English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
pledger کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
Other Matches
mediaevalist کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
strippers کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
stripper کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
hobnobbed بسلامتی
hobnobs بسلامتی
hobnob بسلامتی
hobnobbing بسلامتی
pledge بسلامتی نوش
pledged بسلامتی نوش
here's to you بسلامتی شما
pledging بسلامتی نوش
prosit بسلامتی شما
pledges بسلامتی نوش
toaster نوشنده بسلامتی کسی
toasters نوشنده بسلامتی کسی
hobnobs بسلامتی کسی نوشیدن
hobnob بسلامتی کسی نوشیدن
hobnobbed بسلامتی کسی نوشیدن
hobnobbing بسلامتی کسی نوشیدن
toast بسلامتی کسی نوشیدن
skoal بسلامتی کسی نوشیدن
toasted بسلامتی کسی نوشیدن
toasting بسلامتی کسی نوشیدن
toasts بسلامتی کسی نوشیدن
to propose a person بسلامتی کسی نوشیدن
to drink any ones health بسلامتی کسی نوشیدن
to look toward any one بسلامتی کسی نوشیدن
to drink to a person بسلامتی کسی نوشیدن
pledging بسلامتی کسی باده نوشیدن
toasted باده نوشی بسلامتی کسی
toast باده نوشی بسلامتی کسی
pledged باده نوشی بسلامتی کسی
pledged بسلامتی کسی باده نوشیدن
pledges باده نوشی بسلامتی کسی
toasting باده نوشی بسلامتی کسی
pledging باده نوشی بسلامتی کسی
pledge بسلامتی کسی باده نوشیدن
toasts باده نوشی بسلامتی کسی
pledge باده نوشی بسلامتی کسی
pledges بسلامتی کسی باده نوشیدن
hypochondriasis اضطراب واندیشه بیهودی راجع بسلامتی خود
hypochondria اضطراب واندیشه بیهوده راجع بسلامتی خود
dragman کسیکه
gospeller کسیکه
whom کسیکه
one who کسیکه
blessed is he who کسیکه
stalker کسیکه میخرامد
introspectionist کسیکه معتقد به
long shot کسیکه درمسابقات
whomso بهر کسیکه
minimalist کسیکه خرسنداست
constructionist کسیکه قانون
scaler کسیکه مقیاس بکارمیبرد
nobs کسیکه از طبقات بالاباشد
figurant کسیکه باجمع میرقصد
joggers کسیکه اهسته می دود
obstructionist کسیکه برای جلوگیری
jogger کسیکه اهسته می دود
wonder worker کسیکه معجزه میکند
benedick کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
rumormonger کسیکه شایعه میسازد
euphuist کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
nob کسیکه از طبقات بالاباشد
pall bearer کسیکه در همراهی با جنازه
heliophobe کسیکه ازافتاب بیزاراست
misogynist کسیکه از زن بیزار است
misogynists کسیکه از زن بیزار است
snorter کسیکه خرناس میکشد
tugger کسیکه کوشش وتقلامیکند
speller کسیکه لغت را هجی میکند
symposiast کسیکه در بزم شرکت میکند
cessionary کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
soliloquizer کسیکه باخود حرف میزند
elephantiac کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
embracer کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
deadhead کسیکه بدون بلیط سوار
songwriter کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
soliloquist کسیکه باخود حرف میزند
demonist کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
stargazer کسیکه به ستاره ها خیره شده
depositor کسیکه پول در بانک میگذارد
pranksters کسیکه شوخی زننده کند
somnambulistic کسیکه درخواب راه میرود
contrapuntist کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
symposiarch کسیکه جلسهای را اداره میکند
faunist کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
proselyte کسیکه تازه بدینی واردشود
inductee کسیکه وارد خدمت شده
processionist کسیکه با دستهای راه میافتد
presentee کسیکه چیزی باوعرضه شده
personator کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
paralogist کسیکه قیاس نادرست میسازد
light sleeper کسیکه خوابش سبک است
paradoxist کسیکه سخنهای متناقض میگوید
paperhanger کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
lobbyer کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
malaprop کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
ortorian کسیکه شرکت در خواندن بنماید
non entity کسیکه بودونابوداو یکی است
nightwalker کسیکه شب در خواب راه میرود
pseudologer کسیکه مرتبا دروغ میگوید
hylicist کسیکه معتقد به مادیات است
fillbelly کسیکه درکاری حریص باشد
first nighter کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
gigman کسیکه درشکه تک اسبه دارد
fruitarian کسیکه با میوه زندگی میکند .
fruiter کسیکه درخت میوه میکارد
sandbagger کسیکه کیسه شن بکار برد
liveryman کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
gossiper کسیکه شایعات بی اساس میدهد
revenant کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
griper کسیکه مرتب شکایت میکند
gunfighter کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
negroid کسیکه خون سیاهان در او باشد
purse bearer کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
pseudologist کسیکه مرتبا دروغ میگوید
night walker کسیکه در خواب راه میرود
sitter کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
winegrower کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
ghost writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
watcher کسیکه پاسداری و نظارت میکند
ghost-writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writers کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
falconers کسیکه با شاهین شکار میکند
chain smoker کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
falconer کسیکه با شاهین شکار میکند
scapegoats کسیکه قربانی دیگران شود
chain-smoker کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
chain-smokers کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
sitters کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
weaner کسیکه بچه را از شیر میگیرد
prankster کسیکه شوخی زننده کند
lobbyist کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
waxer کسیکه موم مالی میکند
libertine کسیکه پابند مذهب نیست
libertines کسیکه پابند مذهب نیست
sweater کسیکه عرق میکند پلوور
lobbyists کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
autodidact کسیکه پیش خود میاموزد
watchers کسیکه پاسداری و نظارت میکند
browser کسیکه جسته وگریخته میخواند
sweaters کسیکه عرق میکند پلوور
my neighbour at dinner کسیکه سر ناهار پهلوی من نشسته است
mumbler کسیکه اهسته وناشمرده سخن میگوید
non abstainer کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
weekender کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
prisoner at the bar کسیکه در نزد دادگاه متهم است
prison bird کسیکه زندان خانه او شده است
spoilsport کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
hylotheist کسیکه خدا و ماده را یکی میداند
spoilsports کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
heteroclite کسیکه کارهایش برخلاف قاعده همگانیست
lumberjack کسیکه الوار وتیر اره میکند
lumberjacks کسیکه الوار وتیر اره میکند
hemiplegic کسیکه نیم بدنش فلج است
head liner کسیکه نامش دربالای صفحهای نموداراست
progress chaser کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
interpolator کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
whitener شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
loiterer کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
ox man کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
wool stapler کسیکه تجارت پشم خام میکند
orthoepist کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
octoroon کسیکه یک هشتم از خون سیاهان در او باشد
landsman کسیکه زندگی وشغلش در خشکی است
milch cow کسیکه باسانی میتوان پول از او در اورد
misanthropist کسیکه از جامعه و از انسان بیزار است
nonunion کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
knocker up کسیکه بردرخانه هامیزندتاکارگران را ازخواب بیدارکند
knobbler کسیکه سنگ را ازگره صاف میکند
moonlighter کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
jailŠetc کسیکه زندان خانه اوشده است
pone کسیکه ورق بازی رابر میزند
parroter کسیکه چیزی را طوطی وار یادمیگیرد
irrepressible joy کسیکه نتوان از او جلو گیری کرد
irreligionist کسیکه بمسائل دینی اعتنائی ندارد
malapropian کسیکه لغات را غلط بکار میبرد
demonstrationist کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
engrosser کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
smatterer کسیکه از روی بی اطلاعی حرف میزند
covenantee کسیکه باوپیمانی کرده باشند متعهدله
colonist کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
sadistically کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
arsonist کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
loiters :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
color bearer کسیکه پرچم را درجایگاه نگه می دارد
end gatherer کسیکه اشغال پشم راجمع میکند
ambidexter کسیکه هردودست بخوبی درفرمان اوباشد
death watch پاسبان کسیکه محکوم بمرگ است
colonists کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
sadistic کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
undertaking کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
vacuist کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
dabster کسیکه دربازی یاکارهای دیگرزبردست است
air controlman کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
dragsman لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
loitering :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitered :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
conventionalist کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com