Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
gatecrasher
کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شدهاست
gatecrashers
کسیکه بدون بلیط یا پرداخت ورودیه داخل سالن شدهاست
Other Matches
deadhead
کسیکه بدون بلیط سوار
box offices
گیشه فروش بلیط ورودیه نمایش
box office
گیشه فروش بلیط ورودیه نمایش
court tennis
تنیس داخل سالن
indoor soccer
فوتبال داخل سالن
lounger
کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
fare dodger
کسی که بدون بلیط سوار وسایل نقلیه می شود
delegatee
کسیکه پرداخت بدهی شخص دیگر به او واگذار شده است
intruders
کسیکه سرزده یا بدون اجازه وارد شود
intruder
کسیکه سرزده یا بدون اجازه وارد شود
aluminum pigmented dope
لعاب یا پرداخت که داخل ان تکههای کوچک الومینیوم بصورت معلق پراکنده شده است
forwarding merchant
حق الزحمهای دریافت می دارد بدون انکه دروسیله حمل یا پرداخت کرایه شریک باشد
licenses
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licence
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
freeware
نرم افزاری که در دامنه عمومی قرار دارد و هر کسی بدون پرداخت میتواند از آن استفاده کند
copyrights
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyright
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
stamped addressed envelope
پاکتی که بر روی آن تمبر زده و میفرستند تا طرف مقابل در آن چیزی گذاشته و بدون پرداخت هزینه ای آنرا برگرداند
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
ratline
عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
admission
ورودیه
door money
ورودیه
admissions
ورودیه
income
ورودیه جدیدالورود
quantum valebat
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
entrancing
ورودیه اجازه ورود
fee
پای مزد ورودیه
gates
وسایل ورود ورودیه
gate
وسایل ورود ورودیه
entrances
ورودیه اجازه ورود
entranced
ورودیه اجازه ورود
entrance
ورودیه اجازه ورود
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
gate meeting
انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
warehousing system
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
intercommand
داخل قسمت داخل یکان
progress payment
پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
nuclide
کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
matte
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matt
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing
پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
c & f
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
usance
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
sets of bill
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
island bases
پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
droppage
کسری پرداخت کسر پرداخت
fate
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fates
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
amphitheater
سالن
coliseum
سالن
mortise dead lock
قفل داخل کار قفل داخل درب
tax evasion
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
music hall
سالن موسیقی
ballrooms
سالن رقص
drawing rooms
سالن پذیرایی
drawing room
سالن پذیرایی
beauty salon
سالن زیبایی
basilica
سالن درازومستطیل
mass hall
سالن نهارخوری
arrival hall
سالن ورود
gallery
سرسرا سالن
gym
سالن ژیمناستیک
messes
سالن غذاخوری
music halls
سالن موسیقی
lyceum
سالن بحث
showroom
سالن نمایشگاه
mass hall
سالن غذاخوری
showrooms
سالن نمایشگاه
mess
سالن غذاخوری
colosseum
سالن بزرگ
arrival hall
سالن ورود
galleries
سرسرا سالن
gyms
سالن ژیمناستیک
ballroom
سالن رقص
salon
سالن زیبایی
concourse
سالن اصلی
basilicas
سالن درازومستطیل
living room
سالن نشیمن
salons
سالن زیبایی
living rooms
سالن نشیمن
lobbied
سالن انتظار
lobby
سالن انتظار
lobbies
سالن انتظار
pass
بلیط
passed
بلیط
ticket
بلیط
tickets
بلیط
passes
بلیط
elder hard
سر بلیط
ransom
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransoms
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
refectory
سالن ناهار خوری
lyceum
سالن سخنرانی عمومی
lobbies
سالن هتل و مهمانخانه
astrodome
سالن رسد خانه
officer's mess
سالن غذاخوری افسران
dojang
سالن تمرین تکواندو
lobby
سالن هتل و مهمانخانه
refectories
سالن ناهار خوری
lobbied
سالن هتل و مهمانخانه
dramshop
سالن مشروب فروشی
departure hall
سالن ترک کردن
wardroom
سالن بیماران بیمارستان
beauty shop
سالن ارایش وزیبایی
amusement arcade
سالن بازیهای الکترونیکی
saloon car
واگن سالن دار
saloon
سالن زیبایی رستوران
saloons
سالن زیبایی رستوران
parlor car
سالن استراحت قطار
meal ticket
بلیط غذا
meal tickets
بلیط غذا
8 oclock sharp . On the stroke of 8.
بلیط دوسره
rain check
بلیط باران
complimentary
بلیط افتخاری
deadhead
بی بلیط سفرکردن
token
بلیط ورود
season tickets
بلیط فصلی
booking clerk
بلیط فروش
hare
مسافر بی بلیط
hares
مسافر بی بلیط
trip ticket
بلیط مسافرت
tickets
بلیط منتشرکردن
ticket
بلیط منتشرکردن
stubs
ته بلیط کوتوله
stubbing
ته بلیط کوتوله
season ticket
بلیط فصلی
commutation ticket
بلیط با تخفیف
return ticket
بلیط دوسره
return tickets
بلیط دوسره
tokens
بلیط ورود
stub
ته بلیط کوتوله
stubbed
ته بلیط کوتوله
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
basilicas
کلیساهایی که سالن دراز دارند
basilica
کلیساهایی که سالن دراز دارند
The hall has three exits.
سالن دارای سه خروجی است.
valhalla
سالن پذیرایی خدای اودین
parlormaid
کلفت یاپیشخدمت سالن پذیرایی
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
day return
بلیط رفتو برگشت
cards
کارت ویزیت بلیط
card
کارت ویزیت بلیط
show your ticket to him
بلیط خودراباونشان دهید
box offices
باجه بلیط فروشی
box office
باجه بلیط فروشی
tickets
بلیط دار کردن
to queue
[line]
up for tickets
برای بلیط در صف ایستادن
ticket
بلیط دار کردن
rain check
بلیط مجانی یا مجدد
return ticket
بلیط رفت و برگشت
nave
سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
naves
سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
lounge car
قطار دارای سالن استراحت وتفریح
mess hall
سالن غذا خوری سرباز خانه
Is there a beauty salon in the hotel?
آیا سالن زیبایی در هتل هست؟
bookable
بلیط هواپیما-صندلیتئاتر رزروشده
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
grille
شبکه پنجره کوچک بلیط فروشها
grilles
شبکه پنجره کوچک بلیط فروشها
There are no tickets available for tonight .
بلیط برای امشب موجود نیست
show him your ticket
بلیط خودرا باو نشان دهید
There are a few tickets left for tonight .
چند بلیط برای امشب مانده
this ticket admits one
با این بلیط یک تن را اجازه دخول می دهند
pullman car
واگن سالن دار که جای خواب نیز دارد
plateform
بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
sell out
تاتری که تمام بلیط هایش بفروش رفته
sell-outs
تاتری که تمام بلیط هایش بفروش رفته
travel agents
بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
travel agent
بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
sell-out
تاتری که تمام بلیط هایش بفروش رفته
carnet
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
rain check
<idiom>
بلیط مجانی برای چیزی که به علت باران کنسل شده
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
claim for indemnification
ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
ability to pay principle of taxation
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
subscribe
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
blessed is he who
کسیکه
gospeller
کسیکه
one who
کسیکه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com