسیکه خرسنداست
to pound the filed
غیر قابل عبور کردن ازحصاری که برای دیگران غیرقابل عبوراست
to bring somebody into line
زور کردن کسی که خودش را
[به دیگران]
وفق بدهد یا هم معیار بشود
building block
واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
building blocks
واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
Wise men learn by other mens mistakes;fools by the.
<proverb>
مردم عاقل از اشتباهات دیگران درس مى گیرند جاهلان از خطاهاى خود .
heliophobe
کسیکه ازافتاب بیزاراست
pall bearer
کسیکه در همراهی با جنازه
misogynists
کسیکه از زن بیزار است
snorter
کسیکه خرناس میکشد
wonder worker
کسیکه معجزه میکند
scaler
کسیکه مقیاس بکارمیبرد
tugger
کسیکه کوشش وتقلامیکند
rumormonger
کسیکه شایعه میسازد
benedick
کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
jogger
کسیکه اهسته می دود
nobs
کسیکه از طبقات بالاباشد
nob
کسیکه از طبقات بالاباشد
figurant
کسیکه باجمع میرقصد
obstructionist
کسیکه برای جلوگیری
joggers
کسیکه اهسته می دود
euphuist
کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
misogynist
کسیکه از زن بیزار است
chain-smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
falconer
کسیکه با شاهین شکار میکند
fillbelly
کسیکه درکاری حریص باشد
demonist
کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com